مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 
بیماران روانی رها شده، باعث آسیب های اجتماعی جدی می شوند

بیماران روانی رها شده، باعث آسیب های اجتماعی جدی می شوند

در تحليل شـــــوك چگونگي برخورد با بيماران رواني در جامعه بررسي شد: بيماران​«كارت​قرمز» واقعيـت يا دروغ؟!

نويسنده: پرستو رفيعي

هميشه وقتي واژه كارت قرمز شنيده مي شود اين تصور كه يك فرد خاطي تنبيه يا مجازات شده است تداعي مي شود اما درباره بيماران رواني اين تصورات متفاوت است. بارها شنيده ايم كه بيماران كارت قرمز انسان هاي روان پريشي هستند كه بايد از آن ها ترسيد، اما هيچگاه از خود نپرسيده ايم كه چه نوع بيماران رواني را كارت قرمز يا خطرناك مي دانند و در برخورد با آنان بايد چه كرد. باور مي كنيد همه متخصصان در زمينه روانشناسي وجود بيماراني معروف به كارت قرمز را نمي پذيرند و اصلاً چنين اصطلاحي در علم روانشناسي وجود ندارد. حتماً مي پرسيد پس استفاده از واژه بيماران كارت قرمز چگونه وارد فرهنگ اجتماعي ما شده است به گونه اي كه تصور مي شود بيماران غيرقابل درمان از لحاظ روان پريشي اين كارت هاي قرمز را دريافت كرده اند تا در رفتارهاي اجتماعي از آن براي شناساندن خود استفاده كنند؟
    البته شايد بارها نيز ديده باشيد كه بيماران كارت قرمز در اماكن عمومي شغل هاي خاصي دارند و شوكه مي شويد كه چگونه به اين گونه بيماران اعتماد مي شود در حالي كه كارت قرمز را علامتي براي خطرناك بودن آنان مي دانيد. به اعتقاد روانشناسان هيچ بيمار رواني لاعلاج نيست و تنها مجنون هاي مادرزادي كه ديوانگي را به خاطر اختلالات ژنتيكي به ارث بردند درمان ندارد و اين گونه بيماران نيز هيچگاه در جامعه رها نبوده و در تيمارستان ها با مراقبت ها و محافظت هاي شديدي نگهداري مي شوند.
    
    شايد باور اين مطالب براي خيلي ها كه در خيابان ها ديوانه هاي رهاشده را ديده اند و مزاحمت هاي آنان را لمس كرده اند و بارها وحشت زده مسيرهاي خود را با ديدن اين گونه بيماران تغيير داده اند باورپذير نباشد اما اين يك واقعيت است. هيچ بيمار رواني نه تنها خطرناك نيست بلكه قابل درمان بوده و مي تواند تحت نظر پزشكان به زندگي عادي خود در جامعه ادامه دهد.
    البته اين مورد مانند همه مسائل پيرامون ما استثناهايي نيز دارد و برخي از بيماران رواني ديده شده اند كه با وجود درمان هاي تخصصي در حالت ديوانگي دست به اقدامات غيرمتعارف و حتي قتل و جنايت زده اند كه آمار اين گونه بيماران بسيار كم است اما تاثير رواني آن در احساس خطر و ناامني بسيار اغراق آميز بوده است.
    
    تهديد حضور ساديسمي ها در جامعه
    نيلوفر ولي زاده روانشناس بر اين باور است كه ميزان اطلاعات و نحوه تعامل و برخورد با بيماران رواني مي تواند درجه امنيت جامعه و زندگي اجتماعي را بالاببرد. وي مي گويد: پيشرفت جامعه و توسعه زندگي شهري در كنار همه مزيت ها و نكات مثبت، مي تواند پيامدهاي منفي و ناگواري نيز داشته باشد. سركوب شخصيت، توهين و تحقير يك فرد به مرور زمان مي تواند وي را دچار اختلال در تفكر و احساسات و حتي عارضه حاد رواني كند به طوري كه برعملكرد شغلي، ارتباط خانوادگي و اجتماعي وي تاثير منفي گذاشته، باعث ناراحتي وي و اطرافيانش شود. رفتارهاي توهين آميز توام با تحقير شخصيت يك فرد مي تواند عزت نفس وي را از بين برده و زمينه انحراف شخصيتي و ارتكاب اعمال مجرمانه را ايجاد كند، اين گونه افراد از نظر رواني دچار مشكلاتي هستند كه بيماري محسوب مي شود. از ديدگاه علمي و تخصصي بيماري آن ها در دو گروه «مازوخيسم» و «ساديسم» بررسي مي شود. گروه نخست بيماران مازوخيسم يا «خودآزار» هستند. اين بيماران بيشتر خودزني مي كنند و از آزار و رنج كشيدن لذت مي برند. آن ها در كنار افراد سالم جامعه زندگي مي كنند و كمتر به ديگران آسيب مي رسانند.گروه دوم بيماران «ساديسم» يا «ديگرآزار» هستند. اين دسته از افراد بيماران رواني هستند كه در صورت عدم كنترل بيماري از زجر و ناراحتي اطرافيان لذت مي برند. حضور آن ها در كنار ساير افراد جامعه تهديد جدي محسوب مي شود. به همين دليل بايد تحت مراقبت و كنترل پزشكان باشند تا مبادا مرتكب جرم و اعمال مجرمانه شوند. اين روانشناس مي افزايد: نكته مهم و قابل توجه اين است كه گروهي به عنوان كارت قرمزي در اين طبقه بندي وجود ندارد و مطمئناً اين اصطلاح از طرف يك كارشناس مطرح نشده و احتمالاً گروه خاصي واژه كارت قرمزي را باب كرده اند كه از آن براي منافع خود استفاده كنند.
    
    سوء استفاده از واژه كارت قرمز
    حتماً تا حالاديده ايد چند نفر با فرياد و حتي شكستن شيشه مغازه ها باعث ايجاد رعب و وحشت مي شوند و اگر كسي بخواهد به مقابله با آن ها برود فرياد مي زنند ما كارت قرمزي هستيم، در اين ميان اگر كسي دخالت كند يا اطراف آن ها باشد ممكن است كشته شود.
    فاطمه بيان فر متخصص روانشناسي تربيتي مي گويد: در ديدگاه روانپزشكي برخي اختلالات شخصيت مانند شخصيت ضداجتماعي و اسكيزوفرني يك اختلال رواني از نوع روان پريشي است بويژه نوع پارانوييد به عنوان جرم زاترين اختلالات مورد بررسي قرار گرفته است. اين افراد از اجتماع گريزان بوده، دچار توهمات بينايي و شنوايي مي شوند و تصور مي كنند ديگران به ويژه افراد خانواده شان در حال توطئه عليه آن ها هستند، به همين دليل و براي جلوگيري از توطئه ممكن است آن ها را به قتل برسانند. وي اظهار مي كند: رها كردن و آزاد گذاشتن و عدم كنترل و انجام ندادن اقدامات درماني در مورد اين افراد خطرناك است. بهتر است آن ها در محيط هاي كنترل شده باشند تا اين كه آزاد گذاشته شوند و پس از بروز جرم دستگير و روانه زندان شوند يا حتي اعدام اين افراد پس از جنايت مشكلي را حل نمي كند و به اصطلاح نوشدارويي پس از مرگ سهراب است. بيان فر اين گونه ادامه مي دهد: به صورت تخصصي بيمار كارت قرمزي وجود ندارد البته ممكن است گروهي مرزبندي بين بيماران انجام داده باشند و كارت قرمزي را در يكي از اين گروه ها قرار داده باشند اما در حوزه تخصصي چنين واژه اي وجود ندارد. با وجود اين كه متخصصان كارت قرمزي ها را در دايره بيماران رواني نمي پذيرند بارها ديده ايم كه برخي از اين واژه سوءاستفاده هايي مي كنند و با تكيه بر آن سعي دارند اقدامات مجرمانه و خطرناك خود را توجيه كنند. خواندن ماجراي بهرام كه در مقابل ديدگان وحشت زده همسرش، فرزند چندماهه اش را از پنجره به بيرون پرت مي كند و پس از دستگيري به قاضي پرونده مي گويد: من كارت قرمزي هستم، همسرم نيز از اين ماجرا اطلاع دارد، ترس از بيماران رواني را در ما بيشتر مي كند.
    
    ارتكاب صفر درصدي جرم
    دكتر فربد فدايي كارشناس كميسيون هاي روان پزشكي قانوني و مدرس روانپزشكي كيفري در برابر ترس عمومي از حضور بيماران رواني مي افزايد: بيماران رواني در كل جامعه چيزي در حدود 20درصد را به خود اختصاص دادند. در اين ميان تعداد كساني كه ممكن است تحت تاثير بيماري خود مرتكب جرايم پرخاشگرانه شوند بسيار نادر است. يعني در واقع با اين كه 20درصد جامعه را بيماران مبتلابه مشكلات رواني تشكيل مي دهند اما آنان فقط مرتكب يك درصد از كل جرايم مي شوند. در برخي از بيماري هاي رواني براي نمونه مبتلايان به وسواس، اضطراب و افسردگي يا در واقع در اكثريت بيماري هاي رواني ميزان ارتكاب جرم در حد صفر است. امكان دارد كه گاهي از اوقات بيماران روانپريش كه از نظر قانوني به آن ها مجنون مي گويند تحت تاثير هذيان يا توهم خود مرتكب رفتارهاي پرخاشگرايانه شوند كه در اين صورت و پس از اثبات وجود روان پريشي در هنگام ارتكاب جرم بيمار به دستور قاضي براي درمان به بيمارستان رواني اعزام مي شود و در آنجا پس از درمان مي تواند از بيمارستان مرخص شود و خطر ارتكاب دوباره جرم توسط اين بيمار سابق به اندازه بقيه افراد جامعه است. وي در پاسخ به اين سوال كه آيا در اين مرحله بيماران كارت قرمز دريافت مي كنند پاسخ داد اصلاً چنين اصطلاح و عنواني وجود ندارد و اين يك اشتباه است و ضروري است كه از عنوان كردن مساله اي تحت عنوان بيماران رواني خطرناك يا كارت قرمزي كه جنبه انگ گذاري دارد و برخلاف واقعيت است خودداري شود. درواقع ارتكاب جرم توسط بيماران رواني موضوع پيچيده و دقيقي است كه فقط روانپزشكان يا پزشكان قانوني حق ورود به آن را دارند.
    
    خطر بي توجهي به يك كسالت روانپزشكي
    دكتر علي ناظري آستانه روانپزشك نيز مي گويد: وقتي راجع به بيمار خطرناك صحبت مي كنيم منظورمان بيماري است كه درمان مناسبي نداشته و به عبارت ديگر فردي است كه كنترل نشده است. بيمار خطرناك كسي است كه احتمال دارد به خود يا ساير انسان ها آسيب برساند وي تصميماتي مي گيرد كه منجر به خسارت مادي و معنوي مي شود. اين بيمار افكاري را پخش مي كند يا اعمالي را مرتكب مي شود كه باعث آسيب اجتماعي خواهد شد. وي مي  افزايد: خطرات يك بيمار رواني كنترل نشده و در راس آن ها بيماراني كه جنون دارند و جنون آن ها مهار نشده بسيار زياد است زيرا آن ها تفكراتي دارند كه آسيب رسان است. آن ها به سادگي عصباني مي شوند و در اوج عصبانيت عكس العمل هاي آسيب زا خواهند داشت.
    وي در ادامه مي گويد: به دليل نگراني و اضطراب مردم، در مورد خطرات اين افراد تا حدود زيادي اغراق شده است. واقعيت اين است چيزي خطرناك تر از اين نيست كه يك كسالت روانپزشكي هرچند كوچك مورد غفلت قرار گيرد و فرد به دنبال معالجه و درمان آن نرود. خانواده و جامعه بايد بدانند اين گونه افراد نيازمند درمان هستند و بايد به سمت درمان برده شوند تا به خود و اطرافيان آسيب نرسانند.
    در اين مواقع اگر روانپزشك تشخيص دهد بيمار جنون دارد و خانواده شرايطي ندارد كه از وي حمايت كنند، قوه قضائيه دستور مي دهد اين بيمار خطرناك را در بيمارستان ها و نهادهاي مخصوص نگهداري كنند. در اين مكان ها به درمان بيماري مي پردازند و كسي كه بيماري اش سركوب شده پس از بهبود به جامعه برمي گردد مگر اين كه فرد دچار جنون دائم باشد.
    حقيقت اين است كه اگر بيمار از حالت بحراني خارج شده باشد و دارو استفاده كند مي تواند به جامعه برگردد. البته بايد بيماري وي جدي گرفته شود و داروهاي او به موقع مصرف شود زيرا اين افراد بالقوه آمادگي تغيير حالت به سوي رفتار مخاطره آميز را دارند.
    
    كارت قرمز براي فرار از مجازات
    با وجود اينكه روانشناسان وجود بيماران «كارت قرمزي» را نمي پذيرند اما نمي توان ادعاهايي مبني بر استفاده از چنين واژه اي را در جامعه ناديده گرفت.
    قاضي شكري بازپرس شعبه 4 دادسراي يافت آباد در اين خصوص مي گويد: اين اصطلاحي است كه اراذل و اوباش براي فرار از مجازات مطرح كرده اند. منظور از كارت قرمز، كارت پايان خدمت كساني است كه به خاطر مشكلات جسمي از معافيت پزشكي برخوردار شده اند. اين نوع معافيت پزشكي فقط براي خدمت سربازي صادر مي شود و فرد خاطي را از اجراي حكم مصون نمي دارد. وي مي افزايد: معمولاً اراذل و اوباش براي ايجاد رعب و وحشت عمومي از اين اصطلاح استفاده مي كنند و هنگام دادرسي هم خود را مصون از مجازات مي دانند اما در قانون چنين موردي پيش بيني نشده و تنها زماني كه قاضي هنگام رسيدگي به پرونده مطلع شود متهم جنون دارد او را به كارشناسان پزشكي قانوني ارجاع مي دهد. متاسفانه اصطلاحاتي از اين دست در بين عوام شايع شده و زمينه سوءاستفاده برخي را ايجاد كرده است در حالي كه وقتي كسي فرق كارت سفيد و قرمز را مي داند و از آن استفاده مي كند نمي تواند مشكل رواني حاد داشته باشد.
    
    جنون، رافع مسئوليت كيفري
    عباس محمدخاني حقوقدان و مدرس دانشگاه درباره قانون و مجازات اين گونه افراد مي گويد: مطابق ماده 51 قانون مجازات اسلامي، جنون در هنگام ارتكاب جرم به هر درجه اي كه باشد رافع مسئوليت كيفري خواهد بود. البته تشخيص جنون شخص در هنگام ارتكاب جرم برعهده مسئولان پزشكي قانوني خواهد بود. وي مي افزايد: درصورت تاييد جنون در هنگام ارتكاب جرم، متهم به مكان هاي مخصوص نگهداري بيماران رواني هدايت مي شود. طبق ماده 52 قانون مجازات اسلامي اگر مجنوني كه مرتكب جرم شده حالت خطرناك داشته باشد بايد با دستور قضايي در مكان هاي مناسب نگهداري شود و آزادي وي با دستور دادستان صورت خواهد گرفت بنابراين صرفاً خطرناك بودن نمي تواند باعث محدوديت آزادي يك بيمار رواني باشد. در واقع دستگيري و تصميم درخصوص نحوه برخورد و مجازات پس از ارتكاب جرم صورت مي گيرد و مطابق ماده يك قانون اقدامات تاميني مصوب سال 1339 اگر فرد مرتكب جرم نشود حتي نمي توان وي را اجباراً به بيمارستان منتقل كرد اما طبق همين قانون مراكزي براي نگهداري بيماران خطرناك مجرم پيش بيني شده است. طبق قانون، جان، مال و آزادي اشخاص از تعرض مصون است و كسي نمي تواند فردي را سليقه اي و با استدلال اين كه ممكن است خطرناك باشد يا اعمال مجرمانه و حتي قتل انجام دهد دستگير و حبس كند. وي مي گويد: البته به محض اين كه ثابت شود يك قاتل يا به طور كلي يك مجرم بيمار رواني يا مجنون است با دستور دادستان راهي مراكز دولتي مخصوص بيماران رواني مي شود تا در اين مراكز تحت درمان و مراقبت قرار گيرد و اين مراكز موظف به نگهداري و درمان اين افراد هستند. نكته مهم ديگر در اين رابطه اين است كه اگر براي قاضي محرز شود متهم در لحظه ارتكاب جرم، دچار جنون نبوده يا متهم مجنون نيست بايد طبق قانون مجازات شود. يك قاضي دادگستري بر اين عقيده است كه بيماران رواني خطرناك رها شده در شهر باعث آسيب هاي اجتماعي جدي مي شوند. معمولاً هر كسي آن ها را تحريك كند مورد آسيب قرار مي گيرد. وي در ادامه اظهار مي دارد: پرونده هاي زيادي وجود دارد كه مجرم آن ها اقدام به ضرب و جرح، سرقت يا ايجاد مزاحمت براي ديگران داشته اما با وجود هدايت آن ها به مراكز درماني پس از مدتي پزشك معالج وي را ترخيص و در جامعه رها مي كند. گاهي برخي از مراكز به دليل مشكلات مالي و كمبود امكانات مجرمان رواني را قبل از درمان كامل در جامعه رها مي كنند كه عواقب بسيار خطرناكي دارد. بسيار ديده شده نماينده برخي از مراكز نگهداري از بيماران رواني خطرناك به دادسرا مراجعه مي كنند و با اصرار خواستار حكم ترخيص بيمار هستند و ادعا مي كنند با تاييد پزشك مركز وي بهبود پيدا كرده، اما پس از بررسي نظر كارشناسان پزشكي قانوني مشخص مي شود، بيمار هنوز بهبودي كامل كسب نكرده است و حضور وي در جامعه امنيت مردم و حتي خانواده وي را تهديد خواهد كرد. امكانات ناچيز، مشكلات دارويي و هزينه نگهداري نمي تواند دليل قابل قبولي براي عدم نگهداري باشد. بنابر آنچه گفته شد مي توان چنين نتيجه گرفت كه درمان به موقع و برخورد صحيح با اين گونه بيماران تنها راه بازگرداندن آن ها به جامعه و زندگي اجتماعي است. نكته مهم اين است كه هرگز نبايد بيمار را تحقير كنند بلكه او بايد از طرف اطرافيان تشويق شود در صورتي كه بيمار در شرايط بحراني و پرخاشگري بالابود به نحوي كه كنترل رفتار او ميسر نبود بايد با پليس 110 يا اورژانس اجتماعي 123 و يا اورژانس 115 تماس بگيرند تا مانع آسيب ديدگي ديگر اعضاي خانواده شوند.

Tags: آسیب شناسی اجتماعی, پزشکی قانونی, روان شناسی
تعداد نمایش ها: 25069
منبع: 
روزنامه ايران 5298
مطالب مرتبط: 
تامین نيازهاى اجتماعى و روانى کارکنان مهم‌تر از نيازهاى اولیه است
سلامت روان در محیط کار را یک اولویت بدانیم!
جايگاه روان پزشكي در ساير رشته‌هاي پزشكي
تكنیك تخلیه هیجانی كودكان آسیب های روانی پس از حوادث غیر مترقبه

بازگشت به فهرست


 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...