مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 
چرا کیفیت؟ مشکل در کجاست؟

چرا کیفیت؟ مشکل در کجاست؟

سال 54 هنوز در کسوت لباس سربازی بودم که استاد عزیزم جناب آقای دکتر دادمنش از حقیر خواستند که به افتخار همکاری ایشان نائل شوم. با خوشحالی پذیرفتم و در طول مدتی که دانشکده بودم همواره از نظم و انضباط، علم و کمالات ایشان بهره ها بردم. اوایل هر روز صبح که سعی کردم قبل از ایشان در بخش حضور پیدا کنم اغلب موفق نمی شدم، گاهی هم که تاخیر داشتم ایشان از بالای عینک ضمن مطالعه، نیم نگاهی به حقیر می انداختند و من هم حساب کار دستم می آمد. بقیه همکاران هم همینطور تا اوایل انقلاب که ما از وجود ایشان در گروه محروم شدیم. بعد ها این سنت حسنه در من بوجود آمد، سحرخیزی و وقت شناسی را اول از پدر و بعد از ایشان آموختم. صبح ها هر روز اول وقت به اتفاق جناب دکتر غزنوی و مرحوم دکتر هاشمی در بخش حاضر بودیم، گاهی به صرف مطالعه و مقاله و گاهی به قدم زدن و گپ و گفت در محوطه باغچه دانشگاه، دوستان و همکاران هم اغلب وقت شناس و مرتب بودند. اما دیده میشد که برخی از دوستان با تاخیر و گاهی با غیبت با اطلاع و گاهی با غیبت  بی اطلاع، بالطبع دانشجویان و بیماران را معطل و چشم انتظار نگه می داشتند.
مرحوم دکتر هاشمی که در آن زمان مدیر گروه و پیشکسوت و همواره ماخوذ به حیا بودند، تذکر جدی به کسی نمی دادند، یعنی جو بخش دانشکده این اجازه را به ایشان نمی داد. به مصداق یک بز گر گله را گر می کند کم کم این بی علاقگی و بی نظمی هم در سرویس های درمانی آموزشی و هم در رفتار ما بوجود آمد بگونه ای که در سال های آخر خدمت دانشگاهی آخر وقت اداری که می خواستم از بخش خارج و به طرف درب خروجی دانشکده بروم از رفتار خودم در بخش و وقتی که سپری کرده بودم احساس نارضایتی می کردم تا اینکه با اصرار و ابرام تقاضای بازنشستگی ام مورد قبول واقع گردید و مانند اسلاف تقریبا با دانشگاه و دانشجویان علیرغم میل باطنی ام تقریباً قطع رابطه کردم. حالا دیگر چند سالی است صبح ها که در اختیار خودم هستم یک روز برای دیدار والدین، یک روز برای دیدار دوستان و فامیل، یک روز صبح مطب برای ویزیت بیمارانی که عصرها برایشان مشکل است، یکی دو روز برای کارهای انجمن و کنگره، آخر هفته ها هم برای گلکاری و سرکشی به باغچه ای که به آن بسیار علاقه دارم و متاسفانه اغلب هم موفق نمی شوم. بگذریم صبح ها وقتی که عازم می شوم اولین و بزرگترین دغدغه ای که دارم ترافیک و راه بندان است. بیشتر سعی می کنم قبل از ساعت 6:30  به بیرون بزنم که گرفتار نشوم. اما گاهی که مجبورم با راه بندان کنار بیایم اولین چیزی که در بزرگراه صدر جلب نظرم را می کند این تابلو است (بین خطوط برانید).  چند سال پیش هم راهنمایی رانندگی تابلوهایی در معابر نصب کرده بود که هنوز هم در برخی خیابان ها دیده می شود " اوصیکم عبادا .... بتقوی ا..... و نظم امرکم " لطفا بین خطوط برانید. گاهی هم ماموران راهنمایی رانندگی رانندگان را با دست به وسط دو خط هدایت می کنند. اما انگار این خط کشی را کسی ملتفت نیست و  نمی بیند، یکی روی خط، یکی بین دو خط، یکی بزرگراه سه بانده را چهار بانده کرده، یکی زیگزاگ و مارپیچ حرکت می کند، موتور سوارها هم که اغلب از هیچ قانونی تبعیت نمی کنند، مسافرکش ها هم که به محض دیدار یک مسافر اوریب از باند سوم به طرف مسافر راه خود را کج کرده و انگار نه انگار اتوموبیلی در کنارشان وجود دارد، بدون راهنما و بدون ترس از تصادف و ... تا بالاخره به محکمه می رسم، طبق معمول مقابل درب پارکینگ اتوموبیلی توقف کرده، اینجا نه می شود توقف کرد و نه می شود کناری زد چون درب سر نبش است و راه بندان می شود، اول محترمانه نوشتیم  " لطفا مقابل درب  پارکینگ توقف  نفرمایید ". اما گوش کسی ببخشید چشم کسی بدهکار نبود، بعدا سرایدار گفت بهتر است بزرگ بنویسیم  "پارک = پنچری" باز هم التفاتی نشد. اضافه کردیم   "حتی یک لحظه" چون برخی می گفتند که همین روبرو بودیم و چند دقیقه بیشتر طول نکشیده، بالاخره به کلمات قصار روبروی درب پارکینگ کم کم افزودیم. "پارک = پنچری، حتی یک دقیقه، بعدا اعتراض نفرمایید " اما انگار نه انگار شب ها موقع خروج خسته و کوفته اغلب با این مسئله مواجهیم، دوست و همکارم همیشه عصبانی میشه ولی من سعی می کنم با این موضوع با تلخی برخورد نکنم و بیشتر با زبان طنز و طعنه از کنار مسئله عبور کنم.
حالا این بی نظمی را در مطب به عینه می بینم، مریض با تاخیر می آید و تقصیرش را به گردن ترافیک می اندازه، آخر آدم حسابی یک جلسه، دو جلسه بالاخره شما ملتفت می شوی که این مسافتی که باید طی کنی در این ساعت روز چقدروقت می خواد عذرخواهی هم تاثیر نداره چون وقت مریض بعدی با اشکال مواجه می شود و الی آخر ....
حالا می خوای کار را شروع کنی. اول رادیوگرافی،  رادیوگرافی ها بخصوص پانورکس ها اغلب در فک بالا و بخصوص نواحی جلو واضح نیستند. تکنسین ها رادیوگرافی ها را می گیرند و بعد بدون اینکه رادیولوژیست آنها را چک کند و گزارشی بنویسد تحویل بیمار می دهند و وقتی که اعتراض می کنی در جواب می گویند که عیبی نداره مریض را بفرستید تا تکرار کنیم، حالا این بنده خدا باید چقدر وقت بگذاره و اشعه نوش جانش کند بماند، کار شما هم معطل مانده، خوب حالا می رسیم سر کار اصلی یعنی پروتز! کار هنوز نیامده، ای بابا دیروز که به لابراتوار زنگ زدیم و اطلاع دادیم که کار مریض برای فردا اول وقت حاضر باشد، مجددا تماس می گیریم می گویند کار حاضره الان می فرستیم، این الان حدود سه ربع یک ساعتی طول می کشد چون موتور سوار سر وقت نیامده ، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل،  ببخشید معضل.
خواهید گفت این همه روده درازی در مقدمه برای چی بود؟! هان ...... امسال تم یا موضوع اصلی کنگره را کیفیت و یا بقول دوستان خوش ذوق "Quality on top"  قرار دادیم.  روایتی است از رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) که " خداوند رحمت کند آن بنده ای را که کارش را خوب انجام می دهد" . حالا بگویید خداوند ما را بیشتر مورد عنایت قرار می دهد یا غربی ها را؟!
کار خوب اصطلاحی است عام، از نظم و ترتیب در اداره مطب گرفته تا درمان بیماران با هوشمندی- درایت و کیفیت مطلوب- برخورد مناسب در شان حرفه دندانپزشکی و رعایت عدل و انصاف در دریافت ویزیت.
میباش طبیب عیسوی هش      اما نه طبیب آدمی کش
یادم می یاد در جلسه تودیع دانش آموختگان دانشکده هر یک از اساتید به فراخور نظر و عقیده خود توصیه ای به فارغ التحصیلان که هم اکنون در کسوت همکاران در آمده بودند میکردند. دوست عزیز جناب آقای دکتر بهناز جمله ای توصیه کردند که به دلم نشست و در یادم ماند. ایشان در آن جلسه عنوان کردند که " حالا که وارد بازار کار و طبابت شده اید وقتی می خواهید کاری برای بیمارتان انجام دهید همان کاری را که برای خودتان می پسندید انجام دهید"، یعنی انگار خودتان در روی صندلی دندانپزشکی نشسته اید، چی دلتان می خواد؟ همان طور عمل کنید. به مصداق هر بد که به خود نمی پسندی با کس مکن ای برادر من. راستی رفقا اگر همین یک جمله را نصب العین زندگی قرار دهیم جامعه ما گلستان نمی شود؟
شورای برگزاری کنگره یازدهم به این دلیل کیفیت را نصب العین و شعار اصلی کنگره قرار داد که نیاز امروزی جامعه ما افزایش کیفیت و دقت در کارهای عملی است. از درمان های کلینیکی گرفته تا کارهای لابراتواری با دقت، از مصرف مواد دندانپزشکی مرغوب و با کیفیت گرفته تا استفاده از ابزارهای دقیق دندانپزشکی و بالاخره بالا بردن سطح بهداشتی بیماران و رعایت اصول بهداشتی و استریلیزاسیون در مطب. چه قدر وقت، هزینه، درد و ناراحتی و .... صرف دوباره کاری ها در حرفه ما می گردد. بی سبب نیست که مولای متقیان حضرت علی (ع) در واپسین لحظات حیات مردم را به دو موضوع مهم تقوی و نظم در امور توصیه می کنند. ببینید نظم در امور زندگی همطراز با تقوی است. پیداست که ایشان از بی نظمی جامعه خود بسیار رنج می بردند، حالا ما که خود را از مریدان او و از طبقه تحصیل کرده و باصطلاح امروزی ها فرهیخته می دانیم چقدر به این امر مهم اهمیت می دهیم؟
امیدوارم ما هم بتوانیم کنگره ای با کیفیت و در خور شان جامعه دندانپزشکی ایران ارائه نماییم.

آمین یا رب العالمین
دکتر محمد حسن شاهرودی


Tags: انجمن پرستودنتیست ها, پروتز
تعداد نمایش ها: 4884
کاربر مرتبط: 
محمد حسن شاهرودی | Shahroodi

بازگشت به فهرست


 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...