مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 
رازداری در حرفه پزشکی

رازداری در حرفه پزشکی

دکتر علیرضا آشوری

حتما خودتان خوب مي‌دانيد که پزشکان را به برخي صفات (خوب يا بد) مي‌شناسند که رعايت صفات مثبت دقيقا همان تعبير مقدس بودن طبابت را القا خواهد کرد. يکي از اصلي‌ترين اين صفات رازداري و حفظ اسرار بيماران است. چيزي که به وضوح در سوگندنامه پايان دوران پزشکي لحاظ شده و قدمت حضور اين بند در سوگندنامه پزشکان به زمان بقراط باز مي‌گردد. بنابراين مي‌توان گفت از همان زماني که جوامع بشري شکل گرفتند و طبابت به عنوان يک حرفه وارد اجتماع شد يکي از نکاتي که براي پزشک زيبنده مي‌دانستند همين رازداري بود.

تالار اسرار
وقتي صحبت از رازداري يا حفظ اسرار بيمار مي‌شود منظورمان دقيقا چيست؟ بهترين تعريف شايد اين باشد: پزشک چيزهايي از بيمار خود مي‌شنود يا مي‌فهمد که بيمار نمي‌خواهد کس ديگري آنها را بداند و پزشک موظف است اين نکته را همواره مد نظر داشته باشد، اما تبصره‌هاي نيز در اين زمينه وجود دارد. مثلا در مورد مسايل جنايي و امنيتي پزشک موظف است مراجع ذيربط را در جريان بگذارد. کسي در اين مورد بحثي ندارد و قانون نيز در اين موارد صراحت کافي دارد.
منظور بيشتر مسايلي شخصي و پزشکي است که بيمار از روي اختيار يا ناچاري با پزشک در ميان مي‌گذارد و پزشک بايد اين اسرار را محترم بشمارد.
شايد برخي از همکاران تصور کنند اسرار بيمار حتما بايد چيزي عجيب و غريب و غيرعادي باشد. مثلا بيماري سرطان گرفته و نمي‌خواهد هيچ‌کس بداند، اما قضيه اين‌طور نيست. بسياري از بيماران به هر دليل درست يا غلط نمي‌خواهند کسي از وضعيت پزشکي‌شان اطلاع داشته باشد. مثلا فرد نمي‌خواهد کسي متوجه شود که جراحي زيبايي انجام داده يا مو کاشته يا يک کليه اش را قبلا از دست داده است. حتي در برخي موارد بيماران سختگيري‌هاي ديگري هم دارند و نمي‌خواهند هيچ کس حتي از ساده ترين مشکلات پرونده پزشکي‌شان اطلاع داشته باشد.
شايد برايتان پيش آمده باشد که بيماري براي درمان‌هاي زيبايي دندان‌پزشکي مراجعه کرده و اصرار دارد که هيچ‌کس حتي همسرش نفهمد که چنين درماني را دريافت کرده است. اين شايد از نظر من و شما که در هفته چند بيمار زيبايي داريم مساله مهمي نباشد چون اصولا بنا بر اين است که کار بايد آنقدر طبيعي باشد که کسي نفهمد، ولي همين نکته ساده براي من و شما از نظر بيمار رازي است که نمي‌خواهد کسي آن را بداند. بنابراين قضيه حفظ اسرار پزشکي بيمار چيزي فراتر از موارد حادي مثل ابتلا به سرطان است. پزشک نبايد به فرض اينکه فلان بيمار که فقط جراحي آپانديس کرده و اين مساله خاصي نيست اين نکته را جلوي بقيه جار بزند.
نکته ديگر اينکه بسياري از بيماران به واسطه طرح مشکلات پزشکي خود ناخودآگاه برخي از شخصي ترين مشکلات خود را نيز با پزشکان در ميان مي‌گذارند. مسايلي که شايد از نظر خود پزشک بي‌اهميت باشد ولي براي بيمار از اهميت فراواني برخوردار است. پزشک در همه اين موارد بايد خود را به جاي بيمار بگذارد.

وقتي پاي مسايل مهم وسط است
اما اين همه داستان نيست. گاهي پزشکان با شرايطي روبرو مي‌شوند که اگر در مورد آن بخواهند رازداري کنند ممکن است فاجعه به بار بيايد.فرض کنيد مردي اچ‌آي‌وي مثبت است و براي کار دندان‌پزشکي به شما مراجعه کرده و نمي‌خواهد کسي جريان را بداند حتي همسرش. (البته به فرض اينکه بيمار بلافاصله از مطب سنگ قلاب نشود!)حالا اگر خود اين فرد از لحاظ اجتماعي فردي بي‌مسووليت بوده و قابل اعتماد نباشد همسر او به راحتي ممکن است آلوده شود. در چنين شرايطي تکليف چيست؟ شايد مورد چالش برانگيزي باشد و بشود ساعت‌ها درباره اش حرف زد ولي شخصا اعتقاد دارم در چنين شرايطي پزشک جدا از وظيفه رازداري بايد به وظيفه ديگرش يعني حفظ سلامت افراد جامعه هم فکر کند. يعني نبايد به صرف مساله رازداري افراد ديگري را در معرض خطر يک بيماري مهلک قرار داد. قطعا راجع به اين مساله مي‌توان باز هم صحبت کرد.

اسراري که لو مي‌روند
يکي از نکات مهمي که بايد به آن توجه داشت اين است که اصلا چطور مي‌شود اسرار بيمار (چه اسرار پزشکي چه اسرار شخصي) توسط پزشک افشا شوند. در واقع بايد گفت اينکه پزشکي برود روي بام و درباره بيمارش جار بزند بعيد است اتفاق بيفتد! اگر از تمام پزشکان هم بپرسيد اغلب مي‌گويند ما به هيچ‌وجه اسرار بيمار را به کسي نمي‌گوييم اما در بسياري از موارد اين اتفاق به صورتي کاملا ناخواسته رخ مي‌دهد.
مثلا فرض کنيد بيماري از اتاق شما خارج مي‌شود و پشت سرش بيماري وارد اتاق مي‌شود که با شما ارتباط صميمانه اي دارد. شما هم به بيمار جديد مي‌گوييد اين که از در بيرون رفت را ديدي... و به همين راحتي نکته اي را درباره بيمار مي‌گوييد که شايد در ظاهر چيز مهمي هم نباشد اما همين مي‌شود افشاي اسرار. يا عين همين اتفاق در مورد برخورد پزشک با اعضاي خانواده خود يا ديگر همکارانش رخ مي‌دهد. به اين ترتيب که به آنها مي‌گويد امروز مريضي داشتم با اين مشخصات و در عين بيان مورد بيماري هويت خود بيمار را هم مي‌گويد. به اين ترتيب پزشک بدون اينکه خودش متوجه باشد درباره چيزهايي صحبت مي‌کند که نبايد با وضوح و صراحت درباره‌شان حرف زد.
مساله بعدي پرونده‌هاي پزشکي بيماران است. در هر مطبي دستيار و منشي حضور دارد و پزشک بايد حتما به کارکنان خود درباره حفظ اسرار و مطالب مندرج در پرونده پزشکي بيماران هشدار بدهد چون معمولا منشي و دستيار هم به همان ميزان پزشک از پرونده پزشکي و مسايل شخصي بيمار آگاه هستند. از سوي ديگر در مطب بسياري از پزشکان علاوه بر دستيار يا منشي افراد ديگري هم به عناوين مختلف رفت و آمد دارند که ممکن است در مواردي حس فضولي‌شان گل کند و بخواهند بدانند اين مريضي که الان روي يونيت نشسته است خانه اش کجاست يا تلفن منزلش چند است. بعضي اوقات چنين اتفاقاتي چنان واضح روي مي‌دهند که حتي با اعتراض بيمار و همراهانش مواجه مي‌شوند. (شخصا شاهد يکي دو مورد از چنين برخوردهايي در چند مرکز درماني در تهران بوده‌ام.) بنابراين پزشک بايد طوري محل کار خود را مديريت کند که پرونده‌هاي بيماران به راحتي در دسترس هر کسي قرار نداشته باشند و افرادي که با اين پرونده‌ها سر و کار دارند بايد نسبت به اهميت آنها توجيه شده باشند و اگر کسي در چنين شرايطي عملي خلاف حفظ اسرار بيمار مرتکب شد بايد حتما با تذکر پزشک روبرو شود.

حرف آخر
بحث درباره حفظ اسرار بيماران، حد و مرزهاي آن، موارد اخلاقي و ملاحظات قضايي و امنيتي از جمله مسايلي است که مي‌توان مدت‌ها درباره‌شان بحث و تبادل نظر کرد. خوشحال خواهيم شد اگر نظرات خود را در اين زمينه با ما در ميان بگذاريد.


Tags: اسرار بیمار, رازداری پزشک
تعداد نمایش ها: 3281
منبع: 
سپید

بازگشت به فهرست


 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...