مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 
سفرِ زبان، از کام تا دندان، در دهانِ فرو بسته

سفرِ زبان، از کام تا دندان، در دهانِ فرو بسته

دکتر آیرج کی پور

گزارشی از پخش مجموعه « در حاشیه» کانال 3 تلویزیون.
و پرسیدند: طبیبی که بیمار بود، دیگران را معالجه چون کند؟ گفت: تو نخست خود را علاج کن، آن گاه دیگران را»
تذکره الاولیاء عطار نیشابوری

* قسمت بیست و دوم سریال «در حاشیه» درخشان‌ترین قسمت‌ سریال است و طنزی هشداردهنده دارد. خوب است یک بار دیگر به‌‌‌دور از پس داوری به‌‌‌تماشای آن بنشینیم و بیندیشیم.

*از قسمت 24 به‌‌‌بعد، موضوع پیرامون تعرفه جدید و واکنش جامعه پزشکی  به آن می‌چرخد. سریال با این پیام به‌‌‌پایان می‌رسد: کارکنان خوب جامعه پزشکی طرف‌دار تعرفه‌های جدیدند و خلاف‌کاران و بزه‌کاران مخالف آن!
* دکتر سهراب کاشف: «من یه پام تو مطبه، یه پام تو بیمارستان، یه پام سمینار یه پام تو دانشگاه. اصلن من چند تا پا دارم».
*حساب دار  بیمارستان که استاد سند سازی و تیغ زدن بیماران است، چهار تا دست دارد!

۱
نقد و بررسی لایه‌های اجتماعی به‌‌‌ هر زبان و گونه‌ای باشد شهروندان را نسبت به‌زندگی و شرایطی که در آن به‌‌‌سر می‌برند هشیار می‌کند. هر چقدر روش‌های پیچیده و دقیق‌تر ‌ولی فهم‌پذیرتری به‌‌‌کار رود، رویه توقع شهروندان بالا‌تر ‌می‌رود و رشد هماهنگ جامعه هموار‌تر ‌می‌شود. زمانی که در باره یک قشر اجتماعی تحصیل کرده سرزمینی مانند ایران که از سرچشمه‌های دانش پزشکی است فیلمی‌ساخته می‌شود، انتظار این است که سطح هنری و کیفیت آن فرومایه نباشد. برای رسیدن به این هدف دست یافتنی، هنرمندان نباید احساس خطر کنند. انرژی، توانانی‌ و استعداد‌ انسانی، زمانی که زیر فشار قرار می‌گیرد، راه‌هائی را برای ابراز وجود و پایداری کاوش و پیدا می‌کند. بهر گونه هنرمندان و نویسندگان و شاعران بی‌آوا نمی‌مانند. این ویژگی روانی این انسان‌های برگزیده ژن انسانی است.
در باره پزشکان چه بخواهیم و چه نخواهیم هم فیلم ساخته خواهد شد و هم داستان نوشته و هم شعر سروده. بهتر است به‌‌‌جای به‌‌‌درون پوست خویش خزیدن و در‌هاله ای از تقدس‌مابی، خطا‌ها و نارسائی‌های درونی را پنهان کردن، خود پا پیش گذاشته و از همه شهروندان دعوت کنیم جامعه پزشکی را به‌‌‌نقد بکشند. خود نیز به نقد خویشتن پردازیم. چنین کاری مانند هوای پاک برای جامعه پزشکی ما که ایستائی و خودشیفتگی و افسادِ در کار تهدیدش می‌کند، ضروری است.  


۲
نگاهی به‌‌‌26 قسمت« مجموعه»:

قسمت اول: یک بیمارستان. اتاق پزشک کشیک. گله دکتر صحرائی(سیامک انصاری)  پزشک کشیک از کمبود مریض، بیمار دزدی از همکاران دیگر، زیر میزی گرفتن دکتری که خواهر زاده رئیس بیمارستان است، تجاوز کارکنان پزشکی به حقوق دیگران، خام کردن دیگران برای فروش ماشین و کتاب توسط دکتر هومن صحرائی و خواهر پرستارش،
یک پزشک استاد دانشگاه به نام « استاد کی‌مرام»، دکتر هومن صحرائی را هنگام فروش کتاب‌هایش می‌بیند و وی را برای ریاست بیمارستان « حاشیه» انتخاب می‌کند. بیمارستانی در شمال شرق تهران.

قسمت دوم:  « سهراب کاشف» (مهران مدیری) جراح پلاستیک،کلاه برداری که از یک بیمار 152 میلیون تومان می‌گیرد و تکیه کلامش این است : « بادش بخوابه ‌‌‌خوب میشه» ماشینش خارجی است( پرادو شاسی بلند). و کارش به‌‌‌« دایره رسیدگی به‌‌‌تخلفات پزشکی» (مرکزی که در ایران وجود ندارد ) کشیده شده است و خلاف قانون و روند قضائی ایران بدون حکم قوه قضائیه به‌‌‌راحتی به‌‌‌دست‌های این شهروند در همان جا دست بند زده می‌شود.

قسمت سوم: 
شخصی به‌‌‌نام بهروز عشقی(مهران غفوریان) ، فریب کاری که ادعا می‌کند توانسته است در عرض 5 سال تخصص «جراحی امحاء و احشاء » و PhD  کیسه صفرا را در  دانشگاه کولوکوکوی فیلیپین به‌‌‌پایان ببرد. بهروز عشقی با هلهله و شادی دوستان و همسایگان و طلب کاران به خانه باز می‌گردد.
در این بخش دو متخصص معرفی می‌شوند: دکتر رستگار متخصص کلیه از اسپانیا که به‌‌‌سبک ماتادورها( گاوبازها) لباس پوشیده است و با نخوت حرف می‌زند و رفتار می‌کند و باجناقش فیروز دل‌خوش متخصص جراحی قلب از سوربن فرانسه.که مانند باجناقش با نخوت حرف می‌زند ولی به‌‌‌سبک دوره رمانتیک و با اقتباس از سه تفنگ دار الکساندر دومای فرانسوی لباس پوشیده است. با این حال در هنگام صحبت با  بهروز عشقی مشخص می‌شود این دو متخصص دانش آموخته خارج از کشور حتی تفاوت بین پروانه مطب و شماره نظام پزشکی را نمی‌دانند.

قسمت چهارم:
  در اتاقی که با تابلوی « معادل سازی مدارک پزشکی» مشخص شده مدرک تخصصی « جراحی امحاء و احشاء » و PhD کیسه صفرا از یک دانشگاه فیلیپین معادل سیکل دبیرستان ارزش‌یابی می‌شود.
در این قسمت دو باره با یک دهن کجی به‌‌‌قانون جاری کشور مواجه می‌شویم. شخصی که به‌‌‌پرونده تخلفات دکتر کاشف رسیدگی می‌کند به‌‌‌خود اجازه می‌دهد پروانه مطب دکتر کاشف را با تانی و رو به‌‌‌دوربین پاره کند و پس از آن ریز ریز کردن همین سند، توسط خود دکتر کاشف انجام می‌شود.
دکتر کاشف در صحنه ای خود را استاد دانشگاه معرفی می‌کند و می‌گوید: « من یه پام تو مطبه، یه پام تو بیمارستان، یه پام سمینار یه پام تو دانشگاه. اصلن من چند تا پا دارم».
قسمت پنجم و ششم و هفتم: زمین بیمارستان حاشیه گورستانی خانوادگی بوده که دکتر حاشیه بیمارستانی در آن می‌سازد و پس از فوتش اداره آن به آقای زهتاب ( جواد رضوی) می‌رسد. مردی طمع کار که با به تعطیلی کشاندن بیمارستان محل آن را به‌‌‌سازندگان فیلم و صاف‌کار‌های خودرو و گوسفند چرانان اجاره می‌دهد.  
دکتر هومن صحرائی و دکتر کاشف و بهروز عشقی( فریب کاری که خود را متخصص جا زده است،) تصمیم می‌گیرند به‌‌‌علت نداشتن بودجه، آستین بالا زده و خود بیمارستان را راه اندازی کنند.

قسمت هشتم: دکتر هومن صحرائی که رئیس بیمارستان حاشیه شده است برای هم‌کاری به دوست هم کلاسی اش که وی را یک شخص باهوش و استعداد والا معرفی می‌کند زنگ می‌زند و معلوم می‌شود این پزشک ایرانی در خارج از کشور « کِرم » و « تقویتی ... » می‌فروشد!.

قسمت نهم:  دکتر هومن صحرائی کار استخدام  کارکنان بیمارستان را به‌‌‌دکتر کاشف می‌سپارد.  دکتر کاشف گروهی خلاف کار و انسان‌های ناکارآمد را برای کادر بیمارستان استخدام می‌کند. شاید بامزه ترین کسی که به‌‌‌جای یک دکتر داروساز انتخاب می‌شود شخصی است که با صداقت تمام همیشه خود را معرفی می‌کند: یک فروشنده بامیه و فلافل و گوش فیل که در ژاپن مرده شوری هم کرده است و حالا هم با این امید به‌‌‌بیمارستان آمده است که در شغل جدیدش با پزشکان برای مصرف بیش‌تر ‌داروهای خاصی زد و بند کند و پورسانت آنان را بدهد.

قسمت دهم: یکی دیگر از کلاه برداران که خود را فیزیوتراپیست معرفی کرده است می‌گوید مدرکش را از لندن گرفته است.
در این مجموعه همه کلاه برداران ادعا می‌کنند تحصیل کرده دانشگاه‌های خارج اند یا مدتی در خارج بوده‌اند.
زهتاب( مالک بیمارستان) در نشستی با پرسنل بیمارستان می‌گوید:  
-« هرچی درس خوندید بریزید دور» و از یکی از کارکنان می‌پرسد:« اینجه وظیفه شما چیه؟»
-«خدمت به‌‌‌بیمار »
-« نه...رویه عوض شده...بروید دروهمسایه 4 تا مریض پیدا کنید.»
( طنزی گزنده که جامعه پزشکی نمی‌تواند از کنارش بی تفاوت بگذرد.»

بسیاری از فرزندان طبقه‌های ثروت مند که نتوانسته بودند در کنکور ایران قبول شوند راهی خارج از کشور می‌شدند و با پرداخت هزینه‌های بالا در رشته هائی مانند مهندسی و پزشکی وارد دانشگاه شوند. پس از بازگشت به ایران اینان برای ابراز تشخص در تابلوی مطب خود نام کشور محل تحصیل ( نه دانشگاهی را که گذرانده اند ) می‌نوشتند. اگر چه می‌دانستند بعضی از این دانشگاه‌ها سطح کیفیت تحصیلی نسبت به ایران بسیار پائین تر دارند ولی نام کشوری پیش رفته در تابلو ی مطب همیشه درآمد زائی می‌کرد و این کار از طرفی پزشکان ایرانی را حسرت به دل می‌کرد و از طرف دیگر کینه آنان را بر می‌انگیخت تا جائی که بسیاری از پزشکان ایرانی سعی می‌کردند دوره ای کوتاه در یکی از کشورهای نام دار مانند انگلستان و فرانسه و آلمان و و سپس آمریکا بگذرانند و آنان نیز در تابلوی مطب خود نام این کشور را بیاورند. ( متخصص از آلمان، متخصص از آمریکا و ...) با این حال کینه نسبت به کسانی که پزشکی و دندان پزشکی پایه را در خارج از کشور گذرانده اند باقی مانده است در عین حالی که به متخصصان دانش آموخته خارج با افتخار نگریسته می‌شود.
پس از انقلاب، به‌‌‌سرعت هزینه‌های تحصیل بالا رفت. آمادگی برای کنکور و پرداخت هزینه شهریه دبیرستان‌ها گران قیمت شد و به‌‌‌ جز در مدرسه‌های ویژه استعدادهای بالا و داوطلبان برخوردار از سهمیه، رشته پزشکی و دندان‌پزشکی تیول طبقه متوسط و بالاتر شد. ضعف در سیستم آموزش پزشکی، گرایش به‌‌‌سمت بهره گیری مادی از حرفه پزشکی را افزایش داد. اگر تا پیش از انقلاب ساختمان سازی و سرمایه گذاری در رشته‌های سود آور، بخش کم رنگی از فعالیت حرفه پزشکی به‌‌‌ویژه دندان پزشکان بود، امروزه اینان در صدر این گونه فعالیت‌ها در مجموعه فعالیت اقتصادی جامعه قرار دارند. حتی انجمن‌های علمی‌و صنفی  به بهانه تعاونی‌های حرفه ای به کار دلالی و بساز و بفروشی روی آورده اند.
این روزها گرایش دیگری هم در بین پزشکان دیده می‌شود. در تابلوهای زیادی در شهرها دیده می‌شود که در آن آمده است: عضو انجمن زیبائی آمریکا، عضو آکادمی‌بین المللی اروپا و ...
ویژگی دیگر دگرگونی در کار و فعالیت و فرهنگ پزشکی، گرایشی است که به‌‌‌موازات خط گذشته رشد کرده است که متاسفانه به‌‌‌شدت نادیده گرفته می‌شود و آن میل به‌‌‌انسان گرائی بیش‌تر ‌در بین گروهی از اعضای جامعه پزشکی است که مصداق آن را در بنیادهای نیکوکاری می‌توان دید. با بررسی من، تعداد این پزشکان ده‌ها برابر بیش‌تر ‌از پیش از انقلاب است ولی فعالان آن متاسفانه بسیار گم‌نام مانده اند.
( ادامه سخن را به جائی دیگر واگذاریم و به سریال در حاشیه بازگردیم)


قسمت یازدهم: بیمارستان دیگری را نشان می‌دهد که دربانش از صولت (محمدرضا هدایتی) که بیمار شده است «شیتیلی» نمی‌گیرد و پزشکش در پاسخ زهتاب که همراه بیمار به‌‌‌این بیمارستان آمده است می‌گوید : «پول اضافی نداریم بدیم‌ها...» دکتر در پاسخ می‌گوید:« کی حرف پولو زد. فردا خوب بشه مرخصتون می‌کنم( نقل به‌‌‌مضمون).
بلافاصله در ادامه، بیمارستان حاشیه را نشان می‌دهد که پرستار به‌‌‌پزشک این گونه خوش آمد می‌گوید: «روزتان پر مریض».

قسمت دوازدهم:  شهرندی به نام شهرام عطریان را که برای رفتن به‌دست‌شوئی به‌‌‌بیمارستان آمده است   وادار به‌‌‌دادن آزمایش و رادیوگرافی و ... می‌کنند و سرانجام به‌‌‌تخت عمل جراحی می‌کشانند.
در رادیوگرافی موردی پیدا نمی‌کنند، با این حال دو باره رای گیری می‌کنند و باز این اکثریت خلاف‌کارند که با تکیه بر دموکراسی حرفشان را به‌‌‌کرسی می‌نشانند.

قسمت سیزدهم: پخش سریال حدود نیم ساعت دیرتر شروع شد. در این مدت بینندگان فیلم » سه کله پوک» را دیدند.! در وایبرها بلافاصله این دیر شدن را به‌‌‌فشارهائی نسبت دادند که از سوی پزشکان برای توقف این سریال صورت گرفته است.

اگر از دید روان شناسی فروش و تجارت به این پدیده نگاه کنیم ناگهان زاویه‌های دیگری هم می‌بینیم. جنجال و جو سازی و وامصیبتا گفتن برای بالا بردن رونق بازار.


قسمت چهاردهم و پانزدهم:  مطلب خاصی نداشت.

قسمت شانزدهم: بهروز عشقی که حالا دیگر دکتر بهروز عشقی نامیده می‌شود حلقه نامزدیش را هنگام عمل جراحی در شکم بیمار جا گذاشته است و رئیس بیمارستان در نشستی با پرسنل بیمارستان، فیلمی‌در باره اشتباهات پزشکی می‌بینند.( قصور پزشکی که در قانون جدید محکومیتی در حد زندان می‌تواند داشته باشد.)
در فیلم گفته می‌شود که در سال 1000 نفر جان خود را به‌‌‌خاطر اشتباه پزشکی از دست می‌دهند.

قسمت هفدهم:  به شخصیت وکیل ( شروین ) پرداخته می‌شود. کسی که به‌‌‌درستی و بر اساس حقوق انسان می‌گوید : « هر شهروند باید وکیل داشته باشد تا در حضور وکیلش صحبت کند» ولی به‌‌‌موکلش وفادار نیست و تهدید می‌کند از پرونده‌های پشت پرده آدم‌ها پرده برمی‌دارد.
دکتر کاشف به‌‌‌وکیلش شروین می‌گوید: « یعنی تو همه ما و بیمارستان را به‌‌‌یک حق الوکاله فروختی؟»

قسمت هیجدهم:  بنا به‌‌‌پیشنها دکتر کی مرام ( تنها دکتر خوبه سریال)، در بیمارستان حاشیه ستاد مدیریت بحران تشکیل می‌شود.
آقای زهتاب مالک بیمارستان که خود را رئیس می‌داند فرصت را برای جذب بیمار غنیمت شمرده می‌گوید: « صندوق قلب تپنده بیمارستان ما است»
دکتر کاشف ( جراح پلاستیک) از یکی از مراجعه کنندگان می‌پرسد دماغش را پهلوی چه کسی عمل کرده است. طرف می‌گوید : دکتر بیگی.» دکتر کاشف می‌گوید: دکتر بیگی تا 6 ماه پیش جلوی در اتاق عمل با پارچ آب می‌ریخت دستم را بشورم...از مهره 3 و 4 ، مفصل برای دماغت برداشت...» و ادامه می‌دهد: من عادت ندارم پشت همکارام صحبت کنم.»

قسمت نوزدهم:  مطلب ویژه ای نداشت.

قسمت بیستم: عمل‌های غیر ضرور.  قرار می‌شود آپاندیس پدر خانم دکتر بهروز عشقی را در بیاورند و رئیس بیمارستان ( دکتر صحرائی) آپاندیسش را به‌‌‌وی اهدا کند.

قسمت بیست و یکم: مطلب ویژه ای نداشت

قسمت بیست و دوم: قسمت بیست و دوم با طنزی هشداردهنده یکی از درخشان‌ترین قسمت‌های سریال است و دارد یک بار دیگر به‌‌‌دور از پس‌داوری به‌‌‌تماشای آن بنشینیم و بیندیشیم.
هاله سرپرستار بیمارستان و خواهر دکتر هومن صحرائی در باره فیلمی‌که از بی عرضگی برادرش ساخته و در شبکه مجازی گذاشته است می‌گوید: « هر فیلمی‌ساخته بشه مثل آب روان میمونه . بالاخره راه خودشو پیدا می‌کنه».
تصمیم می‌گیرند در بیمارستان حاشیه همایش تشکیل دهند و اسپانسر می‌گیرند. دکتر کاشف می‌گوید که می‌شود برای همایش بلیت چاپ کرد و پول درآورد. 8درصد بابت ارزش افزوده و 10 درصد هم بابت سرویس گرفت:
گوینده همایش در ابتدا شعر می‌خواند: « درخت دوستی بنشان که کام دل به‌‌‌بار آرد...» و از اسپانسر‌ها تشکر می‌کند.
در این همایش یکی از پدر و مادرش تعریف می‌کند و دیگری از فلان پزشک و آن چه نمی‌شنویم سخنی در باره پزشکی و علم پزشکی است. شرکت کنندگان در همایش برای همه یک ریز کف می‌زنند ولی زمانی که دکتر هومن صحرائی، عمل پیوند آپاندیس را که جماعت به‌‌‌افتخار وی کف زده اند یک کار زائد و فاقد ارزش علمی‌می‌داند، جمع با ناباوری سکوت می‌کند. پس از لحظه ای سنگین و کشدار، یک نفر از ته سالن با تانی کف می‌زند. ابتدا چند نفر و بعد جمع آرام آرام کف می‌زنند و سرانجام ماشین وار زیر تاثیر جمع شروع به‌‌‌کف زدن پر حرارت می‌کنند.

قسمت بیست و سوم: از بخش پذیرش،  دکتر بهروز عشقی ( کلاه برداری که خود را پزشک جا زده است) «پیج» می‌شود ولی وی نزد نامزدش به‌‌‌سفر اسپانیا و روغن ضد آفتاب زدگی فکر می‌کند. دکتر سهراب کاشف هم خود را به‌‌‌ناخوشی زده و در جواب رئیس بیمارستان می‌گوید: « من با این اعتبار بیام توی اورژانس بخیه بزنم؟... پنی سیلین بزنم ...». خود رئیس بیمارستان هم در صحنه ای دیگر، همین فرهنگ را بروز می‌دهد.

قسمت بیست و چهارم: حضور دکتر خوبه، استاد کی مرام  که « تعرفه‌های پزشکی» را همراه آورده است، دلهره به‌‌‌جان خلاف کاران می‌اندازد . دکتر سهراب کاشف از ترس تعرفه‌ها به‌‌‌فکر فرار به‌‌‌خارج از کشور می‌افتد و آقای زهتاب صاحب بیمارستان و صولت نگهبان بیمارستان تعرفه را به‌‌‌همه اعلام می‌کنند: « ویزیت 16500 تومان» و به‌‌‌شدت از تعرفه‌ها انتقاد می‌کنند.

قسمت بیست و پنجم : ادامه قسمت 24

قسمت بیست و ششم: قسمت آخر:  سریال با تعرفه و واکنش خلاف کاران نسبت به‌‌‌آن به‌‌‌پایان می‌رسد.

آقای زهتاب صاحب بیمارستان به‌‌‌داروخانه چی( سمبوسه فروش سابق) می‌گوید: کم فروشی کن، تاریخ مصرف گذشته داری رد کن ...با این تعرفه‌ها خرج هیچی در نمی‌یاد»
کارمند روپوش به‌‌‌تن خلاف‌کار به‌‌‌پرستار می‌گوید: از این سرم‌ها نزن، سرم « تعرفه ای » بزن. توی سومالی پر شده تحت لیسانس چین!. » . پرستار شمد‌های روی بیمار را عوض نمی‌کند و در پاسخ فرخ لقا حکمت ( مترون خوبه‌‌‌جدید) که می‌پرسد مگه ملافه‌ها رو نمی‌شورید می‌گوید: تعرفه‌ها پائین است صرف نمی‌کند. مترون می‌گوید من میرم گزارش می‌دهم.
پرستارها بیمار را با برانکار تا نیمه راه می‌برند و در پاسخ به‌‌‌اعتراض رئیس بیمارستان می‌گویند: آقای زهتاب ( صاحب بیمارستان) گفته اند تا حد تعرفه خدمات برسانید.  خلاف کاران در خانه ای به‌‌‌کار جراحی دست می‌زنند.
زمانی که یک بیمار می‌میرد، یکی از پرستاران می‌گویدکه کاری نمی‌توانند بکنند. تعرفه‌ها پائین است و وقتی می‌شنود یکی از همراهان می‌گوید بیمار پول‌دار است با خوش‌حالی می‌گوید: « زهتاب ، مریض آمده. بدون تعرفه. هلو. »   
*‌هاله ( سرپرستار ) به ‌‌‌زهتاب اعتراض می‌کند، زهتاب داد می‌زند. « سفیدپوشان» و بلافاصله دو زن با روپوش سفید می‌آیند و زهتاب برای بستن دهان سرپرستار می‌گوید: « یه آرام بخش به‌‌‌این تزریق کنید». آنان زیر بغل‌هاله را می‌گیرند و کشان کشان می‌برند. بستن دهان‌هاله با آرام بخش توسط دو زن روپوش سفید، فیلم زیبای(«دیوانه ای که از قفس پرید»( پرواز بر فراز آشیانه فاخته) را بیاد می‌آورد و تیمارستانی که برای هشیاران ساخته بودند.
سریال با دست بند زدن به‌‌‌دست کارکنان خلاف کار بیمارستان پایان می‌پذیرد.
آقای مهران مدیری کارگردان مجموعه در پایان قسمت 26 در سخنان کوتاهی گفت: « آمدم یک تشکر ویژه کنم از تک تک مردم عزیزم. 30 قسمت اول تمام شد و ...». به‌‌‌نظر می‌رسید با چنین روشی کارگردان سریال می‌خواهد بگوید زیر فشار جنبی مجبور به پایان بردن مجموعه شده است. هر چند می‌شد همین بخش را تا 90 قسمت هم ادامه داد ولی از نظر ساخت، مجموعه خود خلاف آن چه که آقای مهران مدیری اشاره داشت، با پیامی‌در باره تعرفه پایان یافته بود .

۳
در روان‌شناسی اجتماعی، ‌‌‌یک روش برای دگرسازی ذهنیت بیننده بررسی شده است. اگر در ابتدای داستان یا فیلم گفته شود که این شخص تبهکار است و سپس در درازای زمان به همین شخص خلق و خوی دیگری داده شود، در انتهای کار ذهن متوجه صفتی خواهد شد که چندین و چندبار در صحنه‌های گوناگون تکرار شده است.
در ابتدای سریال، بهروز عشقی که مردم محل با سلام و هلهله به استقبالش می‌آیند، فریب‌کار معرفی می‌شود. در خلال سریال، کم‌کم بیننده با آن که می‌داند با یک کلاه بردار مواجه است به نام « دکتر عشقی» خو می‌گیرد و در صحنه پایانی وقتی می‌بیند دست بند به دست این فرد می‌زنند می‌گوید که « دکتر عشقی» ( نه بهروز عشقی فریب‌کار) دستگیر شده است.  
در 26 قسمت سریال، 8 پزشک و دو پرستار معرفی می‌شوند و بقیه « پزشک نما!» اند و از همان ابتدا چه خود را پزشک معرفی کرده باشند و چه داروساز و پرستار همگی تقلبی اند. هرچند پیشاپیش به‌‌‌عنوان تبهکاری که در کار پزشکی دخالت کرده اند، محکوم شده باشند ولی داستان به‌‌‌گونه ای پزشکان واقعی و تقلبی را در هم می‌آمیزد که امکان تشخیص این دو لایه امکان پذیر نباشد و در عمل این گونه به‌‌‌نظر می‌رسد که همگی اینان پزشک و عضو جامعه پزشکی‌اند وبزه‌کار. این تنها نقص فیلم نامه نیست. دیدگاه ویژه بدبینانه ای است که در فیلم‌ها و داستان‌های خارجی هم گاهی دیده می‌شود. نمی‌توان با اعمال فشار و جمع آوری امضا گفت که چرا انسانی چنین می‌اندیشد. برخی می‌اندیشند اگر در فیلمی‌« قمر وزیر » هست، برای بد آموز نبودن فیلم، می‌بایست « شمس وزیر» هم نشان داده شود. اگر پزشک « بد مرام» داریم، می‌بایست پزشک« خوش مرام» هم داشته باشیم. به جای این گونه ساده نگری می‌توان کمی‌منظره پیش چشم را گسترده و تحمل پذیرش پدیده‌ها را بالاتر برد.
زمینه‌هائی را که سبب پیدایش این دیدگاه می‌شود می‌شود پیدا کرد و از میان برداشت. اینان با به طنز کشیدن نارسائی‌های جامعه پزشکی و پرداختن به شخصیت‌ منفی برخی از اعضای جامعه پزشکی، به سلامت زیستی درونی جامعه یاری می‌رسانند. گاه با نشان دادن لکه‌های کثیف روی روپوش، ضرورت شستن آن بهتر گفته می‌شود تا ساعت‌ها در باره سفیدی سخنرانی کردن.  

۴
در سریال « در حاشیه» پزشکان تخصیل کرده دانشگاه ( نه کسانی که خود را پزشک نامیده اند) چگونه معرفی می‌شوند.؟
*دکتر هومن صحرائی که خود را فوق تخصص« دیاستولیز سلول‌های بینابینی خون ؟!!) می‌نامد. شخصی که سره از ناسره باز نمی‌یابد، مدیر نالایقی که به راحتی به دیگران اعتماد می‌کند و سر انجام با دست‌بند از صحنه خارج می‌شود.
*پزشک بیمارستان که ناتوان از یافتن رگ دست بیمار است!
*خواهرزاده رئیس بیمارستان. پزشک بیمارستان. زیر میزی بگیر. در ادامه سریال دیگر این پزشک را نمی‌بینیم.
*دکتر سهراب کاشف، جراح پلاستیک. کسی که ادعا می‌کند:« من یه پام تو مطبه، یه پام تو بیمارستان، یه پام سمینار یه پام تو دانشگاه. اصلن من چند تا پا دارم». شهرت کافی و مهارت زیادی هم دارد ولی علم و تجربه‌‌‌اش را برای افزایش درآمد از راه فریب بیماران به کار برده است و به‌‌‌سبک فیلم‌های هندی ثروتش را زنش بالا ‌کشیده و درمانده به دریوزگی افتاده است. دکتر کاشف نه تنها اجازه می‌دهد یک کارمند دولت پروانه مطبش را خودسرانه پاره کند بل‌که در ادامه خود نیز مدرکش را ریز ریز می‌کند تا نشان دهد پروانه مطب پزشکان، کاغذ بی ارزشی بیش نیست. دکتر سهراب کاشف نیز در انتهای سریال با دست‌بند از صحنه خارج می‌شود.
*دکترفیروز دل‌خوش، تحصیل کرده سوربن پاریس فرانسه که با نخوت حرف می‌زند و مانند دوره رمانتیک فرانسه و به‌‌‌سبک فیلم سه تفنگ دار لباس پوشیده است. این پزشک در ادامه سریال نقشی ندارد.
 *دکتررستگار باجناق دکتردل‌خوش که متخصصص  جراحی قلب و تحصیل کرده اسپانیا است و به‌‌‌سبک ماتادورها ( گاوبازها) لباس پوشیده است و مانند باجناقش با نخوت رفتار می‌کند. وی نیز در ادامه سریال دیده نمی‌شود.
*دکتر کی‌مرام که آدم خوبه ‌‌‌سریال است، استاد دانشگاه است و NGO  دارد و « برای مناطق محروم یک کارهائی می‌کند». در مطبش « پرداخت ویزیت الزامی‌نمی‌باشد» و حتی دکتر پول داروی انسان‌های کم توان را نیز پرداخت می‌کند و اداره بیمارستان « حاشیه» را به دکتر هومن صحرائی می‌سپارد.
کلیه کسان دیگری که با عنوان دکتر در بیمارستان کار می‌کنند همگی فریب کارند ولی در انتهای سریال وقتی دست بند به دستشان زده می‌شود دکتر نامیده می‌شوند مانند دکتر عشقی و ...

جنجالی که پیرامون سریال «درحاشیه» بلند شد واقعی نبود. بیش‌تر ‌هراس گروهی را نشان می‌داد که از نقد و بررسی عمل‌کرد خود می‌ترسند و متاسفانه موضع گیری آنان به‌‌‌گونه ای بازتاب یافت که انگار پزشکان ایران خواهان توقف این سریال اند و می‌ترسند پرده اسرار خلوتشان دریده شود. همین برداشت، راه را برای هجوم ناعادلانه به‌‌‌جامعه پزشکی باز کرد.
در پیامک‌ها و نوشته‌های وایبری گفته می‌شود که 7000 پزشک علیه این سریال امضاء داده اند. باور کردن این رقم دشوار است. پزشکان تهران حتی برای رای دادن به‌‌‌نمایندگانشان در سازمان نظام پزشکی به سادگی حاضر نمی‌شوند و آن وقت برای سریالی که هنوز ندیده بودند رای داده اند؟
یک نفر « دکتر خوبه» دارد. شاید در ابتدا چنین پزشکی بیش از اندازه خوب و ایدالیست به چشم بیاید ولی ما پزشکانی داریم که چنین رفتاری با بیماران خود داشته باشند. مردم نمونه‌های زیادی از این گونه پزشکان انسان‌گرا  در حافظه دارند.
دو پزشک متخصص داریم که در رویای خود پرواز می‌کنند، نمونه‌هائی از این تیپ را به راستی در بین پزشکان می‌توان دید.
پزشکی هم داریم که برگزیده بالاسری‌ است برای مدیریت نظام سلامت. مدیری است ناکارآمد، با گرایش به سمت کلاه برداری. برای حفظ موقعیتش در برابر خلاف کاری‌ها سکوت می‌کند. این گونه گزینش یک مدیر را نیز می‌توان به‌‌‌نقد کشید.
 سه پزشک دیگر« دکتر بده» هستند و خلاف‌کار.
بقیه کسانی که دکتر معرفی می‌شوند خلاف کارانی هستند که خود را پزشک جا زده اند.
این گونه پزشک را در جامعه می توان دید و با انگشت نشان داد. خوب حالا جامعه پزشکی با کجای سریال مخالف بود که اعضایش برای متوقف کردن یا سانسور فیلم و علیه هنرمندان اعمال فشار اجتماعی کنند و تومار یاسا بیاویزند؟
از سمتی دیگر هم می‌شود به نقد موضوع پرداخت: آیا ما با یک جنجال پراکنی برای شهرت و پربیننده کردن سریالی ضعیف مواجه بودیم؟
در این نوشتار نمی‌خواهم ارزش هنری سریال را به‌‌‌نقد بکشم بل‌که تلاش کردم با پایش 26 قسمت سریال و مرتب کردن صحنه‌ها و دیالوگ‌ها پی ببرم سازندگان و پخش کنندگان سریال چه می‌گویند.
پخش سریال هم زمان شد یا شده بود با کشمکش‌هائی بین وزارت بهداشت که تعرفه‌های بخش خصوصی را دیکته می‌کرد و پزشکانی که با آن موافقت نداشتند.  « زیر میزی » گرفتن تعدادی اندک از جمعیت 200 هزار نفری پزشکان، در زمان ساخت سریال توجه شهروندان را به‌‌‌سوی نارسائی‌های درونی جامعه پزشکی جلب کرده بود. با اعلام تعرفه‌های گروه پزشکی به ویژه در بخش خصوصی، ناخشنودی در بین پزشکانی که آن را ناکافی و نامیزان می‌دانستند بالا گرفته بود. من ترجیح می‌دهم این را روندی اتفاقی بنامم. ولی تاثیر هم‌زمانی آن قانون‌مندانه هیجان برانگیز بود.
پدیده زیر میزی در ایران ریشه دار است و تا ریشه در آب است بازتولید این پدیده ناهنجار ادامه خواهد داشت ولی تعرفه‌ها یک دستور دولتی برای تعیین دست‌مزد پزشکان به‌‌‌ویژه جراحان بود و با واکنش‌های کم‌رنگ و اعتراض‌هائی در حد تلفن و پیامک‌ مواجه شد. رئیس کل سازمان نظام پزشکی، میزان افزایش این تعرفه‌ها را با در نظر گرفتن میزان تورم در کشور غیر واقعی خواند و نشان داد که درون جامعه پزشکی، تعرفه‌های جدید به آسانی پذیرفته نخواهد شد.
کدام پزشک می‌تواند زیر میزی بگیرد؟. بی شک برای گرفتن زیر میزی می‌بایست پزشک موقعیت ویژه ای داشته باشد. این شهرت یک پزشک و تعداد مراجعه کنندگان به‌‌‌وی نیست که موجب بروز پدیده زیر میزی می‌شود.
الف)پزشک زیرمیزی بگیر می‌بایست طرف قرارداد با بیمه باشد. پزشک زیر میزی بگیر با تعرفه‌های بیمه موافق نیست ولی قرارداد می‌بندد و مابه التفاوت دست‌مزدی را که طلب می‌کند و تعرفه ای که بیمه به وی پرداخت می‌کند از بیمارش می‌گیرد. آن هم اغلب توسط منشی و بدون دادن رسید. مشخص است که بیمار هنگام پرداخت چنین پولی می‌داند دارد « زیرمیزی» پرداخت می‌کند. یا خود اهل دریافت‌های غیرقانونی است و از جیب شهروندی دیگر این پرداخت را جبران می‌کند یا ناچار است و در اضطرار.
بیمه‌ها می‌توانند با نظر خواهی از اعضای خود به‌‌‌سرعت بفهمند کدام پزشک زیر میزی خواسته است. چرا این اتفاق نمی‌افتد؟  گاه منافع مشترکی است بین پزشک درمان‌گر و پزشک معتمد بیمه از یک سو و پزشک معتمد و کادر اداری واحد بیمه‌گر از طرف دیگر که منجر به تداوم بزه زیرمیزی می‌شود. تا زمانی که این انحصار نشکند، نه مردم، نه دولت، هیچ کدام نمی‌توانند با سخنرانی و تهدید گاه گاهی در مبارزه با زیر میزی سربلند باشند. مطبوعاتی که با آزادی بتوانند نقش وجدان جامعه را به عهده گرفته و با نقد و بررسی این پدیده و زمینه‌های بروز آن، راه را برای تصویب قانونی شفاف و تاثیر گذار باز کنند، لازم است.
2)برای مبارزه با پدیده زیر میزی می‌بایست بر اساس قانون مشخصی عمل کرد. این قانون باید پویا و واقعی باشد. در ایران نه تنها در پدیده زیر میزی، بل‌که در سازمان‌های مردم نهاد هم قانون پویائی که بتوان به‌‌‌استناد به‌‌‌آن جلوی افساد در کار را گرفت نداریم. این روزها نبود یا نارسا بودن روش قانونی را می‌توان در سخنان بسیاری از دولت مردان و قانون گزاران شنید.
( ادامه این بحث را به زمانی دیگر وامی‌گذاریم و به‌‌‌سریال باز می‌گردیم)
سریال در چنین جوی از تلویزیون پخش شد. اگر در قسمت شانزدهم مجموعه دکتر سهراب کاشف متخصص جراحی پلاستیک در صحبت با ‌‌‌دکتر بهروز عشقی ( ولی رو به دوربین و خطاب به پزشکان بیننده) که حتی قدرت دفاع از خود را هم ندارد و خشونت را فراموش کرده است می‌گوید: « من غلام حلقه به گوش تو نیستم... من تصمیم می‌گیرم که چی‌کار کنیم...دیگه هم پا پیچ من نشو. مفهومه؟»  در سه قسمت‌پایانی سریال به‌‌‌تعرفه‌ها می‌پردازد و به‌مخالفانِ میزان تعرفه جدید تصویبی وزارت بهداشت هجوم برده می‌شود و آنان عده ای خلاف کار که قصد سرکیسه کردن بیماران را دارند معرفی می‌شوند.

۵
در زمان پخش این سریال ما شاهد چند گونه برخورد با ساخت و پخش این گونه بررسی و نقد قشرهای اجتماعی و به‌‌‌ویژه پزشکان و وکیلان بودیم:

1*در ادبیات ایران پزشکانی که گوهره انسانی کار پزشکی را نادیده می‌گرفتند سرزنش یا نفرین شده اند ولی پزشکی که درد مردم را درمان کند همواره ستایش شده است. ولی این روزها با جامعه پزشکی به‌‌‌عنوان قشر پولدار و به‌‌‌ناحق ثروت‌مند شده اجتماع برخورد می‌شود. در سال 1358 اندکی پس از انقلاب نشریه فکاهی فانوس نوشت:
« طبیب عاشق پول است و بی خبر – مریض  *  نگاه کن به چه حد است – بی مبالاتی ».
 لحن آرام و گله آمیز فانوس را می‌توان در این بیت احساس کرد ولی گاهی کار تعدادی از نقد نویسان به پرخاش‌گری و توهین و تکفیر حرفه پزشکی کشیده می‌شود. در فیس بوک یکی از طنز گویان عصبی آمده است: « به‌‌‌جای این که مهران مدیری رو خفه کنید برید خودتون رو درست کنید که ملت از دست پزشک و بیمارستان حال شون بهم می‌خوره »
در ساعت 23:00 روز 31 فروردین در زیر نویس یکی از کانال‌های تلویزیونی آمده بود:« یک مقام وزارت کار ایران: یارانه برخی از افراد پردرآمد از جمله پزشکان، وکلا، صراف‌ها، صاحبان خودروهای لوکس، صاحبان شرکت‌های خصوصی و ایرانیان خارج از کشور از سال جاری قطع می‌شود»( در سریال «در حاشیه» دو شخصیت اصلی، یکی پزشک است و دیگری وکیل!).
در راستای ترویج اندیشه پول‌دار بودن پزشکان و وکیلان، همان شهروند طنز گوی بالا نوشت:« میانگین درآمد سالانه متخصصین در ایران حدود 418000 دلار است ( حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان( 1.400.000.000 تومان) و در آمد متخصصین آلمانی 41000 دلار ( ده برابر کم‌تر ‌از همکار ایرانی اش!!). وی در باره میزان درآمد پزشکان عمومی و دندان‌پزشکان عمومی که بدنه اصلی جامعه پزشکی را تشکیل می دهند‌ سکوت معنا دار دارد و درآمد اقلیتی محدود را به کل جامعه پزشکی تعمیم می‌دهد.
روزنامه اطلاعات به نقل از خبرگزاری مهر در شماره 26125 ( یکشنبه 30 فروردین 1394) نوشت:«بررسی‌ها نشان می‌دهد در شرایطی که درآمد یک کارمند یا کارگر ایرانی یک پنجم درآمد همتای غربی‌اش هم نیست، پزشکان متخصص ایرانی چندین برابر همتایان خود در کشورهای غربی درآمد دارند.... درآمد یک ساعت کار در بخش خصوصی ایران برابر با 200 ( دویست) ساعت کار پزشکان فوق تخصص آلمان است.»
می‌شود حدس زد که به راستی درآمد بعضی از پزشکان متخصص نجومی‌است ولی اینان کسانی هستند که به مرکزهای آموزشی و بیمارستان‌های ویژه بخش‌های مرفه نشین شهر و قراردادهای بیمه ای تضمین شده دست‌رسی دارند و می‌توانند بیماران قشرهای نوکیسه و ثروت‌مند جامعه را جذب و دست‌مزدهای کلان مطالبه کنند. ولی جامعه پزشکی کشور نزدیک به 250 هزار نفر عضو دارد و عادلانه نیست همه آنان را بر روی صندلی اتهام بنشانند.
 اگر انجمن‌های صنفی فعال بودند می‌توانستند با شناسائی به موقع این کج روی‌ها، بندی در راه گسترش آن بسازند ولی افسوس که انجمن‌های صنفی چندی که می‌شناسم توسط هیئت مدیره‌های آن سترون شده و آسیبی جدی به نقش آنان در برآوردن مطالبات حرفه ای پزشکان و شناسائی ناراستی‌ها در حرفه پزشکی رسیده است.
 2*سازمان‌های مردم نهاد ‌پزشکان سکوت کرده‌اند. انجمن‌های صنفی ‌پزشکان می‌توانند با یاری رسانی به‌‌‌هنرمندان مانند بررسی و دقیق کردن فیلم نامه‌ها و در اختیار داشتن مکان مناسب‌تر فیلم برداری و مانند این‌ها،  زمینه نقد و بررسی درستِ کار و فعالیت پزشکان را ایجاد کنند و در چنین زمان‌هائی بهترین و پخته ترین واکنش را نشان دهند. ولی این روزها شاهدیم فعالیت این انجمن‌ها به ویژه در دندان پزشکی توسط هیئت مدیره‌های آن‌ها متوقف شده و به ‌‌‌بی‌راهه کشانده شده اند.  بسیاری از انجمن‌های علمی‌دندان‌پزشکان نیز به‌‌‌راه سوداگری رفته اند و بزرگ‌ترین دغدغه آنان برگزاری کنگره و فروش غرفه‌های نمایشگاه در جنب کنگره ‌است. سکوت آنان نه از سر مصلحت اندیشی بل‌که از نداشتن انگیزه برای حضور در فرایند دفاع از منافع حرفه است. (من گزارش مفصلی از برگزاری کنگره علمی‌انجمن علمی‌دندان پزشکی ایران خدمتتان خواهم فرستاد و در آن جا موضوع را گسترده تر بررسی خواهم کرد.).  تنها این پرسش را این جا مطرح می‌کنم: آیا اگر هنرمندی در باره این گرایش نوین جامعه پزشکی و دندان پزشکی فیلم ساخت یا در داستان و نمایشنامه آن را به نقد کشید تا راه اصلاح آن باز شود، به جامعه پزشکی ایران خدمت کرده است یا نه؟
3*هجوم به‌‌‌موقعیت اقتصادی پزشکان خاتمه نیافت و شان و جایگاه پزشکان نیز زیر ضرب قرار گرفت: در مجموعه نوشتارهائی که مطالعه کردم نوشته شهروند طنزگوی ما « تیپیک‌تر» بود. جا دارد نوشته اش کامل نقل شود:
«یعنی شرم آور است که یک گروه اجتماعی که قبلاً آدم‌های متفکر و باهوشی جزو آن بودند و حتی در میان آنان افراد خوش فکر هم پیدا می‌شد، به عنوان چماق سانسور باعث شدند یکی از بهترین سریال‌های کمدی اجتماعی کشور یعنی « در حاشیه» مهران مدیری متوقف شود.
فعلاً اعلام شده که سریال مهران مدیری متوقف می‌شود و به دلیل فشار پزشکان و برخی وکلا تولید این اثر ادامه نخواهد یافت. چند دلیل برای توقف سریال در حاشیه وجود داشت.
دلیل اول این که این سریال نشان می‌داد که بخشی از پزشکان کشور آدم‌های بی سوادی هستند که فقط ظاهر خوبی دارند ولی بی فرهنگ اند، تعطیل کردن این سریال توسط پزشکان ثابت کرد که حرف مهران مدیری درست است. یعنی اگر هیچ دلیلی هم قبل از توقف این سریال برای بی سوادی پزشکان نبود، با اقدام آن‌ها در متوقف کردن در حاشیه دلیلش پیدا شد.
دلیل دوم این بود که سریال در حاشیه نشان می‌داد که جامعه و نظام پزشکی کشور یک مافیای فاسد است که از خلاف و فساد اعضایش حمایت می‌کند و در حمایت از اعضای خلافکارش همبستگی دارد، حرکت یک‌پارچه این مافیا علیه یک سریال کمدی اجتماعی نشان داد که واقعاً پزشکان توان بالایی برای خفه کردن صدای مخالفان شان دارند.
دلیل سوم هم این بود که سریال مهران مدیری نشان می‌داد که نظام پزشکی کشور بدون هیچ دلیلی معتقد است پزشکان باید جزو پردرآمدترین اقشار کشور باشند. برای چی؟ چرا مهندسین، هنرمندان، مخترعین، مکتشفین، نوآوران و نخبگان که بسیاری از آن‌ها هم تحصیلات بیش‌تری از پزشکان دارند و هم زحمت بیش‌تری می‌کشند، نباید مثل اغلب کشورهای جهان از درآمد بهتری برخوردار باشند؟
چرا سرمایه گذاران کشور با این همه ریسک همیشه در خطر نابودی همه سرمایه‌هایشان هستند و پزشکان کشور در هر نظام سیاسی و هر نوع دولتی و هر نوع سیاستی همیشه پردرآمدترین گروه شغلی هستند؟ در کجای آمریکا و اروپا، آفریقا و آسیا چنین بهشت بی دلیلی برای یک پزشکان وجود دارد؟ و این فساد مالی و پزشکی برای پول تا چه حد مردم را در خطر ناامنی دائمی‌در شرایط بیماری قرار می‌دهد؟ »
قضاوت در باره چنین گفتار و روش برخوردی با جامعه پزشکی ایران را به شهروندان کشورم وا می‌گذارم.
4*در رویاروئی با این شیوه برخورد با نارسائی‌های درونی جامعه پزشکی ایران، کسانی با همان ابزار (چوب تکفیر و ناسزا) به سراغ آنان رفتند و با تکیه بر اندیشه‌های فرویدی، این شهروندان را کسانی دانستند که عقده پزشک شدن داشته اند و حالا این گره‌های واخورده روانی است که سر باز کرده است و البته این تکفیر و برچسب چسبانی « فرویدی» شامل حال سازندگان سریال درحاشیه نیز ‌شد.
در نقد اجتماعی حتی در پاسخ گوئی به ناسزاگویان نباید فراموش کرد که هدف بیرون راندن حریف از میدان یا سست کردن پای ایستادگی اش نیست. روشن شدن ماجرا است که هدفی اخلاقی است. پزشکی بدون فلسفه و اخلاق به چه ماند؟
- چه سود از دهانی که دندان ندارد.-

۶
گروهی از پزشکان، حرفه پزشکی را « مقدس» دانسته و نقد و بررسی رفتار و کردار این قشر را بر نتافتند. در چند نوشته و نامه ای که در «وب سایت سازمان نظام پزشکی» آمده است می‌توان با این دیدگاه آشنا شد. همین دیدگاه در باره وکیلان نیز وجود دارد که می‌توان در « پایگاه اطلاع رسانی کانون وکلای دادگستری مرکز» ‌‌‌نمونه‌ای از آن را مطالعه کرد. (تنها یک وکیل در این سریال معرفی شد و آن هم شروین کلاه‌بردار. چنین روشی در برخورد با یک حرفه ستمی‌است به وکیلان با وجدانی که امانت داری و اعتماد شهروندان به آنان، سرمایه زندگی آنان است. )
گروهی دیگر از پزشکان، با مقدس سازی مطلق پزشکان مخالف اند و تقدس را نه در روپوش سفید بل‌که در تعهد پزشک به‌‌‌وجدان اجتماعی و سوگندی که یاد کرده است دانستند و از نقد و بررسی جامعه پزشکی و آزادی اندیشه و بیان دفاع کردند. نمونه‌هائی از آن را می‌توان در « پایگاه دندان پزشکی ایردن» و « بانک اطلاعات دندان پزشکی ایران» دید.

۷
پزشکان گذشته ایران زمین همگی یا فیلسوف بودند یا با فلسفه کارپزشکی باورمند ولی در آموزش فعلی، فلسفه پزشکی حذف شده است و دانش‌جویان واحد‌هائی با عنوان اخلاق پزشکی می‌گذرانند که حتی معنای کلمه اش ناروشن است. دانش‌جوی پزشکی نگاه به‌‌‌دست استادش می‌کند و پس از پایان بردن دوره آموزشی، فرهنگ دانشگاه را به‌‌‌جامعه می‌برد. نباید تصور کرد کسی با موعظه از منافع مادی اش می‌گذرد. می‌بایست با منش وفادار به اتیکز پزشکی، دانش‌جویان و دستیاران را به فلسفه کار خود باورپذیر کرد. باید قانون داشت و راه‌های افساد در کار را شناسائی و راه‌کارهای مشخص برای پیش‌گیری از آن در پیش گرفت.
نقص پزشکی ایران که سرچشمه زایش فرهنگ سود بری از بیماران است را می‌توان نبود اسناد پزشکی(داکومنتیشن) دانست. تا زمانی که پزشک به‌‌‌طور کامل بیمار را معاینه نکند، آن چه را دیده و از بیمار شنیده ثبت و تشخیص نخستین پزشک و راه‌هائی که برای درمان بیمار در پیش می‌گیرد سند نشود(چه در بخش دولتی و چه خصوصی)، پزشکی ما در حد معاینه دو دقیقه ای و قرص‌های کیلوئی باقی می‌ماند.
مطلب زیادی از بازتاب این سریال و نظرهای گوناگونی بدون ویرایش یا با سمت و سوی معین، در تارنماها آمده بود که خلاصه کردن همه آن‌ها ممکن نیست. چند نمونه را در این جا می‌آورم.
یکی از شهروندان در باره پزشکی ایران نوشته است: «مشکل اینجااست که اکثر پزشکان گرامی‌ما برای مریض حتی یک دقیقه هم وقت نمی‌گذارد. هر مطب متخصصی که رفتم 30 هزار پول گرفت و به‌‌‌محض این‌که پیش دکتر رفتم یکی دیگه هم به‌‌‌عنوان انتظار پشت سرم امد تو. یعنی برای دو دقیقه 30 هزار گرفت!!»0
شهروند دیگری هم نوشته است: «پزشکان هم جزو قشر زحمت‌کش کشور هستند و در بین آن‌ها تعداد انگشت شماری هستند که واقعاً خدماتشان ارزش درامدشان را داشته باشد، منتها یک مکانیک بد خودروی شما را خراب می‌کند ولی یک جراح بد جسم و روح شما تا ابد ناقص میکند، پس باید به‌‌‌جای محدود کردن درامد پزشکان جریمه‌های سنگینی علیه اشتباهات و کم کاری آن‌ها وضع کرد.»
شهروندی دیگر نوشته است: «با احترامي كه براي پزشكان متعهد و باوجدان قائلم بايد عرض كنم كه متاسفانه درصد پزشكاني كه به‌‌‌سوگند و تعهد خود پاي‌بند باشند در ايران خيلي كمه. چه بسيار جراحان و متخصصيني كه صرف و صرفاً براي پول عمل جراحي تجويز مي‌كنند و تاييد اين موضوع هم اين‌كه وقتي يك متخصص تشخيص جراحي ميده و بعد به‌‌‌متخصص ديگه ميري حرف همكارشو تكذيب مي‌كنه و ازت ميخاد كه پيش خودش جراحي كني»
شهروندی با امضاء ناشناس نوشته بود:« ای‌کاش می‌شد مثل قبل دکتر از هند اورد »

۸
خودشیفتگی یا کتمان واقعیت؟:  در بسیاری از سخنرانی‌ها و نوشته‌های مسئولان و فعالان حرفه پزشکی به کسانی برمی‌خوریم که با خودشیفتگی و بزرگ بینی حرفه خود، در عمل راه را برای طنز نویسان باز می‌کنند. به این دو نقل قول از دو همکار پزشک و دندان پزشک توجه فرمائید:
مسئول یک سازمان بزرگ: «بدون شک نظام سلامت و جامعه پزشکی ایران یکی از موفق ترین نظام‌های سلامت در منطقه و حتی جهان است.»
مسئولی دیگر: « بدون شک همه شما اذعان دارید که توان‌مندی‌های علمی ‌و عملی اساتید و دندان‌پزشکان ایرانی فراتر از منطقه و در سطح جهانی است. کنگره علمی‌انجمن دندان‌پزشکی کشور ما یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های دندان‌پزشکی منطقه و بل‌که جهان است.»
در نوشته‌های زیادی به قضاوتی همانند این در باره پزشکان ایرانی برمی‌خوریم که بازتاب نوع برخورد برخی از پزشکان با حرفه پزشکی است:  « به‌‌‌نظرم پزشکا دچار یک نارسیس جمعی هستند و خود را تافته ی جدا بافته می‌بینند.»
البته همه این گونه سخن نمی‌گویند و بسیاری از پزشکان با غلو کردن و منم زدن بی محتوا، بر نارسائی‌ها پرده نمی‌کشند.
رئیس دانشگاه مازندران به درستی اذعان می‌کند:« هنوز با استانداردهای جهانی فاصله زیادی داریم.» چنین اندیشه ای راه را با واقع بینی برای پیشرفت باز نگه‌می‌دارد.
تارنماهای زیادی را برای دست‌یابی به دیدگاه خوانندگان یا آن چه مدیران تارنماها منتشر کرده اند جست و جو کردم و برخی از آن‌ها را بدون اظهار نظر در این نوشتار آورده ام. باید شنید و شنید و اندکی گفت. چرا که، اگر گوش بسته بماند، گفته‌ هم به‌ناگفته می‌ماند.

۹
نارسائی‌ها و بالاتر از آن کژ روی‌های غیر اخلاقی در میان سازمان‌های مردم نهاد دندان‌پزشکان ایران راه یافته است. من نمونه‌هائی از آن را پیش از این برای همکاران علاقه‌مند گزارش کرده ام و بیش از آن در یادداشت‌هایم دارم.
چندی پیش گروهی کوچک اراده گرایانه ابتدا مجمعی را که بازرس قانونی انجمن علمی‌دندان‌پزشکی ایران برای مشورت و سودبری از خرد جمعی برگزار کرده بود به هم ریخت و پس از آن، هیئت مدیره انجمن علمی‌دندان‌پزشکی ایران در مجمعی غیر اساس نامه ای (غیر قانونی) بازرس انجمن را که خواهان حساب‌رسی و شفاف کردن فعالیت مالی به ویژه تجاری در انجمن علمی غیر انتفاعی شده بود، به کمک تعدادی کم شمار عزل کرد. (گزارش آن را پیش از این منتشر کرده ام)
آیا اگر فردا نویسنده ای داستان یا نمایش‌نامه ای از این مجمع نوشت یا کارگردانی فیلمی‌ساخت، باید علیه وی « وامصیبتا» راه انداخت و با جمع آوری امضاء، گروه‌های فشار تشکیل داد؟ یا این که باید چشم را در برابر واقعیت نبست و راه‌های بروز آسیب به  پیکره جامعه را جست و جو کرد و به درمان خلل و پیش گیری از بروز آن پرداخت؟
جامعه پزشکی بیش از دیگر قشرهای اجتماعی می‌بایست نسبت به « بیماری» خود حساس باشد. خود شیفتگی و منم زدن‌های بی محتوا ما را به جائی نمی‌رساند. نه روز پشت در می‌ماند و نه شب. امروز باید مسئولانه به راه پیش رو اندیشید و عمل کرد. از هنرمندان و قلم به‌دستان بخواهیم نارسائی‌های پزشکی را به نقد بکشند. اگر شوخ از تن باز نشود، خستگی بر جان می‌نشیند.

آیرج  کی‌پور
18/ اردی‌بهشت 1394

پانوشت

قسمت 10

سریال دید بد بینانه ای نسبت به دانش آموختگان خارج از کشور دارد. این دید را در نشست‌های دانشگاهی و سخنرانی برخی از مسئولان دولتی هم دیده ایم. پیش از انقلاب دانش آموزان زرنگ از لایه‌های گوناگون طبقه‌های اجتماعی از شهر‌های کوچک تا تهران می‌توانستند در شاخه‌های پزشکی ( پزشکی عمومی، دندان پزشکی، داروسازی) قبول شوند . اینان در هر حال با طبقه‌های مرفه جامعه هم‌ذات پنداری داشتند (اگر از استثنا‌ها بگذریم) و سعی می‌کردند با برخورداری از ثروت افزایش یابنده خود چه از نظر وسایل مادی ( ماشین خارجی ) و چه مکان جغرافیائی محل سکونت (محله‌های ثروت‌مند نشین شهر)  و مسافرت‌های به‌‌‌خارج خود را در طبقه بالاتر از متوسط تثبیت کنند.

قسمت 11

تنها یک وکیل در این سریال وجود دارد که مشخص نیست به‌‌‌راستی وکیل است یا خیر ولی در کلاه بردار بودنش شکی نیست. از یک سو اجازه دارد به‌‌‌عنوان وکیل دکتر کاشف به‌‌‌دادگاه‌ها برود و از سوی دیگر در پاسخ به‌‌‌دکتر کاشف که پرسیده است : « مگه تو وکالت نخوندی ؟» پاسخی سیاست بازانه می‌دهد: « من وکالت نمی‌کنم. از روابطم استفاده می‌کنم.»

طعنه به‌‌‌دموکراسی: وکیل پیشنهاد می‌کند در ازاء پورسانت، بیماران بیمارستان را تامین کند. این پیشنهاد در هیئت مدیره 4 نفره به‌‌‌رای گذاشته می‌شود. رئیس بیمارستان که مسئولیت حقوقی انجام کار و پاسخ گوئی به‌‌‌درمان‌های بیماران را در برابر قانون به‌‌‌عهده دارد مخالف است. در نشست هیئت مدیره رای گیری می‌شود. بقیه شرکت کنندگان موافق کار وکیل هستند و رئیس بیمارستان رای آنان را می‌پذیرد. این تحریف مفهوم دموکراسی و رای گیری و به‌نوعی نفی مفهوم آن است.

قسمت13

چرا باید پزشکان برای توقف این مجموعه اقدام کنند؟ در حاشیه 8 پزشک معرفی می‌شود. یک پزشک کشیک که چندان با وجدان نیست، یک پزشک که زیر میزی می‌گیرد، رئیس یک بیمارستان که چهره ای ریا کارانه دارد، دو  پزشک متخصص کلیه و قلب دانش آموخته خارج از کشور،  یک متخصص جراحی پلاستیک خلاف کار،  و یک پزشک انسان دوست که نه تنها ویزیت نمی‌گیرد بلکه پول داروی مستمندان را نیز پرداخت می‌کند. البته این « استاد» از چنان قدرتی برخوردار است که می‌تواند رئیس بیمارستان و سر پرستار انتخاب کند.
بقیه آدم‌هائی که در سریال خود را پزشک یا داروساز و ... معرفی می‌کنند، کلاه بردارانی هستند که خود را پزشک جا زده اند. حالا چرا پزشکان را متهم به‌‌‌اعتراض و اعمال فشار برای توقف این مجموعه ضعیف و کم بار می‌کنند؟

قسمت22

ساخت این قسمت نشان می‌دهد که گروه سازنده سریال از دانش و توانائی کافی برای ساخت یک مجموعه خوب  و با ارزش از جامعه پزشکی برخوردارند ولی عوامل جنبی مانند نوع قرارداد، بی اعتمادی به‌‌‌بازگشت سرمایه، جو سازی‌های پیرامونی و محاسبه‌ها و سفارش‌های دیگر بر کار آنان تاثیر منفی می‌گذارد.

قسمت24

از این قسمت تا انتهای سریال موضوع پیرامون تعرفه‌ جدید پزشکی و اثر آن می‌چرخد. موافقان تعرفه‌ها آدم خوبه‌‌‌اند و مخالفان آن مشتی خلاف کار که از ترس تعرفه‌های جدید راه‌های فرار و گریز به‌‌‌خارج از کشور را جست‌و‌جو می‌کنند. 


Tags: سازمان نظام پزشکی, سازمان صدا و سیما, اعتراض پزشکان, طنز پزشکی, نقد پزشکان
تعداد نمایش ها: 1908
کاربر مرتبط: 
دکتر آیرج کی پور | Keipour
مطالب مرتبط: 
وزارت بهداشت به سریال طنز در حال ساخت صدا و سیما اعتراض کرد
نظام پزشکی به سریال طنز در حال ساخت صدا و سیما اعتراض کرد
نظام پزشکی از پزشکان خواست در تجمع اعتراضی شرکت کنند
معترضین طنز صداوسیما منافع خود را در خطر می‌بینند‎
هزاران پزشک نسبت به هجمه‌های صداوسیما معترضند
نظام پزشکی خواهان تغییر نگرش سازمان صداوسیما شد

بازگشت به فهرست


گفتاورد نام
ایردن | Irden, 21/03/2015 09:54:54 pm

وزارت بهداشت به سریال طنز در حال ساخت صدا و سیما اعتراض کرد

دکتر حسن قاضی هاشمی، وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی در نامه‌ای به رییس سازمان صدا و سیما دغدغه‌های خود را درباره پخش سریال طنز جدید مهران مدیری بیان کرد.

در حال بارگذاری برای پخش
گفتاورد نام
تابناک, 21/03/2015 09:54:54 pm

یک کلاهبردار با لباس پزشک در «اتاق عمل»

مجموعه تازه مدیری، ماجرای یک شیاد و کلاهبردار است که لباس پزشکی بر تن می‌کند و در یک بیمارستان حاضر می‌شود. همه کمدی نیز حول محور یک پزشک واقعی نیست، ولی ظاهراً شوخی با هیچ قشری در ایران ممکن نیست و حتی نوع مواجهه پزشکان به عنوان یکی از طبقات تحصیل کرده کشور با یک اثر کمدی نیز به مثابه یک اثر مستند است.


پس از کشمکش‌های فراوان بر سر پروژه تازه مهران مدیری، گزینه «اتاق سالمندان» از روی میز برداشته ‌و تولید «اتاق عمل» قطعی شد تا مجموعه طنز تازه مدیری با لحنی رقیق‌تر به این سوژه بپردازد؛ اما آیا با رقیق کردن کمدی مدیری برای عدم اعتراض نهادهایی نظیر نظام پزشکی، چیزی از کمدی تازه مدیری ‌می‌ماند؟ باید صبر کرد و دید!

تولید مجموعه نود قسمتی مهران مدیری برای تلویزیون به قسمت هفتم رسیده بود که همه چیز متوقف شد و این توقف علت مشخصی داشت. از یک سو اعتراض‌هایی درباره تولید این مجموعه با ارسال نامه نظام پزشکی مطرح شده بود و از سوی دیگر، تصمیم‌گیرندگان رسانه ملی که باید استمرار تولید این سریال تلویزیونی را با‌‌ همان رویه گذشته تأیید می‌کردند، در حال تغییر بودند و به همین دلیل، پروژه مدیری عملاً در وضعیت تعلیق قرار گرفت.

در راستای همین نامه‌نگاری نظام پزشکی بود که علیرضا زالی، رئیس کل سازمان نظام پزشکی، با اشاره به دیدگاه نظام پزشکی در زمینه سریال «اتاق عمل» ساخته مهران مدیری‌ گفت: «ما مخالف طنز فاخر نیستیم، ولی باید شأن جامعه پزشکی نیز رعایت شود، به هر حال پزشکی ایران در دنیا به خصوص در منطقه، جایگاه ویژه‌ای دارد و نامه‌ای که درباره این سریال به مسئولان رسانه ملی نوشته شد، بر اساس درخواست انجمن‌های علمی و پزشکی بود‌».

وی با تأکید بر اینکه این گونه فیلم‌ها و سریال‌ها نباید جایگاه پزشکی کشور را تحت‌الشعاع قرار دهد، افزود: «ساخت سریال‌هایی بدون مشورت و کار‌شناسی نظام پزشکی و جامعه پزشکی، می‌تواند به توریسم سلامت ایران ضربه بزند، ولی سازمان نظام پزشکی آمادگی خود را جهت مشورت و کار کار‌شناسی، برای ساخت چنین سریال‌های طنزی اعلام می‌کند‌».

در واقع با نامه ارسال شده و گفته‌های دکتر زالی، عملاً سریال مدیری در معرض این اتهام قرار گرفت که ممکن است شأن جامعه پزشکی را رعایت نکرده باشد و یا حتی به توریسم سلامت ایران ضربه بزند و این قدرت یک طنز تخیلی است که باید از ورود به آن به شدت جلوگیری کرد! شاید سوژه‌هایی نظیر زیرمیزی پزشکان در این کمدی می‌توانست به طور ویژه پرداخته شود، اما با این نامه چنین سوژه‌هایی به زباله‌دان رفت.

ماجرا آنچنان بالا گرفت که تا چند روز پیش، بحث «اتاق سالمندان» مطرح بود و حتی جلسات برای تغییر سوژه سریال مدیری نیز مطرح شد؛ اما لوکیشن سریال مدیری که ماهیانه ۶۰ میلیون تومان هزینه در بر دارد و به لطف مخالفان این سریال برای مدتی خاک می‌خورد و همچنین سایر هزینه‌های پیش تولید، تغییر کامل سوژه سریال را دشوار ساخته بود و بنابراین قرار شد، پروژه «اتاق عمل» همچنان فعال باشد.

البته این ملاحظه تازه به صورت جدی مطرح شده که طنز مدیری در این سریال رقیق شده و ‌حساسیت‌هایی که نظام پزشکی درباره‌شان پزشکان دارد، در «اتاق عمل» دیده شود که طبیعتاً اگر چنین اتفاقی بیفتد، از ارزش کمیک اثر به شدت کاسته می‌شود تا به توریسم پزشکی ایران و حریم پزشکان ثلمه‌ای وارد نیاید! در همین راستا احتمالاً بخش‌هایی از هفت قسمت نخست که ضبط شده نیز با تغییر سناریو، مجدداً ضبط و آماده پخش می‌شود.

مجموعه تازه مهران مدیری، ماجرای یک شیاد و کلاهبردار است که لباس پزشکی بر تن می‌کند و در یک بیمارستان حاضر می‌شود و در واقع همه کمدی نیز حول محور یک پزشک واقعی نیست؛ اما ظاهراً شوخی با هیچ قشری در ایران ممکن نیست و حتی نوع مواجهه پزشکان به عنوان یکی از طبقات تحصیل کرده کشور با یک اثر کمدی نیز به مثابه یک اثر مستند است و مؤثر در شأن پزشکان تعبیرش می‌کنند که دست کارگردان‌های سینما و تلویزیون ایران را برای خلق یک اثر ماندگار بیش از پیش می‌بندد.

به نظر می‌رسد، یکی از اموری که باید تلویزیون بر آن همت ‌گمارد، فرهنگ‌سازی برای درک مفاهیمی نظیر کمدی، ملودرام، تراژدی، مستند و... است، زیرا در کشورمان همه این مفاهیم یکسان تلقی می‌شود و تصور این است که باید در یک اثر سینمایی جدی یا کمیک، عملکردی مشابه فیلم مستند داشت و نعل به نعل مستندسازی کرد که این تصوری باطل و خلاف سینماست.


انتشار تصاویر از این مجموعه تلویزیونی از سوی عوامل ممنوع شده و به همین دلیل، تصاویر بسیار انگشت‌شماری از این سریال انتشار یافته و تنها نمای قابل ارزیابی از آن، تیزر سریال است که به تازگی از شبکه سوم سیما پخش شده است؛ اما آیا همه دقایق این سریال، کیفیتی نزدیک به تیزرش را خواهد داشت؟

با قطعیت یافتن پخش «مرکزی در حاشیه» تازه‌ترین مجموعه ۹۰ شبی مهران مدیری از ایام نوروز که به معنای بازگشت این کارگردان و بازیگران سینما و تلویزیون ‌پس از پنج سال به تلویزیون خواهد بود، می‌توان پیش‌بینی کرد، ‌برگ برنده رسانه ملی در این روزها، همین مجموعه کمدی باشد؛ مجموعه‌ای که مسیری دشوار ‌برای تولید پیمود و انتشار بریده‌هایی از آن در روزهای اخیر، بینندگان را وجد آورده است.

سریال تازه مهران مدیری که پیش از این با نام «اتاق عمل» شناخته می‌شد و قرار بود از شبکه پنج پخش شود، از ششم فروردین ۱۳۹۴‌ روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود. بدین ترتیب، در شرایطی که سیروس مقدم نتوانست «پایتخت ۴» را به نوروز برساند و این مجموعه را برای ماه مبارک رمضان خواهد ساخت، اثر مهران مدیری را می‌توان برگ برنده تلویزیون در نوروز قلمداد کرد و رساندن این مجموعه به نوروز را نیز در همین راستا تعبیر نمود.


مهران مدیری سال ۱۳۸۸ و همزمان با قطعیت یافتن روند تولید «قهوه تلخ» و عدم توافق مالی تهیه کنندگان این مجموعه با تلویزیون، عملاً از آنتن حذف شد و در شبکه خانگی با این تجربه نیمه‌کاره و سپس مجموعه‌های «ویلای من» و «شوخی کردم» حضور داشت، تا اینکه در ‌‌نهایت با حضور در برنامه تحویل سال ۱۳۹۲ در شبکه سوم سیما، خبر بازگشتش را با یک اثر تازه تأیید کرد و این ‌گونه بود که روند پیش تولید مجموعه ۹۰ قسمتی «اتاق عمل» با متوسط زمان ۴۰ دقیقه برای هر قسمت آغاز شد.

تولید مجموعه نود قسمتی مهران مدیری برای تلویزیون به قسمت هفتم رسیده بود که همه چیز متوقف شد و این توقف علت مشخصی داشت. از یک سو، اعتراض‌هایی درباره تولید این مجموعه با ارسال نامه نظام پزشکی مطرح شده بود و از سوی دیگر، تصمیم‌گیرندگان رسانه ملی که باید استمرار تولید این سریال تلویزیونی را با‌‌‌ همان رویه گذشته تأیید می‌کردند، در حال تغییر بودند و به همین دلیل، پروژه مدیری عملاً در وضعیت تعلیق قرار گرفت.

در راستای همین نامه‌نگاری نظام پزشکی بود که علیرضا زالی، رئیس کل سازمان نظام پزشکی، با اشاره به دیدگاه نظام پزشکی در زمینه سریال «اتاق عمل» ساخته مهران مدیری‌ گفت: «ما مخالف طنز فاخر نیستیم، ولی باید شأن جامعه پزشکی نیز رعایت شود، به هر حال پزشکی ایران در دنیا به خصوص در منطقه، جایگاه ویژه‌ای دارد و نامه‌ای که درباره این سریال به مسئولان رسانه ملی نوشته شد، بر اساس درخواست انجمن‌های علمی و پزشکی بود‌».

با همه این معذوریت‌ها، سریال تازه مهران مدیری با تغییر نام به «مرکزی در حاشیه» و همچنین تغییر بخش‌هایی از سناریو در ریل تولید قرار گرفت و مهران با تعداد قابل توجهی دوربین اقدام به تولید سریع این مجموعه کرد تا هفدهمین سریال مهران مدیری، بهترین برنامه محتمل نوروز ۱۳۹۴ باشد و احتمالاً رقیب کلاه قرمزی خواهد بود و با توجه به جنس متفاوت این دو برنامه، بهترین فرصت برای تکرار حضور گذشته این چهره توانمند در تلویزیون خواهد بود.

گفتاورد نام
آوا, 23/03/2015 05:29:16 pm
نحوه ی عملکرد درست پزشکان شایسته ی تقدیر است.
ولی ایشان هم مانند دیگر مشاغل می توانند دچار خطا و اشتباه شوند.
پوشیدن لباس سفید و گذراندن چندین واحد تخصصی و زیست شناسی برتری ای محسوب نمی شود ، اگر همراه با تقید و پایبندی به اخلاق پزشکی نباشد.
بهتر است با توسل به هاله ی تقدس برای ایشان از معضلات و مشکلات احتمالی این قشر فرار نکنیم.
در ضمن جناب مدیری در طی نزدیک به 2 دهه فعالیت هنری نشان داده اند که درک درستی از طنز و دیگر مقوله هایی که نامش رفت دارند.
مشکلات در رشته پزشکی هست و ... با کتمان حل نمی شود.

گفتاورد نام
یک کارگردان, 26/03/2015 02:37:46 am
این وزیر بهداشت داره نخود هر آشی میشه و ایشان دیگه بیش از حد دارند صحبت می کنند. توصیه می کنم ایشون اول به مرکز تخصصی چشم پزشکی خود رسیدگی کنند و بعد هم کارشناسی کارهای وزارت بهداشت رو بکنند. خیلی از موضوعات مثل این مساله طنز، در صلاحیت ایشون نیست که اظهارنظر کنند. حتی دفاع از شان پزشکان هم اگر بتوان در این موضوع نامش را گذاشت، کار سازمان نظام پزشکی است نه وزارت بهداشت. کار وزارت خانه ایشان رسیدگی به بهداشت مردم، درمان بیماران و آموزش گروه پزشکی است. کجای قانون وزارت بهداشت به ایشون اجازه داده در کار فیلم سازی و امور هنری جامعه دخالت کنند؟ صرف این که کسی پزشک یا وزیر شد که نباید این اجازه را پیدا کنه درباره هر موضوعی به خصوص هنر هم بخواد اظهارنظر داشته باشه. شاهد هستیم که ایشون در هر موضوعی حتی ریزگردهای اهواز و بیماران یمنی بستری در تهران و خلاصه همه مسایل ریز و درشت کشور می خواهند نظری بدهند. حتی درباره کارهای وزارت بهداشت هم اجازه بدهند یک سخنگو یا معاون ایشان نظر بده نه این که همه جا خود وزیر سروکله اش پیدا بشه!! پس چه کسی این وزارت خانه عریض و طویل رو می خواد اداره کنه؟

آیا اگر منِ کارگردان در امور داخلی وزارت بهداشت نظر بدم که مثلا چرا قائم مقام ایشون که بعد از وزیر جانشین اوست رشته اش جغرافیاست، دخالت بیجا نخواهد بود؟

اجازه بدید هرکس کارشو بکنه و طوری نشه که با دخالت افراد نامربوط در امور تخصصی، ارزش های جامعه دستخوش اضمحلال بشه. در این صورت دیگه سنگ روی سنگ بند نمیشه!

امیدوارم این نظر من خط قرمزی رو رد نکرده باشه که مانع انتشارش در سایت شما باشه.
گفتاورد نام
دکتر مجید پویا, 29/03/2015 01:00:28 pm


دکتر مجید پویا در نوشتاری کوتاه در حاشیه پخش سریال در حاشیه که از شبکه ۳ سیما درحال پخش است به گوشزد کردن بخشهایی از زندگی جامعه پزشکی پرداخت که می تواند سوژه ای مناسب برای طنز پرداز اجتماعی باشد.

با سلام خدمت هنرمند عزيز جناب آقاى مهران مديرى
ضمن آرزوى سلامتى براى شما و خانواده محترم و تبريك سال نو بعنوان يك بيننده و البته پزشك ميخواهم در مورد برنامه طنز جديدتان نظرم را بيان كنم. پيش از هر چيز از شما متشكرم كه بر لبان اين مردم خنده وبر قلبشان شادى مى آفرينيد اين مردم لايق شادى و شادمانى هستند و هر كسى در اين راه قدم بردارد قابل تقديراست و احساس شما را هم در قبال ديدن شادى مردم درك مي كنم چون ما پزشكان هم با اين احساس آشنايى ديرينه داريم و البته اگر هم مجبوريم گاه با ايجاد درد و رنجى بيمارى را در مسير بهبودى قرار دهيم اما همواره هدف نهايى اين عمل بازگرداندن سلامتى و خوشحالى به اين عزيزان است.
از شما ممنونم و راضى هستم كه بخشى از زواياى يك حرفه را به شكلى كاريكاتورى بزرگ كرديد و خواستيد بنابر اقتضاى حرفه خودتان برنامه اى بسازيد و ارتزاق كنيد و البته شادى و لبخند را بر گوشه لبى بنشانيد اما من هم مثل شما حرفه ام به گونه اى است كه بر خودم واجب ديدم به شما هنرمند گرامى زواياى ديگر اين حرفه را ياد آورى كنم كه قطعا خنده آورتر وطنز گونه تر است ومطمئن هستم اگر از اين نكات اطلاع داشتيد ميتوانستيد قطعا برنامه پربارتر و شادترى مى ساختيد، لذا ضمن دعوت از شما براى ديدار نزديك با جنابعالى توجه شما را به اين سوژه هاى طنز كه سالها از سوى بسيارى از همكاران مسئول گروه پزشكى هم كتمان ميشد و به گونه اى مشابه با شما بجاى رسيدگى به آن بخش هاى كوچك ديگر و آلوده ساز حرفه پاك ما را كاريكاتور گونه نشان مي دادند، جلب مي كنم و البته مطمئن هستم هنرمند مسئول و داراى دغدغه اجتماعى چون شما حتما به آن خواهيد پرداخت. و اما سوژه هاى طنز:

در نظر بگيريد يك گروه از افراد پرتلاش و سختكوش را (شامل گروه هاى پزشكى و پرستارى و...) از ساير فارغ التحصيلان دانشگاهى جدا كنند و آنان را به زور و با يا بدون كمترين امكانات به مناطقى محروم بفرستند واين افراد سالهاست كه با رويى خوش و احساس غرور وعشق به خدمت بروند ولذت ببرند، چرا؟ چون براى مردم شادى وامنيت مى آفرينند، ولى بقيه فارغ التحصيلان همين مملكت بروند دنبال كار و تشكيل زندگى خودشان!

سوژه دوم اينكه سالهاست اين پزشكان پس از ورود به دوره تخصصى و بر دوش گرفتن باراصلى درمان در سيستم دولتى و رساندن خدمات درمانى به اين مردم شريف حتى خودشان را بيمه تامين اجتماعى نكنند و حقوق چندين مرتبه زير خط فقر بگيرند و باز هم خوشحال و فعال باشند !

سوژه سوم اينكه شبى وارد بخش درمانى بيمارستانى مي شويد كه حدود سى بيمار بسترى دارد و فقط سه يا چهار پرستار بايد به همه اين بيماران خدمت رسانى كنند و اگر خداى ناكرده اين بشر جايزالخطا اشتباهى بكند هم خودش و هم پزشك مسئول بايد پاسخ تمام اين سلسله معيوب روند درمانى را يكجا بدهد و ديگر كسى نيست كه بگويد بله واقعا با اين كاستى ها كارى غير ازاين نمى شد انجام داد!

سوژه چهارم فرض بفرماييد شما كارمند يك سازمان دولتى هستيد و بابت انجام كارتان شش ماه بعد حقوق بگيريد تازه بدتر از آن در بخش خصوصى يا مطب يا داروخانه خود كار ميكنيد و اگريك روز دير كرد در ارسال ليست بيمه داشته باشيد جريمه مالى مى شويد ولى كاركرد و دسترنج قانونى شما ماهها در سازمان بيمه گر بدون پرداخت سود بلوكه ميگردد و اين واقعا خنده آور و البته سوزناك است!

سوژه پنجم اينكه در يك نگاه كلى به جامعه حرفه اى شما به چشم جامعه اى مادى و پول دوست نگاه كنند و نگويند كه حق الزحمه انجام يك جراحى اورژانس براى بيمار مبتلا به آپانديسيت حاد در نيمه شب در بيمارستان دولتى تا همين سال قبل كه بقول برخى زير ميزى رايج بود در اكثريت شهرهاى كشور كه فاقد بخش خصوصى هستند حدود سى هزار تومان پس از گذشت شش ماه بوده واكنون قرار است به نود هزارتومان برسد كه شما بتوانيد در مقايسه با تعرفه ساير گروه هاى تحصيل كرده و حتى تحصيل نكرده با بار مسئوليتى غير قابل تصور براى پزشك آن را سوژه طنزى بسازيد تا شايد بر لب جامعه پزشك وپرستار اين مملكت هم لبخندى بنشانيد!

مهران مديرى عزيز اگر چه سوژه ها زياد است ولى ما همچنان هوادار هنرمندان زيرك و باهوشى هستيم كه با مطالعه عميق و مشورت كارآمد مشكلات جامعه را در معرض ديد و قضاوت و البته چاره انديشى بگذارند واميدواريم شما نيز بر اين صراط بمانى .

شادى و سلامتى شما را آرزومندم و منتظر ديدارتان در شهر كوچك و زيبايم تنكابن (شهسوار) در استان مازندران هستم.

ارادتمند دكتر مجيد پويا نظام پزشكى ٣٣٤٠٦
سایت سازمان نظام پزشکی
یکشنبه ۹ فرورین ۱۳۹۴

گفتاورد نام
آوا, 01/04/2015 11:44:33 am
اگه همه چی خوبه و ما خوشبختیم و مشکلی نیست، پس چه جای نگرانی از یک برنامه ی طنز؟!
قضاوت درست رو بگذارید به عهده ی مردم و شمایی که درست و خداپسندانه عمل می کنید اجرتان با خدا...
davat-nezampezeshki-tajamoeterazi.jpg (90.74 کیلوبایت)
گفتاورد نام
آیرج کی پور | Keipour, 01/04/2015 04:14:33 pm
سریال « در حاشیه»
*تهیه تومار علیه یک سریال، تیشه است و دست هنربیز فرهاد و فرق سرش.

شهروندی با امضاء«یک کارگردان» مطلبی در ایردن نوشته است که با این جمله شروع می‌شود: «این وزیر بهداشت داره نخود هر آشی میشه». گویا وزیر بهداشت در باره سریال «در حاشیه» مهران مدیری نظر داده است و این سبب رنجش «یک کارگردان» را فراهم کرده است. از نوشتار این گونه درک کردم.

1)چرا نام این کارگردان در ایردن نوشته نشده است؟ تا کی می‌خواهیم «مرموز بازی» در بیاوریم؟ «نامه رسیده...» ، «یک خواننده...» «یک کاسب...» و ... به همکاران ایردنی پیش‌نهاد می‌کنم نقطه پایان به این روش بگذارند. شفاف سازی سدی است در برابر دروغ، ریا و افساد در کار. یکی از گام‌های نخستین برای رسیدن به جامعه ای سالم، پرهیز از ایجاد زمینه های بروز ابهام است. اگر شهروندی شجاعت ندارد با نام حقیقی اش نوشته اش را امضاء کند باید یاری اش داد از « هراس درون» رهائی یابد نه این که با انتشار نوشته اش با نام مستعار به این هراس و مبهم گوئی دامن بزنیم. اگر نام حقیقی این کارگردان نوشته می‌شد، دست کم می‌توانستیم با گفت و شنود با این شخص حقیقی به نتیجه ای قابل توجه برسیم.

2)دیکتاتوری گروهی، مخوف‌تر از دیکتاتوری فردی است. «بگیرید، ببندید، سانسور کنید، کور شوید، دور شوید، گم شوید...» که چه؟ شهروندی به خود اجازه داده است در باره قشر اجتماعی، یک صنف، یک نوشتار، یک سخنرانی ، یک انجمن و یک جامعه دیدگاه یا برداشتش را با زبان ادب، هنر و ... بیان کند. تهیه تومار علیه سریال « در حاشیه»، تیشه است و دست هنر بیز فرهاد و فرق سرش.
هر شهروندی به حکم انسان بودن حق دارد دیدگاهش را در باره آن چه در پیرامونش یا درونش می‌گذرد با هر زبانی که می تواند بیان کند. جامعه ای سالم است که آزادی بیان توسط نهاد‌های هدایت گر یا تاثیر گذار تامین شده باشد.
پزشکان ما زمانی می‌توانند صنف خود را مترقی بدانند که از اصل‌های آزادی و از این میان آزادی بیان دفاع کنند- حتی اگر گاه از این گذر رنجی ناعادلانه تحمل کنند- نه تنها وزیر بهداشت که تحصیل کرده دانشگاه است بل که فرد تحصیل نکرده آن سوی کوه ناپیدا هم حق دارد دیدگاهش را در باره هر آن چه می‌شنود و و هر آن چه می‌بیند و از این میان جامعه پزشکی و سریال «در حاشیه» بیان کند. گاه شخصی نظری می‌دهد که کارشناسانه و پخته نیست. بسیار خوب. شهروندان می‌توانند بپذیرند یا نپذیرند ولی هیچ کس حق ندارد سدی در برابر اندیشه انسان به پا کند. کهکشان بی کرانه توانائی‌های انسان را نمی توان به بند «مدرک تخصصی» کشید به ویژه آن جا که سخن از هنر است.

3)خوب بود «یک کارگردان» می‌نوشت به راستی در کجای جایگاه قضاوت نشسته است که با این محکمی می‌گوید:«خیلی از موضوعات مثل این مسئله طنز در صلاحیت ایشون نیست». اگر رفتن زمستان و آمدن بهار را- تغییر را- پذیرفته ایم چرا نپذیریم که به راستی ما انسان‌های خوش شانسی هستیم که در یکی از نادر گردش‌های کیفی تکامل انسان زندگی می‌کنیم. هر ساعت از عمر انسان فعلی برابر عمر یک سده انسان چند هزار سال پیش است. تا همین 20 سال پیش برای نوشتن یک مقاله دانشجوئی می‌بایست دو ماه لابلای ده‌ها کتاب را گشت و امروز با یک « کلیک» آن قدر سند بیرون می‌ریزد که انسان دست بر سر می‌ماند. در چنین برهه ای فرزند زمان خود بودن یعنی پذیرش معیار‌های نوین زیست اجتماعی و طبیعی. وگرنه نئاندرتالی هستم در سده 21 میلادی!
حال «یک کارگردان» عزیز. آیا به خود حق می‌دهید به یک پزشک بگوئید یک اثر هنری را نقد نکن چون کارشناس نیستی؟
پاستور کاشف نام‌دار فرانسوی پزشک نبود. زمانی که در پژوهش‌هایش به وجود میکروارگانیسم در پیدایش چرک پی برد، بسیاری از پزشکان خواهان محاکمه اش به علت دخالت در امور پزشکی شدند!.
نمونه ای دیگر: سرود ای ایران با نام دکتر گل گلاب آمیخته است. اگر در زمان سرایش، دکتر خانلری یا استادان دیگر به گل گلاب اعتراض می‌کردند و می‌گفتند که در کار تخصصی ادبیات دخالت نکند، امروز شما چه قضاوتی در باره کار این بزرگان داشتید؟
شهروند کارگردان، آیا منطقی است شما در این دوران شتاب‌ناک دگرگون شونده ای که انسان ارجی و اندیشه اش ارجی نوین یافته است به یک پزشک بگوئید حق ندارد در باره طنز نظر بدهد چون کارشناس نیست؟ . فکر می‌کنم می‌بایست منطقی تر برخورد کرد.

3)مهران مدیری کارگردان با هوشی است ... قسمت ششم «در حاشیه» را دی‌شب دیدم. خوشم نیامد و به زور تحملش کردم. به نظرم این بخش سطحی و درهم ریخته آمد. حتی استحکام «شوخی کردم» و مرد هزارچهره را هم نداشت تا چه رسد به برره. لازم است همه قسمت‌های سریال را دید و سپس این کار مهران مدیری را نقد و بررسی کرد. مهران مدیری، روزی تحصن نمایندگان دوره ششم را به ناروا به سخره گرفت. کاری کاسب کارانه که بوی سیاست کاری می‌داد ولی همین مهران مدیری پس از آن کارهای خوبی از خود به یادگار گذاشته است. در آخرین کاری که از او دیدم ( شوخی کردم...» به راستی توانسته بود با هوشمندی افتادن سیب از درخت و پی بردن نیوتن به وجود جاذبه را با ( آن کس که نداند و نداند که نداند...» و ضرب المثل«نرود میخ آهنین در سنگ» درهم بیامیزد و انسان را به فکر وادارد. پس نباید شتاب زده با یکی دو قسمت سریال در کار این گروه هوشمندی که این سریال را ساخته اند قضاوت نهائی کرد. سریال را تا انتها باید دید. چه موافق چه مخالف نمی شود کتمان کرد که هر چند عبوسانه با این سریال برخورد کنیم سرانجام خنده بر لب هامان و گاه تا آشکار شدن 32 دندان خواهد نشاند.
مهران مدیری مانند هر شهروند دیگر حق دارد دیدگاهش را در باره جامعه پزشکی با هر وسیله ای که می‌تواند بیان کند. جامعه پزشکی نمی‌تواند بگوید مهران مدیری و گروه همکارش نمی‌توانند و نباید در باره پزشکان ایران نظر بدهند. بر عکس ما نیز مانند بسیاری از جامعه های دیگر باید از هنرمندان دعوت کنیم در باره ریزترین بخش فعالیت پزشکان با زبان هنری نظر بدهند. حتی نارسائی‌ها و تخلف‌های برخی از پزشکان را که خدشه بر کار شرافتمندانه پزشکان دیگر می‌شود آشکار کنند تا بشود راهی برای درمان این آسیب پیدا کرد.

4)در ساعت 10 صبح امروز کانال ماهواره ای NEXT-1 کلیپی در باره قلیان با عنوان «زغال چی» پخش کرد که در آن می‌خواند:

خدایا من به هر محفل، غریبم * ندارم میل دارو، کو طبیبم
طبیبم صرف کار ساخت و سازه * منم آلوده دود دوسیبم

آیا باید علیه این کلیپ و کلیپ های دیگر هم امضاء جمع کرد؟
با پنهان سازی زخم، مرگ سازواره را رقم زده ایم.

دکتر آیرج کی پور
12 فروردین 1394
گفتاورد نام
علی راد | Rad, 01/04/2015 08:12:34 pm
جناب آقای دکتر کی پور گرام،

از نوشتار شما که طبق معمول بسیار متین و سنجیده به موضوعاتی پرداخته اید سپاسگزارم. به نظر می رسد بخش اول فرمایشات شما جایگاهش اینجا نباشد. در تریبون آزاد چند موضوع به «نقد رفتار ایردن» اختصاص دارد. ولی چون شما ترجیح داده اید در کنار موضوع «انتقاد به طنز صداوسیما» نظرتان را مطرح کنید بدون تغییر در همین جا منتشر شد.

فرموده اید:

"چرا نام این کارگردان در ایردن نوشته نشده است؟"
"به همکاران ایردنی پیش‌نهاد می‌کنم نقطه پایان به این روش بگذارند"

گمان می کنم مطلع باشید که معمولن کمتر کسانی با «ورود به ایردن» نظرات خود را در تریبون آزاد و یا زیر مطالب می نویسند. ایردن نمی تواند مشترکان و کاربران را از نظرات متنوعی که ولو بدون معرفی نویسنده مطرح می شود محروم کند. خود جنابعالی هم تا کنون حتا یک بار با ورود به ایردن پاسخ هایتان را مرقوم نفرموده اید. مطالبتان را با ایمیل می فرستید و یک همکار ایردن به دلیل احترام ویژه شخص شما و اعتبار بالای کلامتان، خود با نام شما وارد شده و مطالب ارسالی را در تریبون می گذارند. بزرگانی چون دکتر افتخاری و دکتر سندوزی هم در بسیاری موارد چنین می کنند و ایردن وظیفه دانسته که خود کار را تکمیل کند و نام گوینده (نگارنده) را به مطلب بیافزاید. اما کاربران عادی ایردن معمولن قابل شناسایی نیستند. البته در بسیاری موارد می توان حدس زد که چه کسی فلان مطلب را گذاشته ولی نه اطمینان داریم و نه اجازه اش را که شخص گوینده را معرفی کنیم! این رفتار کاربران می تواند به محدودیت های فنی اشخاص یا ایردن و شاید هم گرفتاری های شخصی و احیانن کمبود وقت مربوط یاشد. از طرفی بیشترین نظراتی که در تریبون های نه تنها ایردن، بلکه در اغلب فروم های فارسی زبان عرضه می شود، می دانم که می دانید: بی نام یا با نام مستعار است. این یک مشکل فرهنگی است که نه ایردن و نه هیچ پایگاه مجازی دیگری قادر به حل آن نیست! راه حل های شما عالی و البته ایده آلیستی است و شاید برای سازمان هایی چون صداوسیما، آموزش و پرورش، وزارت ارشاد و سازمان های مبلّغ و مرشد فراوان موجود در کشور ممکن باشد نه سایت کوچکی در حوزه مسایل صنفی دندان پزشکی. این موضوع نیازمند فرهنگ سازی وسیع و درازمدت است که از توان و دغدغه حرفه ای ما خارج است.

ضمنن چون شما علاوه بر دندان‌پزشک بودن، ادیب شایسته ای هستید و می دانم حرف حرف کلام برایتان مهم است عرض می کنم که: در ایردن تا کنون سعی شده «نقاط آغاز» داشته باشیم و به «نقطه پایان» اندیشه یا اقدام نکرده ایم. در جامعه و فرهنگ ما به قدر کافی «نقطه پایان»گذاری هست، تلاش ما «آغاز» است و «اصلاح» و «تداوم»...



"اگر شهروندی شجاعت ندارد با نام حقیقی اش نوشته اش را امضاء کند باید یاری اش داد از «هراس درون» رهائی یابد"
"می‌توانستیم با گفت و شنود با این شخص حقیقی به نتیجه ای قابل توجه برسیم"

قضاوت و تشخیص افتراقی شما مبنی بر «هراس درونی» نویسنده را نیز منصفانه نمی دانم و در این «پنهانکاری» یا «غفلت» می تواند عوامل بسیاری دخیل باشد که همه قابل احترام است. شاید اصلن این شخص مایل یا قادر به «گفت و شنود»ی که پیشنهاد کرده اید نباشند. ما حدس می زنیم که چه بزرگواری نظر را نوشته اند که این احتمال عدم امکان گفت و شنود را مطرح کردم...


نظرات شما بسیار متین و قابل استفاده است، ولی بهرحال خود شما هم اظهارنظر این کاربر محترم را در جای دیگری از کلام خود تایید کرده اید که هر کس هر نظری دارد ،حق دارد بیان کند:

"فرد تحصیل نکرده آن سوی کوه ناپیدا هم حق دارد دیدگاهش را در باره هر آن چه می‌شنود و و هر آن چه می‌بیند ... بیان کند"


با سپاس از شما،
گفتاورد نام
دکتر علی نصر اصفهانی, 06/04/2015 09:18:57 pm
ریاست محترم سازمان نظام پزشکی ایران من به اعتراض شما معترضم!

رياست سازمان نظام پزشكي ايران، در خبرها خواندم که به پخش سریال «در حاشیه» به دلیل ترویج بي‌اعتمادی بیماران نسبت به پزشکان اعتراض کرده‌اید و برای تجمع اعتراضی پزشکان فراخوان داده‌اید.
من به‌عنوان عضوی از نظام درمان و سلامت ایران که هم در فضای داخل از ایران تحصیل و کار کرده‌ام و هم در خارج از ایران در محیط‌های دانشگاهی و تحقیقاتی مشغول بوده‌ام، با خواندن چنین فراخوانی و چنین نامه اعتراضی، نه‌تنها متاسف شدم بلکه به چنین رویکردی اعتراض دارم.
بدون‌شک اقدام شما در مقام مسئول این سازمان و در راستای صیانت از شأن و جایگاه پزشکان خادمی بوده است که برای سلامت بیماران همواره تلاش کرده‌اند اما ‌ای‌کاش به جای انکار وجود معضلات موجود در نظام درمانی ایران و حذف و نادیده گرفتن انتقادات که می‌تواند به صورت اغراق‌آمیز و طنز عنوان شود، آستانه تحمل خود را بالا می‌بردیم و به فکر پیدا کردن مشکلات موجود در نظام سلامت و درمانی که خود به شدت بیمار است، می‌پرداختیم.
مسلما کسی منکر زحمات و تلاش‌های پرسنل درمانی کشور ازجمله پزشکان عمومی و متخصص نیست و به‌عنوان عضوی از این مجموعه، کاملا واقف به مصائب و دشواری‌های پیمودن مسیر بغرنج تحصیلی و حرفه‌ای پزشکی هستم و بخشی از مشکلات موجود در نوع رابطه پزشک - بیمار را نیز از جانب بیماران و مراجعین به مراکز درمانی می‌دانم.
اما نقدهای بسیاری هم به نحوه نظارت بر عملکرد پزشکان، به نوع برخورد و رعایت اخلاق پزشکی و حقوق شهروندی بیماران، به رویه و رویکرد پدرسالارانه نظام درمانی ایران که پزشک خود را قیم و مالک جان بیمار می‌داند، به نقص‌های موجود در سیستم ارجاع و درمان بیماران، به میزان درآمد و حقوق دریافتی پزشکان در مراکز دولتی و تعرفه‌های پایین که منجر به آفت
«زیر میزی» شده است، به نحوه بسیار غلط پذیرش دانشجویان پزشکی در دانشگاه‌ها که صرفا براساس نمره کنکور است و نه ویژگی‌های شخصیتی و مهارت‌های بین فردی و رفتاری، به عدم وجود امکانات کافی در شهرهای کوچک، روستاها و ده‌ها مثال دیگر از وجود ناهنجاری‌های متعدد در این مجموعه وجود دارد که می‌توان اشاره کرد.
بدون‌شک نظام سلامت و درمان از مهم‌ترین ارکان هر جامعه‌ای است که تحت‌تأثیر مستقیم شرایط اقتصادی، اجتماعی و همچنین سیاسی آن جامعه شکل می‌گیرد. در نحوه عملکرد و کارآیی نظام سلامت هم عوامل متعددی دخیل هستند که درنهایت این میزان رضایت یا عدم رضایت عمومی است که موفقیت نظام درمانی را معین می‌کند.
واقعیت این است که آنچه باعث بي‌اعتمادی بیماران نسبت به تیم درمانگر می‌شود
پخش شدن یک یا چند سریال از صداوسیما نیست، بلکه آنچه که اعتماد مردم را خدشه‌دار می‌کند نوع تجربه‌ای است که پس از مراجعه به بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و مطب‌های پزشکان به دست می‌آورند.
البته میزان رضایت عمومی مردم از یک سو و از سوی دیگر میزان رضایت شغلی پرسنل شاغل در سیستم بهداشت و درمان یک کشور، دارای رابطه‌ای متعاقب و دوطرفه است.
براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) یک نظام سلامت با عملکرد مناسب نیاز به یک مکانیسم قدرتمند مالی، نیروی کار مجرب با درآمد خوب، اطلاعات و معلومات قابل اعتماد جهت اخذ تصمیمات بهینه مدیریتی و سیاسی و درنهایت تجهیزات، امکانات و تکنولوژی پیشرفته برای ارایه خدمات درمانی دارد.
قطعا نباید فراموش کرد که اجزای
تشکیل دهنده نظام سلامت و خدمات درمانی محدود به پرسنل پزشکی و پیراپزشکی نیست بلکه می‌توان نظام سلامت را مثلثی دانست که یک ضلعش را پرسنل آن، یک ضلعش را دانشگاه‌ها و بیمارستان‌های آموزشی و مراکز تحقیقاتی و آموزش دهنده و ضلع سومش را مردم و بیماران تشکیل می‌دهند.
در مرکز این مثلث نیز نهادهای مدیریتی و سیاست‌گذاری ازجمله سازمان نظام پزشکی ایران قرار گرفته‌اند که می‌توانند مستقیما بر بهبود عملکرد هرکدام از اضلاع فوق اثرگذار باشند.
و البته در تشکیل نظام سلامت با کارآیی بالا و جلب رضایت عمومی تمام اجزای فوق نقشی کلیدی برعهده دارند و نمی‌توان تنها به یک بخش آن، یعنی پرسنل پزشکی تمام نقد را وارد کرد. اما انتظار می‌رود که به جای درخواست حذف یک سریال تلویزیونی، حتی اگر اجحاف و اغراقی هم در آن صورت گرفته باشد، با رویکردی انتقادپذیر به قبول وجود ناهنجاری‌ها بپردازیم و درجهت رفع مشکلات و بهبود وضع نظام سلامت و درمان مطالعه، برنامه‌ریزی و اقدام کنیم. با انکار آنچه منجر به تولید یک بي‌اعتمادی عمومی و بعضا‌ غیرمنصفانه نسبت به جامعه پزشکی ایران شده است نمی‌توان اعتماد را به افکار عمومی بازگرداند.

شهروند
گفتاورد نام
دکتر فریبا کرامت | Keramat, 07/04/2015 12:02:01 am
مطالب اين قسمت از تريبون آزاد را خواندم.
ضمن تبريك سال نو به همه مديران محترم ايردن و كاربران گرامى،

كاربران نظرات متفاوتى را مطرح كرده اند و هریک بر اساس شخصیت خود، با بيان و كلماتی متفاوت، كامنت هاىی گذاشته اند. به نظر من مشكل اصلى در اینجا، ساخت طنز و چگونه خندان مردم نيست. آقاى مهران مديرى آدم هوشمندی است و حجم وسيعى از اطلاعاتى را كه كسب كرده و به طنز كشيده، يا خود مشاهده كرده، يا از مردم همین جامعه شنیده و یا از خود پزشكان كسب كرده است. ما منكر وجود مشكلات در سيستم بهداشتى و درمانى كشور نيستيم. وزير بهداشت، بارها خود در این باره صحبت كرده، راه حل هايى را پيش رو گذاشته و طرح سلامت نوين نیز در حال اجرا است.
به نظر من هر كسى مى تواند هر مطلبی اعم از نوشتار، گفتار یا برنامه صدا یا سیما را در حد اطلاعات و ديدگاه خود نقد كند و اين حق نقد را نباید از كسى گرفت. اگر در جامعه پزشكى افرادى از گروه پزشكان به مسئله اى انتقاد دارند، اين وظيفه نظام پزشكى و وزير بهداشت است كه اين انتقاد يا انتقادات را به گوش مسوولين برسانند. نظام پزشكى يك انجمن صنفى مجزا از وزارت بهداشت است و هر دو بايد در زمینه دفاع از سلامت و بهداشت جامعه (مردم) و همچنين جامعه پزشكى قدم بردارند ولى مسووليت اصلى با وزارت بهداشت است. عملكرد و كارآرايى وزارت بهداشت بسيار بسيار مهمتر است. معلوم است كه بايد وزير بهداشت اظهار نظر كند.

اما در مورد سريال طنز "در حاشيه" تا بحال يازده قسمت آن را ديدم و ضمن این که خنديده ام، افسوس هم خوردم كه بعضى از زوايايى كه به صورت اغراق آميز به طنز كشيده شده، اصلا وجود خارجى ندارد. من کارگردان نيستم ولى ذهنم به این مشغول شده که آيا فقط بايد جنبه هاى منفى يك شغل و يا يك خدمت به طنز كشيده شود و يا جنبه هاى مثبت خدمات را هم مى توان با طنز بیان کرد؟ يكى از كاربران پزشك جنبه ها و زواياى ديگر جامعه پزشكى را اظهار كرده اند، ولى چرا اين زوايا از چشم گارگردانى چون مهران مديرى ديده نشده -و يا شايد ديده شده و باید صبر کرد- اينست كه بعضى از مشكلات را مردم مشكل خود پزشك مى دانند. مثلن اينكه پزشك وقتى فارغ التحصيل مى شود كجا كار كند يا نكند، درامدش چقدر باشد كافى است يا نيست، بتواند ازدواج كند يا نكند، بتواند تشكيل خانواده بدهد يا ندهد، ..... مردم رفتار حرفه ای پزشكان را مى بينند: پول ويزيت، مدت زمانى كه پزشك برای معاینه صرف مى كند، رفتار با بيمار، تشخيص بيمارى و در نهايت نسخه تجويزى و پیگیری روند درمان. اگر با كمترين هزينه و كوتاهترين زمان بیمار خوب شود، ان پزشك خوب است و گرنه موضوع فرق مى كند.

البته اين طبيعت انسان است اكثر ما همينطور هستيم انچه را كه با چشم مى بينيم و برايمان ملموس است، تجزيه و تحليل مى كنيم ولى هميشه همه واقعيت ها قابل ديدن و لمس كردن نيستند افرادى كه اطلاعات پزشكى ندارند و در اين شغل نيستند نمى دانند درد جامعه پزشكى چيست؟...محصل كه بودم هر اتفاقى كه مى افتاد ديگران مى گفتند تو اين مدرسه به شما ياد ندادند...... ، انگار هميشه معلمان مسئول تربيت ما بودند و هستند!
اين مطلب را هم به جرات مى توانم بگويم كه در جامعه ما، قشرى كه بيشتر از همه مورد حمله قرار مى گيرد، پزشك است. اين همه بازاريان و مشاغل آزاد كه در بعضى از آنها، با كمترين تحصيلات بالاترين درآمد را دارند و كمترين ماليات را مى دهند ولى كمتر در جامعه به اين اقشار اعتراض مى شود. از نمايشگاه‌هاى اتومبيل تا بنگاه هاى املاك، واردات و صادرات و...بعضى از سازمان هاى دولتى و نيمه دولتى و... همه اينها درآمدهاى كلان با كمترين ماليات را دارند ولى آنقدر بر سر زبانها نيستند. حتما مى فرماييد چون با جان انسان ارتباط مستقيم ندارند. بله پزشكان با جان انسان ها سروكار دارند و بايد به خاطر خدماتى كه با جان ودل ارائه مي دهند بيشترين احترام در جامعه را نیز داشته باشند. چرا اينطور نيست؟!
.... مردم آگاه بهتر از من مى دانند چرا؟

اين سريال با آنكه طنز است، ولى پخش آن به جامعه پزشكى بيش از تفكرى كه الان در بين مردم وجود دارد، ضرر نمى زند چون جامعه هم همينطور فكر مى كند. تا تفكر مقامات بلندپايه و مسوولين وهمچنين مشكلات جامعه پزشكى حل نشود، چه اين سريال ها باشد و چه نه، ديدگاه مردم عوض نخواهد شد.

مردم تمایل دارند خدمات بهداشتى و درمانى رايگان با كيفيت بالا و قابل دسترس در تمام نقاط ايران بدون هيچ اجحافى داشته باشند كه اين حق ایشان است. حالا چه بر سر پزشكان، دندان پزشكان ، كاركنان خدمات پزشكى بيايد يا نيايد مشكل مردم نيست، مشكل مسوولين نظام مى باشد!

به اميد فردايي بهتر و پربارتر

Sent from my iPad
گفتاورد نام
ایردن | Irden, 07/04/2015 03:14:42 am

خبرگزاری مهر اظهارنظر صریح برخی نمایندگان، شامل سخنگوی هیات رییسه مجلس شورای اسلامی درباره سریال طنز صداوسیما را به شرح زیر گزارش کرده است:

تعدادی از نمایندگان مجلس در گفتگو با روابط عمومی رسانه ملی، تقسیم بندی برنامه های رادیو و تلویزیون را در دو بخش مناسبتی در ایام فاطمیه و شاد و مفرح در نیمه دوم تعطیلات نوروز هوشمندانه و قابل تقدیر خواندند. نماینده مردم آمل در مجلس شورای اسلامی گفت: صداوسیما در ایام نوروز همه مخاطبان خود را راضی نگه‌داشت. عزت‌الله یوسفیان ملا با تشکر از ریاست سازمان صداوسیما و همه همکاران رسانه ملی گفت: صداوسیما با توجه به کاهش اعتبارات و بودجه کم موفق شده است در ایام نوروز ویژه برنامه‌های بسیار خوبی را روی آنتن ببرد.نماینده مردم آمل در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه خود و خانواده‌اش در ایام نوروز بیشتر سریال‌ها و ویژه برنامه‌های نوروزی را نگاه کرده‌اند گفت: مجموعه موفق «در حاشیه» مهران مدیری از سریال‌های بسیار خوب و در واقع بازگوکننده درد دل مردم است و بخوبی توانسته معضلات و مشکلات بهداشتی و درمانی جامعه ما را با زبان طنز مطرح کند. صفر نعیمی زر ، نماینده مردم مرزنشین آستارا در مجلس شورای اسلامی هم ویژه برنامه‌های نوروزی امسال صداوسیما را بسیار خوب توصیف کرد و گفت‌: ویژه برنامه‌های نوروزی رسانه ملی اعم از سریال‌ها، فیلم‌های سینمایی، گزارش‌ها مستند ها و برنامه‌های ورزشی بسیار عالی بود و در واقع رسانه ملی نمره قبولی گرفت.

نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی همچنین گفت: مجموعه تلویزیونی «در حاشیه» از مجموعه‌های موفق سازمان صداوسیما در ایام نوروز امسال بود که مردم از این سریال رضایت داشتند. عبدالرضا مصری، نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی با قدردانی از رییس و کارکنان صداوسیما به خاطر تولید و پخش برنامه‌های نوروزی در سال ۹۴، گفت: انصافاً ویژه برنامه‌های رسانه ملی در نوروز امسال بسیار خوب و مثبت بود بطوریکه همه از برنامه‌های نوروزی رضایت داشتند. وی با بیان این مطلب که برنامه‌های نوروزی به ویژه سریال‌های شبکه‌های ۱، ۲ و ۳ سیما در ایام نوروز بسیار خوب، شاد و باطراوت بوده است، گفت: مردم سریال‌های رسانه ملی را با علاقه نگاه می‌کنند. مصری مجموعه «در حاشیه» را نیز از مجموعه های تلویزیونی موفق در تلویزیون دانست و گفت: این مجموعه جایگاه خوبی در بین مردم پیدا کرده است. بهروز نعمتی نماینده مردم اسدآباد همدان در مجلس شورای اسلامی نیز گفت: رسانه ملی در نوروز ۹۴، کارهای ارزشمندی را به مخاطبان ارائه کرد. وی با اعلام این مطلب که رسانه ملی توانسته در چند روز اول ایام نوروز که مصادف با ایام فاطمیه بود برنامه‌هایی بهارانه را با حال و هوای آن ایام پخش کند افزود: صداوسیما پس از ایام فاطمیه نیز برنامه‌های شاد و پرطراوتی را برای مردم پخش کرد که بنظرم بسیار موفق عمل کرده است. سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب که در ایام نوروز بیشتر برنامه‌های سیما را تماشا کرده است به مجموعه تلویزیونی «در حاشیه» مهران مدیری اشاره و این مجموعه را یک سریال موفق قلمداد کرد و گفت: این سریال که با یک گروه باتجربه و موفق روی آنتن رفت ، یکی از آثار بسیار خوب تلویزیون ارزیابی می شود. نعمتی از مجموعه‌های تلویزیونی کلاه قرمزی و فوق سری هم ابراز رضایت کرد.


گفتاورد نام
حسین نوشاور, 07/04/2015 11:29:37 am
در حاشیه اعتراض پزشکان به سریال «در حاشیه»
سازمان نظام پزشکی کشور از پزشکان ایران دعوت کرده در اعتراض به مجموعه تلویزیونی «در حاشیه» به کارگردانی مهران مدیری تجمع کنند.
پخش مجموعه تلویزیونی «در حاشیه» در ایام نوروز از صداوسیما آغاز شد و همچنان ادامه دارد. حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت که برخی از او به عنوان «شاگرد اول کابینه» حسن روحانی یاد می‌کنند، در نامه‌ای به محمد سرافراز، از رییس صدا و سیما خواست که مانع از پخش سریال «در حاشیه» بشود. وزیر بهداشت به سخنان رهبری درباره «کارآمدی» نظام بهداشت و درمان در ایران اشاره کرد و گفت پخش سریال پرمخاطب مهران مدیری "باعث می‌شود که مردم نسبت به نظام بهداشت و درمان بدبین شوند".
غلامرضا میرحسینی، مدیر شبکه سه صدا و سیما نیز به وزیر بهداشت پاسخ داد که "اجازه بدهید مردم خودشان قضاوت کنند".

از جنگ پاوه تا قهوه تلخ
مهران مدیری که در همان اوایل انقلاب به عنوان یک بسیجی در جنگ پاوه شرکت داشت، کارش را با گویندگی رادیو در سال ۱۳۶۸ شروع کرد. او سپس با به دست آوردن امکاناتی در دوران اصلاحات موفق شد سریال‌های پربیننده‌ای را از تلویزیون پخش کند: ساعت خوش، پاورچین، نقطه‌چین، شب‌های برره، باغ مظفر، مرد هزارچهره، مرد دوهزارچهره، قهوه تلخ، ویلای من و شوخی کردم.
از میان این مجموعه‌های تلویزیونی بسیار پربیینده، سریال «قهوه تلخ» در سال ۱۳۸۸ در زمان مدیریت عزالله ضرغامی از تلویزیون پخش نشد.
طنز اجتماعی مهران مدیری، نوعی از طنز بازاری در ایران است که در فرهنگ کوچه بازاری ما و در نمایش‌های روحوضی و سیاه‌بازی ریشه دارد و از تضاد و تقابل بین آدم خوب و آدم بد، ارباب و رعیت و دهاتی و شهری مایه می‌گیرد. این نوع طنز به ژرفای بحران‌ها و مشکلات نمی‌پردازد، در سطح اتفاق می‌افتد و به دلیل کشش و کوشش آشکاری که بین دو سویه «خوب و بد» آدم‌های نمایش وجود دارد، برای هر تماشاگری، فارغ از درکش از هنر قابل فهم است. به همین جهت همواره از یک خاصیت پالایش‌دهنده اجتماعی برخوردار است و گاهی مانند همین مجموعه «در حاشیه»، مردم را از درک اصل ماجرا که عبارت است از تبعیض اجتماعی و بازتاب آن در ساختار طبقاتی بیمارستان‌ها و بی‌اخلاقی گروهی از پزشکان ایرانی به عنوان نمودی از بی‌اخلاقی حاکم در جامعه غافل می‌کند.

یک پزشک آرمانگرا در جبهه حق علیه باطل
قهرمان «در حاشیه» پزشکی است به نام هومن صحرایی. او که یک فرد متعهد و آرمانگراست، تلاش می‌کند یک مرکز درمانی معتبر راه بیندازد، اما اشخاص کلاهبرداری سر راه او قرار می‌گیرند، تا اینکه سرانجام با کمک یک استاد معتبر دانشگاه موفق می‌شود به هدفش برسد. در قالب چنین پیرنگ ساده‌ای با سودجویی پزشکان، روابط مبتنی بر تحقیر زیردست در بیمارستان‌ها و با ناکارآمدی نظام بهداشت و درمان آشنا می‌شویم.
در سریال مهران مدیری به جای آنکه به دگرگونی و اصلاح ساختار نظام بهداشت و درمان پرداخته شود، همه چیز به فداکاری یک فرد در جبهه «حق علیه باطل»، و «خوبان» علیه «بدکاران» بستگی پیدا می‌کند. بیان این مفهوم: ایراد از فطرت و طینت بد و شیطانی ماست، وگرنه سیستم در مجموع کارآمد است.
اعتراض گروهی از پزشکان هم به پخش این سریال بی‌دلیل نیست. آن‌ها عادت کرده‌اند که هم خوب پول دربیاورند و هم در خانواده و اجتماع نقش انسان فداکار و سوپرمن را ایفا کنند. لوئیجی پیرآندلو در رمان «دفترهای سرافینو گوبیوی فیلم‌بردار» (به ترجمه اثمار موسوی نیا، نشر قطره) بر آن است که ما انسان ها همه نقابی بر چهره داریم. مهران مدیری در سریال «در حاشیه» بر نقاب پزشکان سودجو خش انداخته است.

اعتراض پرستاران به ناکارآمدی و فساد نظام سلامت
طرح تحول نظام سلامت کشور از سال گذشته اجرایی شده است. بر اساس این طرح دولت بخشی از وظایف خود در زمینه بهداشت و درمان را به بخش خصوصی واگذار می‌کند. انتظار می‌رود که شکاف بین پزشکان و پرستاران و بهیاران از نظر سطح دستمزد عمیق‌تر شود.
پرستارانی که در بیمارستان‌های دولتی و خصوصی کار می‌کنند، یکشنبه ۲۳ آذر سال گذشته در اعتراض به اختلاف درآمد بین پرستاران و پزشکان مقابل ساختمان نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند. اما وزیر بهداشت در واکنش به این اعتراضات اختلاف درآمد بین پرستاران و پزشکان را یک امر بدیهی خواند.
۳ اسفند ماه سال گذشته هم بیش از هزار پرستار ایرانی، به مناسبت «روز پرستار» برای افزایش دستمزد تجمع کردند. قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری که از سال ۱۳۸۷ تاکنون هنوز اجرا نشده، یکی از مطالبات پرستاران از دولت است. در غرب، برای هر کاری که پرستار انجام می‌دهد مزدی در نظر گرفته شده، در ایران اما چنین نیست. گفته می‌شود که دستمزد پزشکان هم به دلیل پول‌های زیرمیزی بیش از ۱۰۰ برابر دستمزد پرستاران است.

کی به کی رودست می‌زند؟
از زمانی که دکترحسن قاضی‌زاده هاشمی به وزارت بهداشت منصوب شده، او همواره با این اتهام مواجه بوده که آیین‌نامه‌ها و مقررات را بر اساس منافع شخصی خود در بخش خصوصی تعیین می‌کند. وزیر بهداشت یکی از سهامداران عمده بیمارستان خصوصی چشم‌پزشکی نور در تهران است. این بیمارستان در سال ۱۳۷۲ تأسیس شده و در شهریور ماه ۱۳۹۲ هم شعبه تازه‌ای در کرج بنیاد نهاده.
در سریال مهران مدیری همه این تنش‌ها و چالش‌ها که به نظام تبعیض مبتنی بر رانت‌خواری تکیه دارد، در حد سودجویی چند پزشک بی‌اخلاق و بی‌آرمان فرومی‌کاهد. سرانجام هم فرد آرمانگرا بر فساد چیره می‌شود، همانطور که پیش از انقلاب در پاره‌ای از فیلم‌ها و سریال‌های بازاری، دهاتی بر شهری و قبل از اصلاحات ارضی، ارباب بر رعیت چیره می‌شد و به او رودست می‌زد. اما در واقع و در زندگی اجتماعی ما همواره شهری به دهاتی و ارباب به رعیت رودست زده است. اکنون باید پرسید به راستی در سریال «حاشیه» کی به کی رودست می‌زند؟ پزشک فداکار به نظام سلامت یا نظام سلامت به پزشک فداکار؟
گفتاورد نام
پرویز جاهد, 09/04/2015 01:48:55 pm
سریالی که صدای پزشکان را درآورد

پخش مجموعه تلویزیونی طنز «در حاشیه» به کارگردانی مهران مدیری از شبکه سوم صدا و سیما، با اعتراض شدید جامعه پزشکی ایران مواجه شده و ادامه تولید و پخش آن را با مشکل مواجه کرده است. قیل از پخش این مجموعه تلویزیونی، وزیربهداشت ایران در نامه‌ای خواستار توقیف آن شده بود و سازمان نظام پزشکی ایران در وبسایت خود، از این سریال، به عنوان «برنامۀ هتاکانه» نام برده و از پزشکان تقاضا کرده که در تجمع اعتراض‌آمیز علیه آن شرکت کنند.

ماجراهای کمدی و طنزآمیز مجموعه تلویزیونی «درحاشیه» که پیش از این «اتاق عمل» نام داشت، در یک بیمارستان رخ می‌دهد و موضوع آن دربارۀ فساد اخلاقی و تخلفات جامعه پزشکی است. این مجموعه از‌‌ همان ابتدا با مخالفت‌هایی از سوی سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت ایران روبرو بود و تولید آن را با موانعی مواجه کرده بود. این سریال تلویزیونی، پس از توقفی سه ماهه، مجددا با شرط‌‌ها و توافق‌هایی، تولید خود را از سر گرفت. از جملۀ این شرط‌ها، افزودن سکانس‌های مربوط به پزشکانی با شخصیت مثبت به برنامه بود.

از ابتدای ساخت این سریال، سیدحسن هاشمی، وزیر بهداشت با ارسال نامه‌ای به رئیس صدا و سیما، به تولید این مجموعه اعتراض کرد و خواهان متوقف شدن آن شد؛ هرچند وزیر بهداشت، بعد از آن با ارسال نامه‌ای دیگر توضیح داد که تنها دغدغه‌های خود را از پخش این سریال مطرح کرده و هیچ درخواستی مبنی بر جلوگیری از پخش این سریال در نامه قبلی‌اش مطرح نشده است. معاون سیمای جمهوری اسلامی نیز در پاسخ به نامه وزیر بهداشت و در حمایت از تولید این مجموعه نوشت: «یکی از نیازهای جامعه، نشاط و بهجت درونی است. رسانه ملی بر اساس وظیفه خود ملزم است که زمینه‌های نشاط و آرامش را با استفاده از زبان طنز، با رعایت و حفظ ارزش‌ها فراهم کند. در استفاده از قالب طنز، مسایل مختلف اجتماعی به صورتی بازگویی می‌شود که «موضوع» مورد توجه قرار گیرد.»

هرچند با پشتیبانی معاون سیما، تولید سریال «درحاشیه» ادامه یافت و به مرحله پخش رسید و طبق پیش‌بینی‌های قبلی با استقبال گسترده‌ بینندگان تلویزیون مواجه شد اما اکنون جامعه پزشکان ایران، با اعتراض‌های گسترده و تجمع در برابر ساختمان صدا و سیما، خواهان توقف پخش این سریال شده‌اند. از طرفی سازمان نظام پزشکی نیز نسبت به تخریب رابطه پزشک و بیمار و عواقب هرگونه واکنش احتمالی جامعه پزشکی به نهادهای امنیتی و قضایی هشدار داده است.

تا کنون بخش اول مجموعه ۹۰ قسمتی «در حاشیه» در ۳۵ قسمت تولید شده و ادامه تولید قسمت‌های بعدی آن مشروط به انجام اصلاحاتی اساسی در فیلمنامه و تغییر شخصیت‌های آن شده است. چنین به نظر می‌رسد که دست‌اندرکاران این مجموعه، اکنون راهی ندارند جز اینکه به خاطر اعتراض‌ها و فشارهایی که برای جلوگیری از پخش این مجموعه وجود دارد، تولید آن را متوقف کرده و یا به تغییرات و اصلاحات اساسی در محتوا و سمت و سوی آن گردن نهند.

اعتراض‌ها و جنجال‌های ایجاد شده پیرامون سریال «در حاشیه»، واکنش‌های زیادی در رسانه‌ها و در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک داشته است. بسیاری از کاربران فیسبوک، در نوشته‌های خود، به حمایت از مهران مدیری و سریال در حاشیه پرداخته و اعتراض پزشکان و وزارت بهداشت را غیرموجه دانسته‌اند. به اعتقاد برخی از تحلیل گران اجتماعی، سریال «در حاشیه»، بخشی از فساد و نارسایی موجود در نظام پزشکی ایران و روحیه کاسبکارانه و سودجویانه و غیر انسانی برخی پزشکان ایرانی را به زبان طنز مطرح کرده و اعتراض به آن موجه نیست.

مهران مدیری، نویسنده و کارگردان این مجموعه که از موفق‌ترین طنزپردازان تلویزیون ایران است در واکنش به این اعتراض‌ها و انتقاد‌ها گفته است: «طنز و کمدی در ذات خود ماهیت ویژه‌ای دارد و تعبیرهای متفاوتی از آن برداشت می‌شود. در نگارش این مجموعه طنز، ما در خلق شخصیت‌های داستان سعی کردیم تا با ظرافت و مهارت خاصی موضوعات را مطرح کنیم تا حساسیت ایجاد نشود. چهار شخصیت اصلی داستان ما پزشکان این بیمارستان هستند که هر کدام شخصیت ویژه‌ای دارند؛ برای مثال دکتر با وجدان و آرمانگرا، دکتر متخلف و… از شخصیت‌های این سریال هستند. ۳۰ درصد از شخصیت‌های ما در این مجموعه پزشکان و پرستاران متعهد و با وجدان هستند و ما سعی داریم پیام‌های مختلف این مجموعه را در کنار انتقادات مطرح کنیم که با نگاه طنز آمیخته شده است.»

همچنین روزنامه جام جم، ارگان صداوسیما نیز در مقاله‌ای به دفاع از سریال «در حاشیه» پرداخت و نوشت:
«توجه داشته باشید که ما از لفظ «جامعه پزشکی» استفاده نکردیم چون مسلماً رفتار ناخوشایند شماری از پزشکان در انتقاد به این سریال را نمی‌شود پای جامعه پزشکی گذاشت، همانطور که زیرمیزی گرفتن‌ها، بدخلقی‌ها، توهین‌ها، خطاهای عمدی و غیر عمدی پزشکی، خرج تراشی‌ها برای بیماران و زد و بند‌ها با آزمایشگاه‌ها و داروخانه‌ها و مراکز درمانی از سوی اندک شماری از این گروه را هم نمی‌شود به کل جامعه پزشکی نسبت داد؛ چرا که تعداد اعضای دلسوز، مهربان، وظیفه‌شناس، صبور و با اخلاقش بسیار بیشتر از متخلف‌های آن است.»

به نوشته جام جم، «اعلام نارضایتی برخی پزشکان از سریال «در حاشیه»، در برخی موارد حتی ناجوانمردانه نیز بوده است. به طوری که برخی پزشکان در نامه‌هایی توهین آمیز مشاغل دیگر اقشار جامعه را پایین‌تر از خود دانسته‌اند و با پوشاندن لباس تقدس به حرفه‌شان سعی کرده‌اند آن را از بقیه حرفه‌ها جدا کنند و به همه اعلام کرده‌اند که کسی حق نقد کردنشان را ندارد. گروهی اما، پا را از این هم فرا‌تر گذاشته‌اند و به کارگردان و بازیگران سریال توهین کرده‌اند و انتقادات مطرح شده در سریال را در تحلیلی کودکانه، به این نسبت داده‌اند که لابد همه منتقدانشان، در تب پزشک شدن می‌سوخته‌اند و چون نتوانسته‌اند در کنکور، رتبه تک رقمی کسب کنند برای آن‌ها نقشه کشیده‌اند و عملکردشان را نقد کرده‌اند.»

روزنامه جام جم همچنین در این مقاله به انتقاد شدید از پزشکانی پرداخت که به افشای مسایل خصوصی عوامل سریال «در حاشیه» پرداخته و بخشی از پرونده روان‌شناسی و پزشکی یکی از عوامل سریال را افشا کرده‌اند. به اعتقاد نویسنده جام جم، «مقدس بودن حرفه پزشکی نمی‌تواند علتی بر نقدناپذیر بودن آن باشد و به عبارتی دیگر، جامعه پزشکی، معصوم یا عاری از گناه و تخلف نیست و ساده انگارانه و حتی مغرضانه است اگر تصور کنیم هر کسی، در هر سمتی ممکن است دچار انحراف و وسوسه شود، بجز پزشکان که قابل ستایش هستند و کسی حق ندارد به آن‌ها انتقاد کند یا اشتباهاتشان را تذکر بدهد.»

اعتراض جامعه پزشکی ایران به سریال مهران مدیری، بار دیگر نشان داد که در ایران، جز دزد‌ها، کلاهبردار‌ها، قاچاقچیان مواد مخدر، جاهل‌ها و فواحش که صنفی برای خود ندارند، بقیه اصناف می‌توانند جلوی نمایش یک فیلم یا سریال را به بهانه اینکه تصویر خوبی از آن‌ها نشان نداده بگیرند. بنابراین این فقط دستگاه ممیزی و سانسور دولتی نیست که به بهانه‌ها و اتهام‌هایی از قبیل «سیاه نمایی» یا «مغایرت با ارزش‌های اسلامی» می‌تواند فیلمی را توقیف کند بلکه هر قشر بانفوذی مثل پزشکان که صاحب جایگاه ویژه‌ای در جامعۀ ایران هستند، می‌توانند مانع نمایش یک فیلم شوند. اگرچه این پدیده، تنها منحصر به امروز و این سریال خاص نیست بلکه ریشه‌ای تاریخی دارد و تقریبا کل تاریخ سینمای ایران را دربر می‌گیرد.

در دوران پیش از انقلاب نیز طبق قوانین مصوب وزارت فرهنگ و هنر، هیچ فیلمسازی حق نداشت به انتقاد از قشر‌ها و اصناف معتبر جامعه بپردازد. از این رو سوژه اکثر فیلم‌های فارسی دربارۀ لات‌ها، جاهل‌ها و فاحشه‌ها بود که هیچ صنفی نداشتند و نمی‌توانستند نسبت به تحریف تصویر خود در فیلم‌ها اعتراض کنند. امان منطقی، یکی از پرکار‌ترین سازندگان فیلم‌های فارسی در قبل از انقلاب در این مورد گفته بود: «در کار سینما ما به هیچ عنوان به هیچ فردی که به دستگاهی وابسته باشد نمی‌توانیم نزدیک شویم. بنابراین تنها صنفی که صنف نیست و سندیکا ندارد، فواحش و جاهل‌ها هستند. برای همین همه فیلم‌ها درباره ایشان است.»

در‌‌ همان زمان فیلم «دایره مینا» ساخته داریوش مهرجویی که نقد تندی بر نظام پزشکی فاسد دوره شاه بود، به خاطر مخالفت سازمان نظام پزشکی، به مدت سه سال توقیف شد.

بعد از انقلاب نیز، سینماگران ایرانی که دغدغه نقد اجتماعی داشته‌اند، بار‌ها از سوی اصناف و صاحبان مشاغل گوناگون تحت فشار قرار گرفته و فیلم‌هایشان توقیف یا سانسور شده است. فیلم «شوکران» ساخته بهروز افخمی نیز به خاطر اینکه در آن، زن پرستاری (با بازی هدیه تهرانی)، به صیغه مرد متاهلی درمی آمد، با اعتراض شدید انجمن پرستاران مواجه شد.

فیلم «خانه‌ای روی آب» ساخته بهمن فرمان آرا نیز به خاطر به تصویر کشیدن پزشکی بی‌اخلاق و فاسد (با بازی رضا کیانیان) مورد اعتراض جامعه پزشکان ایران قرار گرفت. همچنین فیلم مارمولک ساخته کمال تبریزی نیز به خاطر شوخی‌اش با قشر روحانیت که از خط قرمزهای سینمای ایران است با مخالفت قشر روحانیون مواجه و از پرده سینما‌ها به زیر کشیده شد.

به این ترتیب در چنین شرایطی، کمتر فیلمساز و تهیه کننده‌ای حاضر می‌شود که ریسک کرده و در فیلم‌هایش به نقد رفتارهای اجتماعی و اخلاقی برخی از قشرهای سودجو و و فاسد جامعه بپردازد. نتیجه آن، حاکم شدن روحیه شدید محافظه کارانه بر سینما و تلویزیون و گرایش به سمت تولید فیلم‌ها و برنامه‌هایی خنثی و فاقد روحیه انتقادی خواهد بود.

یورونیوز


گفتاورد نام
آزاده, 11/04/2015 06:43:10 am
من خواهر یک متخصص چشم هستم. این پیام رو به مناسبت فضای کثیفی که دراین چند روز اخیر درباره پزشکان به پا شده برای شما می فرستم. این قبض حق ویزیت برادر من که متخصص چشم است را ببینید که در صورت حساب برای او تنها 3هزار تومان حق معاینه در طرح کارانه منظور شده ولی یک باربر نرخش در تابلویی که ملاحظه می شود 5هزارتومان است!
متاسفانه برخی مردم ما کینه ای کور نسبت به پزشکان دارند. پزشکانی که از نخبه ترین و بااستعداد ترین افرادجامعه هستند و بهترین سال های عمر و جوانیشون رو صرف یادگیری می کنند و سال هایی که همسالانشان زندگی عادی دارند، آن ها در فشار واسترس وبی خوابی و بی پولی به سر می برند... اگر مردمی که بدون اطلاعات درهر زمینه ای خودراصاحب نظر می دانند در خانواده شان حتی یک پزشک داشتند اینجور بی انصاف نظر نمی دادند. آخه چه خبر دارید که برای این دکترشدن، خانواده اونا و خودشون چه ها کشیده اند! می دونستید که متوسط عمر پزشکا از همه اقشار دیگه کمتره؟
visit_vs_coolie.jpg (48.63 کیلوبایت)
گفتاورد نام
مصطفی ترک همدانی, 18/04/2015 08:02:29 pm

قوانین و مقررات ویژه‌ای برای پیشگیری از جرایم و تخلفات صنفی و مشاغل وجود دارد. این گذشت زمان است که تعیین می‌کند مجازات‌های تعیینی چقدر بازدارنده بوده‌اند. هرقدر که اهمیت مشاغل مربوطه از حیث نزدیکی به جان و مال و ناموس مردم بیشتر باشد این مقوله نیز حساس‌تر می‌گردد تا آنجا که به برخی از این مشاغل واژه مقدس گفته می‌شود و برای نیل به این مشاغل، اتیان سوگند لازم است. ازجمله این مشاغل می‌توان از پزشکی، قضاوت و وکالت نام برد. ادبیات طنز ملل و کشورمان نیز سرشار از اینگونه نوشته‌ها ست و مثلا می‌توان در کتاب‌های عبید زاکانی فصل‌های جداگانه‌ای ویژه این مشاغل یافت که این سابقه ادبیات طنز نشانگر لزوم  در مرئی و منظربودن صاحبان این مشاغل است. و البته بی‌دلیل نیست که بر اساس اصل 165 قانون اساسی کشورمان باید تمامی محاکمات علنی برگزار ‎شود. همچنین از تجربه کاری خود چنین آموختم که مقررات و قوانین بازدارنده برای این مشاغل به هیچ عنوان توانایی لازم را ندارند مگر آنکه اخلاق و فرهنگ بر سر آن جایگاهی متین داشته باشد. اصولا احترام مردم نیز به لازمه داشتن اخلاق و فرهنگ دارندگان این مشاغل برمی‌گردد. چنانکه در گذشته به پزشکان، حکیم می‌گفتند. بنابراین اگر اخلاق و فرهنگ از این مشاغل فاصله گیرد، طبعا احترام مردم نیز کمتر شده و اینجاست که طنزپردازان زبده از روی اصلاح ناچار به پرداختن غلوآمیز به خطاهای مرتکبین به این مشاغل می‌پردازند. در وکالت اگر فرهنگ و اخلاق را در کناری بنهیم، پول‌ات که پارو می‌شود و در صورت شکایت و حتی محکومیت و برکناری از وکالت، وکیل متخلف بارخویش را بسته و ککش نمی‌گزد و این وکلای راستین و پایبند به سوگند هستند که باید به پای بدنامی اندک متخلفان بسوزند. اینجاست که من از سازنده مصلح طنز حمایت کرده و کار او را نرم‌افزاری برای بازگشت اخلاق و فرهنگ به وکالت می‌دانم زیرا سخت‌افزار قوانین نخواهد توانست چنین باری را بردارد.
گفتاورد نام
مهری سادات صفوی, 19/04/2015 06:32:32 am

انتخاب ایام تعطیلات نوروز برای پخش سریال «در حاشیه» باب میل تولیدکنندگان این مجموعه نبود. آن‌ها این سریال 90 قسمتی را برای پخش در ایام تعطیلات نساخته بودند و به همین خاطر دوست داشتند که سریالشان در زمان دیگری روی آنتن برود. بااین‌حال اما «در حاشیه» روی آنتن رفت و برخلاف تصور عمومی که از کارهای مهران مدیری وجود داشت، کیفیت مجموعه نه توانست منتقدان را راضی کند و نه عامه مردم را.
مدیران سازمان صداوسیما که پشت مهران مدیری ایستاده بودند، از هفته گذشته گویا دلیلی برای حمایت از این سریال نداشتند. کیفت پایین مجموعه مدیری و فیلمنامه ضعیف آن، بیش از تلاش پزشکان برای حذف این مجموعه از روی آنتن کارگر افتاد و درنهایت بدون سروصدای اضافه به عمر سریال مدیری روی آنتن سیما پایان داد.
این مجموعه که قرار بود به سبک و سیاق مجموعه‌های 90 شبی، در 90 قسمت روی آنتن برود، پرونده‌اش در 27 قسمت بسته شد.
مدیران سیما تبلیغ سریال «شمعدانی» به کارگردانی سروش صحت را آغاز کردند تا معلوم شود که مجموعه صحت قرار است جایگزین مجموعه مهران مدیری شود.

مهران مدیری در تمام سال‌هایی که به‌عنوان کارگردان برای سیمای جمهوری اسلامی ایران سریال تولید کرده، تابه‌حال چنین شکستی را روی آنتن تجربه نکرده بود.
او که در شبکه نمایش خانگی، پس از آغاز موفق سریال «قهوه تلخ» با برادران گلیان به مشکل خورد و نتوانست آن‌طور که باید این مجموعه را جمع‌وجور کند، با ساخت سریال «ویلای من» و «شوخی کردم»، عملاً شکست را در حوزه شبکه نمایش خانگی تجربه کرد.
بازگشت او به تلویزیون به عقیده برخی، وامدار ناکامی در حوزه نمایش خانگی بود، اما این بازگشت، آن‌قدر بی‌رمق بود که خبر پایان پخش سریالش کسی را ناراحت کند.

مخاطبان «در حاشیه» خیلی منتظر بودند تا سریال جدید مدیری بتواند رگ خواب مخاطب را به دست بیاورد و روندی خوب و کیفیتی مطلوب به طنز خود دهد، اتفاقی که درنهایت رخ نداد.
حالا باید منتظر ماند و دید که آیا دو فاز بعدی این سریال ساخته می‌شوند یا نه؟ و اگر ساخته می‌شوند، مدیری این بار چه مسیری را در پیش خواهد گرفت.
گفتاورد نام
دکتر حامد محمدی کنگرانی, 19/04/2015 06:37:42 am
سریال «در حاشیه»، سریالی بود که از همان ابتدا به حاشیه رفت. این سریال بعد از سه تجربه ناموفق «مهران مدیری» در شبکه ویدیوییِ که هم از لحاظ سوژه ناموفق بودند و هم از لحاظ هنری و فنی، در تلویزیون نمایش داده شد که اتفاقا بعد از مدتها قطع همکاری مدیری با تلویزیون هم بود. به همین دلیل این سریال از حساسیت بیشتری برخوردار بود و باعث میشد نگاه ها بیشتر به این کار معطوف شود. از طرفی موضوع سریال «در حاشیه» با بحث طرح تحول نظام سلامت و حواشی بسیاری که درباره کار و سلامت ‍‍پزشکان مطرح بود همزمان شد و این حساسیت را دوچندان کرد.
متاسفانه خیلی از موضوعات مطرح شده غیرمنطقی بود و خیلی ها هم منطقی بود اما در نهایت با اعتراض پزشکان همراه شد. همزمانی این دو موضوع با هم نگرانی زیادی را در جامعه پزشکی ایجاد کرد و آنها در این شرایط فکر کردند که ممکن است این سریال طبعاتی به همراه داشته باشد و اعتماد بین مردم و پزشکان را از بین ببرد.
من به عنوان یک پزشکِ علاقه مند به سینما معتقدم که یک جنایتکار، یک بیمار روانی، یک دزد و یک قاتل میتواند پزشک، پرستار، کارمند، مهندس و هر چیز دیگری باشد. پس اینکه ما از یک شغل خاص در فیلمی استفاده کنیم و آن گروه بخواهد به آن اعتراض کند، خیلی منطقی نیست، در غیراینصورت هنرمندان باید چه نوع فیلمی بسازند؟
به شخصه با اینکه در یک فیلم شخصیت منفی آن پزشک باشد مشکلی ندارم و فکر می کنم در همه شغلی هم افراد بد وجود دارد و هم افراد خوب. دلیل این اعتراضات این است که یک انحراف شناختی به نام تعمیم وجود دارد، به این معنی که ما هر چیزی را میبینیم، به همه تعمیم میدهیم. اگر همسرمان در خانه کاری را انجام دهیم میگوییم شما همه خانواده تان اینطور هستید. اگر دکتری پول زیادی دارد، فکر میکنیم همه دکترها پولدارند، اگر یک دکتر کار غیراخلاقی میکند و برای بیمارش وقت نمیگذارد، فکر میکنیم همه دکترهای اینجوری هستند. این موضوع کار را برای هنرمند سخت میکند که بگوید این موضوع فقط در مورد این فرد مطرح شده و او نماینده صنف خود نیست.
موضوع دیگر این است که بین طنز، هجو و تمسخر تفاوت وجود دارد. طنز و شوخی یک مکانیزم دفاعی بالغانه است. طنز یعنی انتقاد و مطرح کردن موضوعی با بزرگ نمایی که در کنارش سعی میکنیم یا یک راه حل برای آن پیدا کنیم یا با نشان دادن آن مشکل، دیگران را برای پیدا کردن راه حل ترغیب کنم بدون اینکه بخواهیم آن مشکل را به همه تعمیم دهیم و بدون اینکه بخواهیم دیگران را با آن شوخی ها تحقیر کنیم. خیلی از افراد در زندگی خود از این مکانیزم دفاعی استفاده می کنند و سعی می کنند موضوعات را با شوخی عنوان کنند تا کمتر دردناک باشد. در مقابل مکانیزم دفاعی دیگری داریم که فقط منجر به تحقیر و تمسخر دیگران میشود. این مکانیزم دفاعی بیشتر برای خالی کردن خشم استفاده می شود و در واقع نوعی مکانیزم برون ریزی است.
مثلا یک نفر از یک پزشک، معلم یا کارمند ناراحت است و آن را به تمام پزشکان و معلم ها تعمیم میدهد و باعث تحقیر آنها میشود. متاسفانه در کشور ما اکثر سریالهایی که به اسم طنز ساخته شده، عملا تحقیر و تمسخر گروهی از افراد بوده اند. در مورد این سریال باید بگویم «مهران مدیری» در گذشته به دلیل نویسندگان حرفه ای که در کنار خود داشت، سریالهای موفقی ساخت و توانست مرز باریک بین طنز و تمسخر را حفظ کند.
اما در سریال های ناموفق خود مثل «نقطه چین» که در ادامه «پاورچین» ساخته شد و یا «ویلای من»، سریال «مرد هزار چهره» و اواخر سریال «برره» نتوانست این مرز را حفظ کند و کارهایش به تمسخر کشیده شد. در سریال «در حاشیه» برخلاف چیزی که ممکن است برخی همکارهای من بگویند، توهین مستقیمی به صنف پزشکان ندیدم و ایراد بزرگ سریال این است که پزشکان را به دو دسته خوب و بد تقسیم کرده که خوب ها فرشته و بدها شیطان هستند و در آن مکانیزم بالغانه طنزکه باید یک مقدار اعتدال در آن رعایت شود از بین رفته است.
این سریال جذاب نیست و شوخی های آن کاملا پیش پا افتاده است. «مهران مدیری» که مثل همیشه خواسته خودش را یک آدم جنتلمن نشان دهد که البته شخصیت ضد اجتماعی هم دارد. چیزی که من در این سریال دیدم طنز نبود، توهین به پزشکان را هم در این سریال ندیدم اما به نظر من این سریال بیشتر تحقیر بینندگان است که سعی کرده آنها را با شوخی هایی که بعضا از آب درنیامده اند و به شدت تکراری هستند و همگی بر مبنای داد زدن و کلاه سر هم گذاشتن های تکراری شکل گرفته اند، پای تلویزیون نگه دارد.
متاسفانه به علت قضاوتها و پیش داوری هایی که درباره سریال انجام شد و حاشیه هایی که خود صدا و سیما و وزارت بهداشت با رفتارهایش ایجاد کرد، این بهانه را میتوان به «مهران مدیری» داد تا بگوید به علت فشارها مجبور شدم سریال را به این شکل تغییر دهم.
آن بار طنز و انتقادانه ای که معاون صدا و سیما بر مبنای نشان دادن مشکلات جامعه وعده داده بود، در این سریال دیده نشد. در واقع خوب و بد بودن مطلق آدم ها در این سریال خودش یک انحراف شناختی است. همه میدانند که اغراق جزوی از طنز است اما باید به گونه ای باور پذیر ساخته شود. متاسفانه این سریال فقط نشان میدهد که جامعه ما مملو از یک مشت آدم کلاهبردار است که سر هم کلاه میگذارند و همه مردم عقلشان به چشمشان است و دراین بین بعضی از افراد هم پیدا میشوند که شاید بخواهند به مردم خوبی کنند.
مردم ما به علت یک سری بی عدالتی هایی که در جامعه وجود دارد فکر میکنند که همیشه حقشان در حال پایمال شدن است و میخواهند قبل از پایمال شدن حقشان، آن را پس بگیرند. مردم ما الان به ویژگی خودمحق بینی دچار شده اند و به علت بی عدالتی هایی که دیده اند حق خودشان میدانند که دیگران را زیر سوال ببرند و اعتراض کنند. این موضوع به علت خشم آنها است، مردم ما به علت حقوقی که از آنها پایمال شده خشمگین هستند و حق خودشان میدانند که مثلا به صفحه «لیونل مسی» حمله کنند. در واقع تحقیر و تمسخر از خشم می آید و چون زور آنها به برخی افراد نمیرسد، سعی میکنند او را تحقیر کنند تا خشم خود را خالی کنند.

* روانپزشک عضو کمیته های روان درمانی و رسانه های انجمن روانپزشکان ایران
Modiri.jpg (49.88 کیلوبایت)
گفتاورد نام
امید رضایی, 19/04/2015 07:13:26 am

حاشیه‌های «در حاشیه» حالا به وکیلان هم رسیده و کانون وکلا -به عنوان بزرگ‌ترین تشکل صنفی وکیلان- رسما واکنش نشان داده‌ است اما این اعتراض‌ها تا چه اندازه به جا و درست است؟
رویکرد جامعه پزشکی به سریال مدیری و دعوت گروهی از پزشکان از همکاران‌شان برای تجمع در اعتراض به این سریال، واکنش تند کاربران شبکه‌های اجتماعی را به دنبال داشت و بسیاری، از تجربه‌های خود از برخورد بد پزشکان و اشتباه‌های پزشکی نوشتند که عواقب جبران ناپذیری برای بیمار داشته است. رسانه‌های آنلاین و تلویزیون‌های فارسی‎زبان اما روایت‌های مختلفی از زبان مخاطبان‌شان منتشر کردند.
روایت‌ها از اشتباه‌های پزشکی -هم در تشخیص، هم در تجویز و هم در جراحی- آن‌قدر زیاد است که این روزها وقتی پای بیماری‌های جدی در میان باشد، ایرانی‌‌ها کمتر به تشخیص “یک” پزشک اعتماد می‌کنند.
در کنار این ماجراها، برخی پزشکان به کاسبکار بودن و بازاری‌ مسلکی متهم‌اند. کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان حوزه‌های مختلف می‌گویند که در مقابل مسائل مالی، جان بیماران هیچ ارزشی برای پزشک‌های ایران ندارد. معمولاً تا زمانی که هزینه درمان به حساب واریز نشود، بیمار پذیرش نمی‌شود. پزشکان متخصص دستمزدهای نجومی دریافت می‌کنند. متخصصانی که اسم‌ و رسمی به‌ هم زده‌اند، دستمزدهای بالایی دارند و به بیمار به چشم مشتری نگاه می‌شود. ایران احتمالا از معدود کشورهایی است که پزشکی‌اش هم دچار منطق «اقتصاد بازار آزاد» شده است.
به گفته دکتر مسعود پزشکیان، وزیر سابق بهداشت، در ۱۱ سال گذشته، درآمد جراحان ۱۵ برابر، پزشکان بخش بی‌هوشی شش برابر، داخلی ۲۷ برابر و هتلینگ بیمارستانی ۱۶ برابر شده است. بیشتر پزشکان متخصص و اسم‌ و رسم‌دار، بخشی از سال را در خارج از ایران می‌گذرانند.
در حالی که پرستاران در سال‌های اخیر مدام در اعتراض به وضعیت معیشتی و کاری و دستمزدشان اعتراض کرده‌اند، اعتراض‌های پزشکان محدود می‌شود به سریال‌های مهران مدیری.
یک بیمار روایت می کند که ۱۲ ساعت درد می‌کشیده چون بچه‌ جناب دکتر متخصص، آزمون قلم‌چی داشته.
برخلاف تبلیغات موجود، سطح امکانات و خدمات بهداشتی در کشور، هم از نظر سخت‌افزاری و هم از نظر نرم‌افزاری پایین است و مقایسه ایران با کشورهای توسعه‌ یافته، دقیق و درست نیست.
یک پزشک به مشکلات جامعه پزشکی اشاره می‌کند و می‌گوید: «شیوع بالای افسردگی و اختلالات اضطرابی در درمان‌گران ایرانی، میزان قابل توجه مشکلات خانوادگی و طلاق (که عمدتا از تصورات افسانه‌ای همسران و خانواده‌های‌شان درباره شرایط زندگی و درآمد پزشکان منشأ می‌گیرد)، ناامنی‌های فیزیکی و روانی در محیط کار (به‌ویژه اورژانس)، محدودیت و فرسودگی دستگاه‌های در دسترس، انتظار‌های غلط بخش قابل توجهی از جامعه از پزشکان و … از مهم‌ترین مشکلات جامعه پزشکی است.»
بر اساس آن‌چه مشاهده می‌شود، جامعه پزشکی نیز در ایران دچار فسادی گسترده است و اشتباه‌های جبران‌ناپذیر و گاه مرگ‌بار پزشکان، به امری عادی و روزمره در نظام سلامت تبدیل شده است. واقعیت اما این است که در این زمینه نه آمار دقیقی ارائه می‌شود و نه پژوهش کاملی در دست است. رسانه‌ها هم در انعکاس واقعیت با انواع محدودیت‌ها مواجهند و گردش اطلاعات، محدود، کنترل‌ شده و موردی است.
این که فساد و اشتباه پزشکان، در عمل چقدر بر روند درمان بیماران موثر است، مسأله‌ای است که نمی‌توان درباره آن بر اساس روایت‌های موردی شهروندان و انکارهایی مانند آن‌چه وزیر بهداشت یا رئیس سازمان نظام پزشکی کشور می گویند، قضاوت کرد.
گفتاورد نام
میثم محمدی, 20/04/2015 11:06:17 am
روپوش سفید مصونیت نیست

مجموعه تازه مهران مدیری با وجود حاشیه‌ها و اعتراض‌ها تصویری تلطیف شده از مشکلات حرفه پزشکی ارائه می‌دهد.



هیچگاه مهران مدیری کمدین محبوب من نبوده و همیشه انتقاداتی به کمدی سازی های او در تلویزیون و حتی شبکه نمایش خانگی داشته‌ام، اما با این تفاسیر نمی‌توان جایگاه او را در کنار معدود هنرمندان دیگری که در عرصه کمدی موفق بوده‌اند نادیده گرفت. حالا پس از حضور دوباره مدیری در تلویزیون و بازگشت او به میان مخاطبان انبوه قاب جادویی به همراه بازیگرانی که پر بیراه نیست اگر بگوییم بدون سناریو هم مخاطبان خود را دارند ، طبیعی است که نگاهها دوباره به این سو باز می‌گردد و این استقبال فارغ از کیفیت و چگونگی اجرای آنهاست.

«در حاشیه» به عنوان یکی از مجموعه های تلویزیونی نوروز توانست مورد اقبال مخاطبان قرار گیرد که این استقبال مرهون عوامل بسیاری فارغ از فیلمنامه و کارگردانی و … است. طبیعی بود که هواداران مدیری پس از سالها دوری کمدین محبوب خود از تلویزیون بدون در نظر داشتن کیفیت کارش ، پای تماشای «در حاشیه» بنشینند. از طرفی هم حضور دوباره بازیگرانی چون جواد رضویان و مهران غفوریان و بسیاری از بازیگران آزمون پس داده مجموعه‌های موفق مدیری در گذشته هم از دیگر عوامل این استقبال محسوب می شود . ضمن اینکه در نظر گرفتن ایام نوروز برای پخش این مجموعه ، فرصت مناسبی برای مواجهه مخاطبان با جدیدترین اثر مدیری بود . و اما در مورد حواشی بسیاری که درباره این مجموعه بوجود آمده است و اخباری که درباره اعتراض چندین هزار پزشک نسبت به محتوای این مجموعه شنیده می شود.

با قاطعیت می توان گفت «در حاشیه» یک لطف برای برخی از پزشکان نیز محسوب می شود ! از این جهت که ما در این سریال نه زبان تند و تیز نیش داری می بینیم و نه انتقادی که بتواند جمعی را مجاب کند که باید در برابر اتهامات و یا انتقادات نابجایی که به آنها شده است ، اعتراض و تجمع کنند!!! چه بسا که اگر قرار بر این بود که انتقاداتی مبنی بر واقعیات موجود در دنیای طب کشور صورت بگیرد ، باید تمام حجاب‌ها کنار می رفت و به مسائل و حوادثی که سالها در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی جان بسیاری از هموطنان را گرفته و در برخی مواقع عواقب جبران ناپذیری داشته است ، پرداخته می شد تا برخی بیش از این نگاههای متاثر از خودبرتر بینی و مصونیت از اشتباه و انتقاد نداشته باشند.

اتفاقاتی که با یک نگاه و سرچ ساده در اینترنت و فضای مجازی می توان بصورت تیتر وار از آنها مطلع شد و همواره تاسف خورد. فجایعی که در زمینه جراحی های بی رویه و غیرکارشناسی زیبایی صورت می گیرد! پزشکان متخلفی که بصورت غیرقانونی مبادرت به تجویز دارو می کنند! پزشکان تقلبی و بدون مدرکی که در زمینه رژیم‌های چاقی و لاغری بسیاری را به تخت بیمارستان ها کشانده اند! پزشکان سهل انگاری که حتی با تجویز داروی اشتباه جان یک شهروند را گرفته اند و بسیاری تخلفات و فجایع دیگر که مجال برشمردن آنها نیست!!!

با این وجود مجموعه خنثی و صرفا سرگرم کننده مدیری که به لطف نوع گفتار و اکت های غلو شده و لهجه ها و تکیه کلام ها هم تا حدود کمی می‌تواند لبخند را بر لبان مخاطبان بنشاند، لطف بزرگی به آن دسته از جامعه پزشکان کرده که فرصت را غنیمت شمرده اند تا کفایت های خود را «در حاشیه» نشان دهند، چون بی تردید ما پزشکان متعهد و کاربلد بسیاری داریم که در طول عمر خود جان بسیاری از هموطنان را نجات داده اند و با خوشنامی به کار خود ادامه می دهند و همین عزیزان در چنین مواقعی نه تنها خشمگین نمی شوند، بلکه با درایت و آگاهی کامل از شرایط موجود در حرفه خود نه تنها انتقادهای احتمالی را می پذیرند، بلکه در جهت رفع آنها نیز بر می آیند.

هر قشر و هر حرفه جایگاهی متناسب با وظایف و کارکرد اجتماعی خود دارد و فی نفسه از عزتی درونی و همچنین شان و مرتبه ای در میان شهروندان برخوردار است، اما از این هم نباید غافل شد که در هر حرفه هم خطا و اشتباه انسانی وجود دارد و سرپوش گذاشتن بر آنها چاره کار نیست و باید انتقادها در قالب‌های مختلف مطرح شود تا حساسیت‌ها و البته مشکلات ناشی از کاستی‌ها از بین برود، نه اینکه چنین تصوری باشد که صرف پوشیدن یک روپوش سفید، از هر اشتباه و انتقادی مصون بمانیم! حتی باید به این نکته هم واقف بود که همراه با پیشرفت تکنولوژی و فناوری‌های رسانه ای مخاطب امروز فراتر از فیلم و سریال هایی از این دست، اشتباهات را رصد می کند و دم نمی‌زند و اگر هم چنین تولیداتی نباشد، بی شک خورشید پشت ابر نخواهد ماند و سهل‌انگارانی که به محض خوردن تلنگری از سوی یک سریال ، رعشه بر اندامشان می‌افتد ، هر لحظه زیر ذره بین نگاه جامعه قرار دارند.

کلام آخر اینکه این عادت مرسوم و غلط در عصر جدید رسانه ای که بیشتر در حوزه سینما و تلویزیون بروز کرده است ، پدیده ای تاسف انگیز است که می تواند یکی از دلایل مخرب در جریان سازندگی فرهنگی باشد. زبان انتقاد صحیح و منطقی در مسیر سازندگی یکی از عواملی است که بی تردید در طول اعصار و در مکاتب و دوره های گوناگون هنرهای تصویری از جمله سینما و حتی دیگر هنرها تاثیر بسزایی در جوامع داشته است و توانسته جریان‌هایی را ایجاد کند که مسیر را توسعه و گسترش دهد ، ضمن اینکه تبعات آن و ترمیم اعمال و رفتارهای مدنی می تواند جامعه‌ای را بیمه کند و هر قشر و ارگان و هر فردی را در هر جایگاه متوجه تکلیف و وظیفه اش بکند که البته باز هم باید گفت که «درحاشیه» چیزی بیش از فهم مخاطبان از شرایط جامعه پزشکی را به آنها تزریق نکرده است !!!

میثم محمدی- پایگاه خبری سوره سینما
گفتاورد نام
مهدی, 25/04/2015 07:17:54 pm
متأسفم برای سازمان نظام پزشکی که از یک فیلم طنز آنچنان ترس و واهمه به خود راه داده است و با نامه‌ها و بخش نامه‌ها و لابی‌های گوناگون سعی در پخش نشدن آن دارد که نکند این فیلم برملا کند اسرار مگو را. سازمان نظام پزشکی کاش درصد کمی از حساسیت‌هایش را برای انجام وظایف و تکالیف خودش خرج کند.

سازمان نظام پزشکی بهتر است برای حساس شدن بر سر سریالی طنز -که مخاطبان بهترین داور درستی‌ها و نادرستی‌های آن خواهند بود- چشمان خود را باز کند تا ببیند در مجموعه‌های تحت مدیریتش چه فاجعه‌هایی در حال رخ دادن است که نه در رسانه‌ای منتشر می‌شود و نه آن شخصی که چنین آسیبی به وی وارد شده، به جایی دسترسی دارد تا دردِ خود را فریاد زند.

موضوع از جایگاه کالایی بیمار نزد برخی پزشکان یا نگاه اقتصادی برخی پزشکان و بیمارستان‌ها به بیماران و به مردم فرا‌تر رفته است. موضوع این است که جایگاه و مکانی که مردم آن را به عنوان محل درمانِ دردهای خود یاد می‌کردند، در برخی شرایط و در برخی بخش‌ها مکانی شده است برای چند لایه کردنِ دردِ مردم و تحمیل دردهای بی‌درمان دیگری بر دردِ اولیه آن‌ها.

مکانی که برای درمان است و در همه آموزه‌ها و شعائر ما محترم و صاحب شأنی والا، اکنون در معدود مواردی تبدیل به مکانی شده است برای درمان درد‌ها با خاموشی یعنی با مرگ... آری، در بین هزاران انسان عالم و دانشمند که دست‌هاشان، اگر شفا ندهد، حرف‌هاشان مرهمی است بر غم‌های مراجعان، هستند معدود آدم‌های ناشایست و ناصالحی که لباس ارزشمند پزشکی را به غلط به تن کرده‌اند و خطا‌هایشان را خاک گورِ بیمارانشان می‌پوشاند و در این بین سازمان‌های مسئول، درگیرِ همه چیز هستند جز آنچه باید.

اگر این سخنان در نظرتان ناروا و نادرست می‌آید، لطفا مجوز ساخت مستند از درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها را صادر کنید تا ببینید مردم در تعدادی از این مکان‌ها چه مصیبت‌هایی متحمل می‌شوند...

متأسم برای سازمان پزشکی قانونی کشور که با قوانین و مقررات ناقص و روش‌های‌گاه جانبدارانه خود، فضا را آنچنان به نفع‌‌ همان انگشت شمار ناصالحانِ تجارت پیشه فراهم کرده است تا هرگز هیچ شکایتی و هیچ پیگیری‌ای نتواند به سرانجامی غیر از مطلوب آنان بیانجامد.

اشتباه در تشخیص یک پا درد ساده و در نتیجه تزریق نادرست به پدری زحمت کش، مرگ او را به فرزندانش سوغات می‌دهد.

بی‌دقتی در نمونه برداری‌ها برای آزمایش، بیمار را مجبور به تکرار چندین باره نمونه برداری و متحمل شدن دردهای بیشتر و هزینه‌های بیشتر و در ‌‌نهایت نقص عضوی غیرقابل جبران می‌کند.

بی‌توجهی به مراقبت‌های قبل از عمل و‌گاه انجام عمل‌های فله‌ای! سردخانه‌های برخی بیمارستان‌ها را آباد کرده است. چشم‌های فرزندانی که با بی‌دقتی برخی نابینا شده، دست‌های جوانانی که قطع شده و قلب‌های مادرانی که از کار ایستاده و پاهایی که همیشه فلج مانده‌اند...

مسئولان سازمان پزشکی قانونی! هیچ فکر کرده‌اید که چرا این همه مراجعه کننده و شاکی دارید؟ آیا همه این شاکیان اشتباه کرده‌اند؟ اگر چنین است فراخوان دهید تا پرونده برخی از آنانی که از بررسی‌های شما ناراضی اند–نه حتی همه-مجدداتوسط مقامات صالح قضایی بررسی شوندو نه توسط خودتان!

متأسفم برای دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم پزشکی که حتی یادش رفته مراجعانش چه کسانی هستند. مردمانی که به سببِ آن معدود ناشایست، ضربه خورده‌اند و عضو یا اعضایی از بدنشان را از دست داده‌اند و یا عضو و اعضایی از خانواده‌شان را و آمده‌اند در این ملجأ تا شاید حداقل هم زبانی پیدا کنند و کمی از دردشان کاسته شود. امااجرای عدالت که نه، درکِ دردِ تو که نه، هم دلی و هم زبانی با تو که نه،... گاهی آنچنان بازپرس با تو بد رفتار می‌کند که آه از سینه بر می‌آوری و بر بیچارگی خودت اشک می‌ریزی.

بر تو سخت‌تر می‌آید وقتی که به یقین می‌دانی پزشکان زبده و‌گاه بازرس و یا معتمد بیمارستان هم خطای آن معدود را محرز دانسته‌اند و تو را محق می‌دانند اما در کمال تعجب اینجا حق به کس دیگری داده می‌شود و اینجاست که تو دوباره اشک می‌ریزی و باز هم اشک می‌ریزی و...

هر که را باور این سخن‌ها سخت است چند روزی به دادسرای خیابان شهید مطهری تهران رفت و آمد کند و ببیند که چه داد و فریاد‌ها و چه درگیری‌هایی می‌شود و از مردم بپرسد که با چه امیدی به آنجا رفته‌اند و اکنون چه وضعی دارند....

متأسفم برای خودم و خودت و خودمان

خودمانی که ممکن است هر روز و در هر لحظه با یکی از همین معدود‌ها برخورد داشته باشیم و مال و جان خود یا عزیزانمان را به گفته‌ها و کردار‌هایش بسپاریم. صدمه ببینیم و باز شکایت کنیم، باز هم پرخاش شویم و باز هم نتیجه چیزی شود که آن‌ها را خوش آید و آن معدود‌ها باقی بمانند و در نبود قانون، در لباس مقدس پزشکی، به طبابتِ دروغین بپردازند و من و تو همچنان حیران و سرگردان در راهروهای قوانینِ دست و پا گیر باشیم.

اگر جزء گروهی باشیم که رسانه‌ای شجاع و مردمی به رسالتش عمل کند و دردِ ما را اظهار کند، شاید و صد البته شاید مختصر نتیجه‌ای حاصل شود (که بدیهی است آن نتیجه، برگشت عضو بدن یا عضو خانواده نخواهد بود، بلکه گامی در جهت اجرای عدالت باشد) وگر نه ما از آن هزارانی هستیم که نه رسانه‌ای داریم و نه زبان بیانی و نه دست انتقامی.

فقط یاد گرفته‌ایم کار را واگذار کنیم به آن قادر متعالِ جبار تا مگر مقدراتی بگرداند تا اگر عده‌ای انگشت شمار در درمان ما توانایی ندارند -و البته به این کار مدعی هستند- اسباب کشته شدن و مرگ ما را فراهم نکنند و بدین گونه آبرو و شأن پزشکان دانشمند و ارزنده کشور را خدشه دار نسازند.

و در پایان متأسم برای هر مقام مسئولی چه در وزارت بهداشت، چه در مجلس و چه در قوه قضائیه که این درد‌ها را می‌شنود و اقدامی در جهت رفعِ آن‌ها نمی‌کند...
گفتاورد نام
حسین آخانی, 26/04/2015 05:49:46 pm
معمولا جامعه ایرانی به تحصیل‌کرده‌ها احترام می‌گذارد. شاید به دلایلی در زمان‌هایی به بخشی از تحصیل‌کرده‌ها و به‌خصوص روشنفکران، از سوی دولت‌ها اجحاف هم شده باشد، ولی در کل مردم ما یک دیپلمه را از یک سیکل، یک لیسانسه را از یک دیپلمه، یک فوق‌ لیسانس را از یک لیسانسه، یک مهندس را از یک تحصیل‌کرده رشته‌های غیرمهندسی و یک دکتر را از همه بیشتر تحویل می‌گیرند. اگر طرف پزشک باشد که دیگر جای خود دارد. اینکه این رفتار خوب است یا بد، محور این نوشته نیست. شاید تا حدودی بتوان آن را ارزش دانست که هرکس بیشتر می‌داند، جایگاه رفیع‌تری نزد جامعه دارد، ولی آیا می‌توان پذیرفت کسی که مدرکش یا مقامش بالا باشد از خطا هم مبراست؟ چرا ما حاضر نیستیم بپذیریم اتفاقا بزرگ‌ترین اشتباهات از ناحیه امثال ما تحصیل‌کرده‌ها سر زده است؟ فرقی نمی‌کند شما دکتر هستید یا استاد گیاه‌شناس یا جانور‌شناس یا مهندس. شما دارید یا از دولت پول می‌گیرید که درواقع جیب ملت است یا در ازای خدماتی که ارائه می‌دهید، خیلی بیشتر از متوسط جامعه مستقیما از مردم پول می‌گیرید. جامعه‌ای که ظرفیت نقد و پذیرش اشتباه نداشته باشد، به‌راحتی ره سعادت نمی‌پیماید. بد نیست دو مثال بزنم:
١- تابستان سال گذشته بود که نگارنده به روند استخدامی در یک دانشگاه با ذکر یک مصداق اعتراض کردم. نمی‌دانید چه بساطی به‌ پا شد. کار تا پای شکایت هم پیش رفت. خدا رحم کرد که همان زمان یک اتفاق شوک‌آور دیگر به داد من رسید و ترجیح دادند مسئله را کش ندهند، ولی همین انتقاد هزینه‌های سنگینی برای من داشت که ترجیح می‌دهم در مورد آنها سکوت کنم. جالب بود چندی بعد یک دانشجوی دکترا در دانشگاه تهران خودکشی کرد و تقلب گسترده یکی از همکاران در رشته فلسفه، جنجال رسانه‌ای در داخل و خارج ایجاد کرد. آبروی دانشگاه مادر لکه‌دار شد.
دانشگاه قول داد ماجرا را بررسی و مردم را از نتایج آن باخبر کند، ولی متأسفانه تا این تاریخ خبری از اقدامات دانشگاه شنیده نشد. اگر ما دانشگاهیان نتوانیم و نخواهیم اشتباهات خود و همکاران‌مان را بپذیریم، قطعا نمی‌توانیم به مردم خدمات صادقانه‌ای ارائه داده و تحقیق و آثار و آموزشی با استانداردهای لازم به جامعه علمی و کشورمان تحویل دهیم.
٢- در این سال‌ها جریانی قوی در کشور با پشتوانه دولتی و سیاسی شکل گرفت تا هرچه می‌تواند سد بسازد. این سدها همه‌اش توسط متخصصان و مهندسان طراز‌اول کشور ساخته شد. ساخت بسیاری از این سدها اجحاف بزرگی بود که تحصیل‌کرده‌های کشور می‌توانستند به کشورشان و به‌خصوص نسل‌های آینده بکنند. مگر کشور خشکی چون ایران توان تحمل ساخت ١٤٠٠ سد را دارد؟ سدهایی ساخته شد که هرگز آبی در مخزن آنها جمع نشد، سدهایی ساخته شد مانند سد گتوند، در بستر گنبدهای نمکی که در نوع خود اتلاف منابع بیت‌المال محسوب می‌شود. اگر دستگاه‌های متولی به‌درستی بخواهند به وظیفه‌ خود در تخلف ساخت همین سد بپردازند، خیلی‌ها را باید محاکمه و در مقابل حیف‌ومیل‌کردن و آسیب‌رساندن به کشور به دست عدالت بسپارند. نخوت سد‌سازان به حدی است که حالا که همه فهمیده‌اند سدسازی برای این کشور نتیجه‌ای جز تبخیر منابع آبی، بالارفتن میزان مصرف آب و خشک‌شدن تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور و بیابانی‌شدن و گسترش ریزگردها در ایران ندارد، ولی بازهم وزیر نیرو با افتخار اعلام می‌کند که در سال گذشته ٢٤ سد افتتاح شده است و همچنان پیگیر ساخت سدهای عظیمی چون خرسان ٣ و شفارود هستند.
این در حالی است که در سال ٢٠١٤ در آمریکا ٧٢ سد برداشته شده. نگران‌کننده‌تر اینکه باز هم صحبت از طرح‌های انتقال آب خلیج‌فارس و خزر به مرکز ایران و دریاچه ارومیه است که اگر با هر معیار عقلی هم سنجیده شود، قابل توجیه نیست.
اینها نمونه‌های بسیار کوچکی از اشتباهات ما تحصیل‌کرده‌هاست. غرور و عدم پذیرش خطا، پزشک و غیرپزشک ندارد.
‌ای کاش به‌جای این همه دروس عمومی در دانشگاه‌ها که اغلب هیچ‌کدام از آنها در خاطر فارغ‌التحصیلان نمی‌ماند، دروسی در دانشگاه ارائه می‌شد که در آنها، حداقل چند سؤال ساده به بحث گذاشته می‌شد: چرا ما به دانشگاه می‌آییم؟ چرا ما تحقیق می‌کنیم؟ چرا ما در رشته‌ای که علاقه نداریم، ادامه تحصیل می‌دهیم و حتی تا مرحله دکترا و استادی همان رشته پیش می‌رویم؟ چرا ما با وجود پیشینه و بستر تاریخی و منابع عظیم، رشد لازم اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی در کشور نمی‌بینیم؟ چرا رانت‌خواری در بین ما یک پدیده کاملا نهادینه شده است؟
آیا بین افراد تحصیل‌کرده و غیرتحصیل‌کرده در رعایت حقوق همنوعان‌شان تفاوتی هست؟ چرا ما تحصیل‌کرده‌ها خلاف‌های خود را با سیاسیون مقایسه و توجیه می‌کنیم؟ چرا تقلب علمی در کشور ما بسیار وجود دارد؟ چرا تحصیل‌کرده‌ها از کشور خارج می‌شوند؟ چرا در و دیوار دانشگاه مادر ما پر از آگهی‌های نوشتن پایان‌نامه و مقاله «آی‌اس‌آی» است؟ چرا برخی چهره‌های سیاسی و اعضای کابینه ما متهم به جعل مدرک، تقلب علمی و فساد شدند و اتفاقا بعضی از آنها سال‌ها در دانشگاه با مدارک و مقالات تقلبی (حتی در رشته حقوق!) مدرس و استاد بوده و هستند؟
چه کسی باید این انحرافات را نشان دهد؟ آیا کسی جز هنرمند است؟ آیا کسی جز نویسنده است؟ اگر «مهران مدیری» نتواند پزشکان و دیگر تحصیل‌کرده‌ها را نقد کند چگونه جرئت می‌کند سراغ گردن‌کلفت‌های اقتصادی برود؟ فراموش نکنیم که اتفاقا بیشتر این عاملان فساد اقتصادی، سر کلاس‌های ما درس خوانده‌اند و آنهایی هم که دانشگاه نیامده‌اند، اغلب ١٢ سال در اختیار همکاران ما در آموزش‌و‌پرورش بوده‌اند.

حسین آخانی- استاد دانشگاه تهران
روزنامه شرق
گفتاورد نام
میترا میرمحمدی | Mirmohamadi, 28/04/2015 11:41:05 pm
سریال در حاشیه و جای خالی انجمن‌های صنفی

در ارتباط با سریال «در حاشیه» که پخش آن سبب واکنش‌هائی در جامعه پزشکی گردید و تاکنون ادامه دارد، باید به چند نکته توجه داشت: در این اواخر، با مطرح شدن برخی ناهنجاری‌ها در رابطه مالی بین برخی از پزشکان با بیماران می‌شد انتظار چنین سوژه‌هایی را داشت.

این سریال که به نظر می‌رسد عجولانه تهیه شده است با ساخت و شخصیت پردازی ضعیف خود به تنهایی نمی توانست تأثیر گذار باشد و ذهنیتی جدید در افراد ایجاد کند.

بدون شک میزان تأثیرگذاری این سریال مستقیماً در ارتباط با پیش ذهنیتی منفی بود که از قبل در جامعه ایجاد شده و هیاهویی بود که پیرامون این سریال برای جذب مخاطب برانگیخته شد که متاسفانه برخی واکنش‌های منفی از سوی جامعه پزشکی به عنوان مکمل این سناریو عمل کرد.

سریال را می‌توان از جنبه‌های گوناگون بررسی کرد ولی در این‌جا من از منظری معین به آن اشاره می‌کنم. در نخستین قسمت‌های این سریال، در مورد شکایت بیمارِ دچار عوارض پس از عمل، تمام مراحل قانونی پس از بررسی پرونده و مراحل دادسرا و دادگاه و صدور حکم دور زده می‌شود و بدون بررسی کارشناسانه پزشکی به یک‌باره دستبند به دست پزشک جراح زده می‌شود، در مطب او پلمب و پروانه مطب او پاره می‌شود.

در منظر بیننده ای که اطلاعی از روند حقوقی بررسی شکایت (یا دادخواهی) بیمار از پزشک ندارد این‌طور تداعی می‌شود که در چنین شرایطی می‌توان به مراجع قضائی شکایت برد و بلافاصله نتیجه گرفت (بدون بررسی و کارشناسی). این قضیه در مثبت‌ترین برداشت می‌تواند نمایش ناآگاهی و شناخت ضعیف سازندگان این سریال باشد. ولی چرا پخش کنندگان این مجموعه از پر مخاطب‌ترین رسانۀ ملی که قاعدتاً انتظار می‌رود حقوقدانانی را در مجموعه خود داشته باشند، این بخش‌های سر در گم کننده شهروندان را بازبینی حقوقی نکرده اند؟

در مواجهه با چنین صحنه‌هائی که به حقوق پزشکان تعدی می‌شود و به اعتماد و احترام بیمار به پزشک آسیب می‌رساند، می‌توان با استفاده از راهکارهای قانونی عمل کرد و مانع تکرار آن شد وگرنه به راه انداختن سر و صدا و اعتراض و مصون قلمداد کردن خود از نقد اجتماعی، عملی جز تبدیل شدن به بخش مکمل هیاهو پیرامون چنین سریال‌هائی و بالا بردن فروش و بیننده آن نخواهد داشت و این تصور را ایجاد خواهد کرد که لابد جامعه پزشکی خود را مدافع شخصیت‌های منفی این مجموعه می‌داند یا با قائل شدن تقدس برای خویش، همه ناهنجاری‌ها را نفی می‌کند و خود را بری از انتقاد می‌بیند! این برخورد آشکارا ما را در عصر ارتباطات اجتماعی گسترده، در منظر عموم، در موضع ضعف قرار می‌دهد.

برای حل چالش‌های اصلی صنفی و دفاع از شأن و حیثیت حرفه، برای تعیین تعرفه‌های واقعی، مالیات و بیمه و دیگر مشکلات مبتلابه دیگری که جامعۀ پزشکی درگیر آن است، بیش از همه و صاحب نظرتر از همه خود پزشکان هستند که با استفاده از حق قانونی پیگیری این مطالبات از طریق انجمن‌های صنفی خود می‌توانند کاراترین راه را برای حصول به نتیجه در پیش گیرند. به عنوان عضوی از جامعه پزشکی از همه همکاران تقاضا می‌کنم برای پیگیری و دفاع از منافع قانونی حرفه ای، انجمن‌های صنفی شاخه خود را فعال نمایند.

دکتر میترا میرمحمدی

بازرس انجمن علمی و صنفی دندان‌پزشکی ایران
گفتاورد نام
دکتر آیرج کی پور | Keipour, 11/05/2015 12:18:33 pm
سفرِ زبان، از کام تا دندان، در دهانِ فرو بسته

نارسائی‌ها و بالاتر از آن کژ روی‌های غیر اخلاقی در میان سازمان‌های مردم نهاد دندان‌پزشکان ایران راه یافته است. من نمونه‌هائی از آن را پیش از این برای همکاران علاقه‌مند گزارش کرده ام و بیش از آن در یادداشت‌هایم دارم.
چندی پیش گروهی کوچک اراده گرایانه ابتدا مجمعی را که بازرس قانونی انجمن علمی‌دندان‌پزشکی ایران برای مشورت و سودبری از خرد جمعی برگزار کرده بود به هم ریخت و پس از آن، هیئت مدیره انجمن علمی‌دندان‌پزشکی ایران در مجمعی غیر اساس نامه ای (غیر قانونی) بازرس انجمن را که خواهان حساب‌رسی و شفاف کردن فعالیت مالی به ویژه تجاری در انجمن علمی غیر انتفاعی شده بود، به کمک تعدادی کم شمار عزل کرد. (گزارش آن را پیش از این منتشر کرده ام)
آیا اگر فردا نویسنده ای داستان یا نمایش‌نامه ای از این مجمع نوشت یا کارگردانی فیلمی‌ساخت، باید علیه وی «وامصیبتا» راه انداخت و با جمع آوری امضاء، گروه‌های فشار تشکیل داد؟ یا این که باید چشم را در برابر واقعیت نبست و راه‌های بروز آسیب به پیکره جامعه را جست و جو کرد و به درمان خلل و پیش گیری از بروز آن پرداخت؟
جامعه پزشکی بیش از دیگر قشرهای اجتماعی می‌بایست نسبت به « بیماری» خود حساس باشد.
خودشیفتگی و منم‌زدن‌های بی محتوا، ما را به جایی نمی‌رساند!
نه روز پشت در می‌ماند و نه شب. امروز باید مسئولانه به راه پیش رو اندیشید و عمل کرد. از هنرمندان و قلم به‌دستان بخواهیم نارسائی‌های پزشکی را به نقد بکشند. اگر شوخ از تن باز نشود، خستگی بر جان می‌نشیند.


برای ملاحظه مشروح این مطلب می‌توانید اینجا کلیک کنید

گفتاورد نام
صادق زیبا کلام, 28/05/2015 02:38:41 pm
با كمال تاسف بايد گفت جامعه ما نقدناپذير است چرا كه اين الگوي رفتاري را از مسوولان خود فراگرفته است. با اندكي دقت متوجه خواهيد شد كه مسوولان ما جزو نقدناپذيرترين افراد هستند. اغلب مسوولان ما اگر مورد انتقاد قرار بگيرند يا كسي يا گروهي سخنان، سياست‌ها و تفكرات‌شان را نقد كند آن را نخواهند پذيرفت و با آوردن عذر و بهانه سعي در مخدوش كردن نقد وارد شده دارند و حتي گاه پس از بيان كلامي كاملا اشتباه، وقتي بازخورد رفتار خود را مي‌بينند ادعا مي‌كنند كه مقصود آنها از سوي مطبوعات، سايت‌ها يا خبرگزاري‌ها تحريف شده است. به طور مثال يكي از ائمه جمعه در يكي از شهرهاي بزرگ و پرجمعيت عبارتي را به كار برد كه توهين به يكي از اقوام به حساب مي‌آمد و وقتي از سوي جامعه مورد انتقاد قرار گرفت كه شما نبايد راوي چنين سخناني باشيد گفت رسانه‌ها حرف‌هاي مرا تحريف كرده‌اند، مقصود من پادشاه عربستان بوده است. در حالي كه حتي اگر منظور ايشان پادشاه عربستان هم بوده باشد به كار بردن چنين الفاظي شايسته نيست. صرف داشتن اختلاف‌نظر سياسي، دليلي براي توهين كردن به رهبران ساير كشورها نخواهد بود. اين كمترين مصداق براي نقدناپذيري است. در واقع مشكل اينجاست كه در جامعه ما رهبران سياسي، حزبي، دولتي و... هيچ كدام نقد را نمي‌پذيرند، بنابراين جامعه در چنين زمينه‌هايي از چه كساني بايد الگو بگيرد؟ طبيعي است، جامعه از مسوولان خود الگو مي‌گيرد و متناسب با آن نسبت به وقايع پيرامون خود واكنش نشان مي‌دهد. غرض اين نيست كه بگوييم نقدناپذيري جزو فرهنگ جامعه ايراني است اما مي‌توان گفت كه يك روش اجتماعي شده است. من معتقدم اين روش اجتماعي يا نقدناپذيري از آغاز در خون و ژن ايرانيان وجود نداشته بلكه به طور مستقيم برآمده از عملكرد مسوولان و رهبران اجتماعي است. گروه‌هاي اجتماعي نيز از اين قاعده در نقدناپذيري مستثني نيستند. آنها نيز پيوسته الگوهاي خود را از مسوولان مراتب بالاتر مي‌گيرند. به طور مثال پزشكان ما نيز در جامعه ايراني زندگي مي‌كنند؛ جامعه‌اي كه مسوولان آن نقدپذير نيستند. اگر در سريال «در حاشيه» كه توسط آقاي مديري ساخته شده است به جاي پزشكان و وكلا، دانشگاهيان يا رانندگان يا هر حرفه ديگري نقد مي‌شدند، در اصل ماجرا تفاوتي ايجاد نمي‌شد. در آن صورت شكي وجود ندارد كه به طور مثال شركت واحد شكايت مي‌كرد كه به ما توهين شده است؛ مشابه حرف‌هايي كه امروز سازمان نظام پزشكي عنوان مي‌كند. در حالي كه بسياري از مسائلي كه در اين سريال مطرح شده درست است و مردم با آن همراهي مي‌كنند. مردم ما مشابه اين تجربيات را وقتي به بيمارستان‌ها و مراكز درماني مراجعه كرده‌اند پيدا كرده‌اند و در واقع بارها با چنين رفتارهايي از سوي پزشكان مواجه شده‌اند اما مورد نقد و بررسي قرار گرفتن از سوي جامعه، براي افراد و مسوولان در كشورهاي توسعه يافته امري پذيرفته شده است. مثالي ساده مي‌زنم؛ همه ما ايراني‌ها بارها و بارها روي صفحه تلويزيون ديده‌ايم كه در امريكا مردم با تجمع جلوي كاخ سفيد به دخالت‌هاي نظامي اوباما يا جرج بوش در خاورميانه اعتراض كرده‌اند يعني در حالي كه سربازهاي امريكايي در عراق كشته مي‌شدند عده‌اي عليه حضور سربازان امريكايي در عراق راهپيمايي كرده‌اند. اين نشان‌دهنده وجود ظرفيت بالاي نقدپذيري در اين جوامع است در حالي كه در جوامع در حال توسعه مثل جامعه ما چنين ظرفيتي هنوز به وجود نيامده است. براي نقد تقسيم‌بندي‌هايي در نظر مي‌گيرند اما بايد گفت چيزي به نام نقد منصفانه و نقد غيرمنصفانه يا نقد واقع‌بينانه و نقد مغرضانه وجود ندارد. نقد، نقد است اما ابتدا بايد اجازه ظهور بيابد و بعد كسي كه مورد نقد قرار گرفته درمورد اينكه نقد منصفانه بوده يا خير قضاوت كند. درباره اين موضوع افراد، مطبوعات و جامعه بايد قضاوت كرده و نظرشان را بگويند. اول بايد فرصت نقد كردن را به افراد داد، پس از آن جامعه است كه مي‌گويد نقد او منصفانه بوده يا غيرمنصفانه. در حقيقت مسوولان ما همه نقدها را غيرمنصفانه تلقي مي‌كنند چراكه نمي‌خواهند پاسخگوي آنها باشند اما در جوامع پيشرفته هرگز لفظ نقد غيرمنصفانه يا انتقاد غيرسازنده را به كار نمي‌برند و نقد را به انواع آن تقسيم‌بندي نمي‌كنند، در واقع اين مرزبندي مختص جوامع در حال توسعه از جمله جامعه ما است.

گفتاورد نام
بهار نیوز, 27/07/2015 03:13:12 pm
نماینده اردبيل در مجلس: در ماجرای قتل دکتر پیرزاده، صدا و سیما مقصر است



گروه جامعه: جامعه پزشکی اردبیل عزادار مرگ یک پزشک فوق تخصص خون و انکولوژی است و پزشکان اين استان قرار گذاشته‌اند روپوش‌سفید را کنار بگذارند و امروز شنبه همگی با لباس‌مشکی سرکار حاضر شوند. آنها امروز مطب‌های خود را تعطیل کرده‌اند تا با خانواده دکتر «اصغر پیرزاده» هم‎دردی کنند.نماینده اردبيل در مجلس: در ماجرای قتل دکتر پیرزاده، صدا و سیما مقصر است. درباره علت مرگ او شایعه های بسیاری منتشر شده است. در مهم ترین اظهارنظر رسمی، دادستان اردبیل گفته است قاتل ۲۳ ساله و دانشجو بوده و رابطه ای دوستانه با مقتول داشته است. دوستان دکتر اصغر زاده حالت عادی ندارند؛ پای تلفن گریه می‌کنند و به هق هق می‌افتند. یکی از آن ها می‌گوید: «ما وقتی خودمان امنیت جانی نداشته باشیم، چه طور می‌توانیم جان بیماران را نجات دهیم.» دکتر «عابد فتاح»، نماینده ارومیه و عضو کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هم حال عادی ندارد و درطول مصاحبه بارها بغض می‌کند و صدایش می‌لرزد. عابد فتاح چشم پزشک است و پیش تر به عنوان ناظر شورای عالی سازمان نظام پزشکی فعالیت کرده است. او می‌گوید: «جامعه پزشکی را تاکنون این‌قدر متاثر ندیده بودم. اما با توجه به رویه صداوسیما و توهین‌هایی که از طرف مطبوعات جامعه پزشکی را نشانه گرفته، احتمال این ‌که شاهد مسایل بیش تری از این قبیل باشیم، وجود دارد.» هنوز از انگیزه قاتلی که دکتر پیرزاده را به قتل رسانده، خبری در دست نیست اما فتاحی می‌گوید: «انگیزه هر چه بوده، شوک و وحشت بزرگی به جامعه پزشکی وارد کرده است.»بعد از این اتفاق، پزشکان زیادی با این نماینده مجلس تماس گرفته‌اند. او می گوید: «بیش از 20 پزشک بعد از این جریان با من تماس گرفتند کهحال و وضعیت روحی مناسبی نداشتند. همه آن ها هم با قدرت گفتند دیگر انگیزه‌ای برای درمان بیمارانی که ریسک بالا دارند و دچار بیماری حاد هستند، ندارند. آن ها به راحتی گفتند که از این پس به جای این‌که به بیماران با ریسک بالا بیش تر توجه کنند، از آن‌ها دوری می‌کنند. می‌دانید از دست رفتن این انگیزه یعنی چه؟ این یک فاجعه بزرگ بر بدنه جامعه پزشکی و برای بیماران جامعه است؛ یعنی فرار پزشکان از درمان بیماری‌های سخت.»فتاح رشته خودش را مثال می‌زند و می‌گوید: «من جراح چشم هستم و در طول سال هزار نفر را جراحی می‌کنم. اگر از این تعداد ۵۰ نفر که بیماری‌ آن ها شدید است و جراحی روی چشم‌شان جواب نمی‌دهد، نابینا شوند و بخواهند چشم من را کور کنند، من دیگر نمی‌توانم طبابت کنم.» او در جواب این‌که چرا بین مردم و جامعه پزشکی اختلاف ایجاد شده است، بدون معطلی می‌گوید: «صداوسیما خیلی به این مساله دامن زده است.»اشاره وی به سریال «در حاشیه»، ساخته «مهران مدیری» است که به دلیل اعتراض پزشکان، پخش آن متوقف شد: «در یک سریال مسخره، جامعه پزشکی را به عنوان یک جامعه تاجر که از درد مردم فقط پول می‌سازد، معرفی کردند و طبیعی است که مردم هم تحت تاثیر قرار می‌گیرند.» این نماینده مجلس معتقد است که حتی شهرداری‌ها هم تحت تاثیر حرف هایی که در رابطه با دستمزد زیاد پزشکان و تجارت در پزشکی عنوان شد، قرار گرفتند: «امام فرموده بودند که طبابت شغل مقدسی استو تجارت نیست وخدمت است و هر پزشکی در منطقه مسکونی خودش هم می‌تواند طبابت کند؛ البته به شکلی که مزاحم دیگران نباشد اما اخیرا این فرمان حضرت امام هم توسط شهرداری‌ها زیر پا گذاشته شده و می‌گویند طبابت شغل تجاری است و پزشکان باید محل طبابت خود را حتما تجاری کنند.»دکتر فتاح معتقد است بعد از ارایه «طرح تحول سلامت»، حملاتي علیه جامعه پزشکی آغاز شده که هدف آن ها ایجاد نفاق بین مردم و جامعه پزشکی است. او با اشاره به مساله زیرمیزی گرفتن برخی پزشکان که بارها در رسانه‌ها عنوان شد، می‌گوید: «در هر شغلی عده‌ای هستند که خلاف قوانین عمل می‌کنند اما تعمیم آن به همه افراد یک صنف، ناعادلانه و نادرست است. رسانه‌ها از درآمد بالای پزشکان صحبت کردند. چند بار این موضوع را توضیح دادم که وقتی یک آرایش‎گر موی ما را اصلاحمی‌کند، اگر کم تر از 15 هزار تومان دریافت کند، طوری به ما نگاه می‌کند که یعنی دفعه بعدی این‌جا نیایید. حتی نصاب ماهواره برای تنظیم کانال‌های ماهواره 70، 80 هزارتومان
دریافت می‌کند. یک کارگر لوله کش هم برای نصب یک لوله 50 هزارتومان اجرت می‌گیرد. حالا یک پزشک که فقط هفت تا 15 سال در دانشگاه درس می‌خواند و در سن 40سالگی تازه شغلش را آغاز می‌کند، باید چه قدر درآمد داشته باشد؟ کسانی که تعمیرکار ماشین هستند یا لوله‌کش، نصاب ماهواره یا مهندس و حسابدار، کارشان را از بین 18 تا 22سالگی شروع می‌کنند و درآمد دارند.» کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار است روز یک شنبه این مساله را مورد بررسی قرار دهد. دكتر فتاح در اين باره مي گويد: «متاسفانه بعضی از همکاران پزشک ما در کمیسیون-البته نمی‌خواهم از واژه ضد پزشک استفاده کنم- درباره جامعه پزشکی گارد دارند و وقتی از این جامعه دفاع می‌کنیم، فکر می‌کنند طرف مردم را زمین گذاشته‌ایم. اصلا این‌طور نیست و ما هم نمی‌خواهیم خدایی ناکرده این گونه باشد اما معتقدیم که همه باید رفتار درستی داشته باشند؛ هم بیمار واطرافیانش، هم پزشکان و پرستاران و هم کادر درمانی.» «رحمانی فضلی»، وزیر کشور هم در صفحه اینستاگرام خود به این موضوع واکنش نشان داده و خواستار تشکیل جلسه شورای تامین استان شده است.

بهار نیوز- ۳ مرداد ۱۳۹۴
گفتاورد نام
دکتری دردمند, 31/07/2015 09:33:44 pm
هردم از این باغ بری می رسد! چرا جامعه ما دچار این از هم گسیختگی، بدگویی، بدبینی و خلا ارتباط اجتماعی مطلوب شده است؟ فکر کرده ایم؟! چه کسانی و چه دستگاه هایی در این امر دخیل و موثر هستند؟ چرا پیش از این چنین نبودیم و چرا هیچ کشوری و امتی در حال حاضر نیز چنین نیست که ما هستیم؟ ما که مدعی داشتن حرف آخر هستیم ... این خبر را بخوانیم:

دکتر فروغ رزمجویی، جراح عمومی در شهرستان نورآباد ممسنی استان فارس مشغول به کار بود که توسط یک مقام قضایی در همان محل بیمارستان بازداشت شد. آن‌طور که وب‌سایت سلامت‌نیوز نوشته اتهام منجر به بازداشت عصر روز یک‌شنبه این پزشک، توهین به مامور دولت بوده است.
دستگیری او پس از آن اتفاق افتاد که مجروحی که از ناحیه سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود به بیمارستان منتقل ‌شد. او اقدامات درمانی را انجام داده و در ایستگاه پرستاری مشغول نوشتن پرونده بیمار می‌شود که بازپرس پرونده وارد اورژانس می شود و می‌گوید بیمار بدحال است و جراح باید بالای سر بیمار باشد. پزشک به او اطمینان می‌دهد که اقدامات لازم انجام شده ولی بازپرس قانع نشده و عدم اجرای دستور بازپرس توسط جراح باعث می شود او دستور بازداشت دکتر رزمجویی را صادر و تنها جراح این شهرستان را به بازداشتگاه منتقل کنند.
آن‌طور که وب‌سایت‌های خبری نوشته‌اند این پزشک تا 12 شب در بازداشت بوده و پس از آن به شرط مراجعه در روز بعد آزاد ‌شده است. پس از بازداشت او جمعی از پزشکان و پرسنل بیمارستان نورآباد ممسنی برای ساعاتی دست از کار می کشند. همچنین کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز نیز جلوی دستگاه قضایی استان فارس تجمع می کنند و خواستار پایان این نوع برخوردها می شوند.
وزیربهداشت هم در گفت‌وگوی تلفنی با رییس قوه قضاییه خواهان برخورد جدی با خاطیان این اقدام شد و نامه‌ای را نیز در این خصوص خطاب به رییس قوه قضاییه ارسال کرد. او در حساب اینستاگرام خود هم از پیگیری این موضوع و قول مساعد دستگاه قضایی خبر داد.
حسن هاشمی از این انتقاد کرده که چرا دکتر رزمجویی در شرایطی بازداشت شده که "چندین بیمار بدحال دیگر به حضور پزشک بسیار نیازمند بودند". او همچنین عنوان کرده که "شرایط دستگیری پزشک با دستبند آثار بسیار بد و نامطلوبی در محیط بیمارستان و دیگر مراکز درمانی کشور به جا گذاشته است".
وزیر بهداشت ضمن تشکر از این پزشک بازداشت شده عنوان کرده که به او و سایر پزشکانی که در انجام وظیفه خود ذره‌ای کوتاهی نمی کنند افتخار می‌کند.
از سوی دیگر رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز نیز انتقاد کرده است: "حتی اگر نیاز به حضور پزشک، جراح یا هر مسوول بیمارستانی در حضور مرجع قضایی هم باشد می‌توان از طریق فراخوان در موعدی بهتر این کار صورت پذیرد."
او تاکید کرده که "با پیگیری قضایی، افراد خاطی در این جریان شناسایی و مجازات می شوند و ما اجازه نمی دهیم حرمت پزشک در هیچ شرایطی مخدوش شود."
سخنگوی نیروی انتظامی نیز مدعی است که آزادی پزشک دستگیر شده با "وساطت" فرمانده نیروی انتظامی استان فارس حاصل شده و "هیچ سرباز یا ماموری از نیروی انتظامی" در بازداشت دخالتی نداشته است. سردار منتظرالمهدی از عنوان "حادثه ناگوار" برای این دستگیری استفاده کرده است.
اما فیلمی از اظهارات فروغ رزمجویی پس از آزادی در شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار شده که در آن عنوان می‌کند توسط یک مامور زن کتک خورده است. او در این فیلم می‌گوید که مادرش به همراه فرزند خردسال او به دیدنش آمده بودند و وقتی می‌خواستند بروند، فرزندش او را بغل کرده و از مادر جدا نمی‌شده است. او ادامه می‌دهد: " آمدند بچه را بکشند ببرند. من محکم گرفتمش. بعد، آن خانم [احتمالا مامور نیروی انتظامی] افتاد روی سر من و بچه. بچه را می‌کشید و میزد تو سر من. بعد مادرم آمد از من دفاع کند و آن خانم را کشید عقب. مادرم را هم زدند. دو سه تا سیلی هم زد توی صورت من."

روایت سخنگوی قوه قضاییه
پس از این اتفاقات و واکنش‌ها، اما سخنگوی قوه قضاییه در این زمینه اظهارنظر کرده و از جمله موضعگیری وزیر بهداشت را زیر سوال برده است. او مدعی شده که درباره این حادثه اطلاع‌رسانی غیردقیق و غلط صورت گرفته و این احتمال را هم داده که پزشک مقصر وقوع این حادثه باشد!
غلامحسین محسنی اژه‌ای معاون اول و سخنگوی قوه قضاییه به خبرنگار صدا و سیما گفته است: "درخصوص اتفاقاتی مانند حادثه بیمارستان ممسنی باید تأکید کنم که اگر اطلاعات نادرست و شتاب‌زده به مردم داده شود، خیلی وقت‌ها نه تنها به حقوق فرد و حمایت از او کمک نشده بلکه گاهی وقت‌ها موجب تضییع حق همان فرد یا آن قشر و یا عده‌ای از مردم می‌شود. نکته دوم اینکه اگر قبل از اینکه واقعه‌ای رسیدگی شود اظهارنظر و قضاوت کنیم ممکن است بعدها خودمان شرمنده ‌شویم که چرا به این سرعت قضاوت کردیم و اگر این اظهارنظر و قضاوت‌ها از ناحیه افراد مسوول و یا افرادی باشد که مردم آنها را می‌شناسند بعداً موجب شرمندگی آنها هم خواهد شد."
او ماجرای به وقوع پیوسته در بیمارستان را این گونه روایت کرده است: "در چهارم مرداد در ممسنی استان فارس مردی به قتل رسیده و همسر آن مرد هم با ضربات چاقو به شدت مجروح و زخمی شده بود؛ این خانم مجروح را به بیمارستان منتقل کردند و به طور طبیعی و طبق روال عادی مأمورین انتظامی و بازپرس پرونده وارد عمل می‌شوند؛ به سراغ آن خانم مجروح می‌روند که ببینند قضیه چه بوده است؟ بر اساس گزارش رییس کل محترم دادگستری استان فارس به بازپرس و ماموران انتظامی اعلام می‌شود که ایشان الان در وضعیت مناسبی نیست و تنفس خوبی ندارد لذا قادر به پاسخگویی نیست طبعاً از او سؤالی نمی‌شود. سپس به نزد پزشک معالج می‌روند که از ایشان سؤالاتی کنند؛ در این بین طبق آنچه مشخص شده صحبت‌هایی بین بازپرس پرونده و افسر نیروی انتظامی که در آنجا حضور داشته با آن پزشک معالج رد و بدل می‌شود اما اینکه آن صحبت‌ها دقیقاً چه چیزی بوده در حال بررسی است. اظهار شده که آن خانم مطالبی می‌گوید که اگر این مطالب به اثبات برسد، حتماً صحیح نبوده و قابل پیگیری است؛ البته اینجانب در حال حاضر قضاوتی ندارم."
محسنی اژه‌ای استفاده از لفظ "بازداشت" را هم نادرست خوانده و توضیح داده است: "این خبر صحت ندارد و از منظر حقوقی بازداشت زمانی است که کسی متهم بشود، تفهیم اتهامی صورت گیرد و قراربازداشت برای او صادر بشود در حالیکه در این جریان ایشان بازداشت نشده، بلکه توسط مأمورین زن به کلانتری برده می‌شود که البته ما هم تصدیق می‌کنیم که کار صحیحی نبوده است و باید مشخص شود که چه مسائلی بین آن مأمورین و آن خانم رد و بدل شده و آیا استنکافی صورت گرفته یا خیر؟ البته اجمالاً گفته شده که وقتی استنکاف از سوی آن خانم صورت گرفته به ایشان دستبند می‌زنند."
این مقام ارشد قضایی همچنین روایت طرح شده در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر شلاق زدن به صورت این پزشک زن را تکذیب کرده است: "همه ما موظف هستیم که به همه اقشار جامعه بخصوص اقشار زحمت کش از جمله پزشکان محترم که شب و روز زحمت می‌کشند احترام بگذاریم و شئونات آنها را رعایت کنیم، البته خود آنها هم باید شئونات را رعایت کنند، همانطور که شئونات پزشکان محترم باید رعایت شود توهین به قاضی و مأمور حین انجام وظیفه هم جرم و خلاف است، در این قضیه از سوی پزشک مسئولی نقل قولی شده که امیدواریم البته درست نباشد، و آن مطلب این بود که قاضی در همان محل بیمارستان دستور شلاق زدن داده است؛ طبیعی است که این یک نقل قول خلاف روشن و بیّن است و من نمی‌دانم این آقا از کجا این مطلب را گفته است که درست باشد که جمله منتسب به ایشان است، طبیعی است که باید جوابگو باشد."
سخنگوی دستگاه قضایی از موضعگیری وزیر بهداشت هم بدون اشاره مستقیم به نام او، ابراز تاسف کرده و گفته که "یک مسوول محترم دیگری نوشته است که با این اقدام به جامعه پزشکی بی‌احترامی شده است در حالیکه قطعاً اینطور نیست و حادثه‌ای بوده که بررسی خواهد شد و اگر قاضی و یا مأمور و یا آن پزشک خاطی باشند اینها رسیدگی می‌شود و هر کدامشان مرتکب جرمی شده‌اند به آن رسیدگی می‌شود."
گفتاورد نام
سعید برآبادی, 01/09/2015 06:00:46 pm
خيلي با دكترها رفيق هستيم
اولين مصاحبه «اميرمهدي ژوله» پس از حاشيه هاي سريال «در حاشيه»

نويسنده: سعيد برآبادي

ورودي هر مصاحبه اي بايد توضيح واضحاتي باشد در مورد شخص مصاحبه شونده يا سوژه گفت وگو. اما در اين مصاحبه شرايط کمي متفاوت است؛ تقريبا تمام مخاطبان سريال هاي مهران مديري، اميرمهدي ژوله را مي شناسند و مي دانند که او قرار است پس از سکوت طولاني عوامل سريال متوقف شده «در حاشيه» از چه چيزي در اين گفت وگو سخن بگويد. منتها ورودي اين گفت وگو سويه اي ديگر دارد و مروري تاريخي است به آنچه که بهانه چنين گفت وگويي شده است. سريال «در حاشيه» يکي ديگر از توليدات ٩٠ قسمتي مديري بود که از نوروز ٩٤ پخش آن در شبکه سه آغاز شد اما اين متفاوت با آن چيزي بود که مخاطبان مي دانستند قرار است در سريالي به نام «دکتر» يا «اتاق عمل» ببينند. جدا از ماجراي تغيير اسم، جرح و تعديل فيلمنامه، تغيير بعضي از قسمت ها و... درنهايت «در حاشيه» به حاشيه رفت و پزشکان در واکنش هاي مختلف خواستار عدم پخش آن از تلويزيون و ناتمام ماندن اين سريال شدند و حالااميرمهدي ژوله که سرپرست تيم نويسندگان اين سريال بود در اولين گفت وگو پس از آن کشمکش ها به «شرق» مي گويد که ماجرا چه بوده و چطور پايان گرفته است.

ايده اوليه سريال، نقد شغل و جايگاه پزشکان در جامعه بود يا مثل ديگر فعاليت هاي شما و مديري، رويکرد نقد عمومي داشت؟
مي دانيد نه طنز بد است، نه نقدکردن. آن چيزي که تعميم داده مي شود نگران کننده است. وقتي يک صفت بد در قالب جوک ها به يک جامعه شغلي، يک جامعه قومي و حتي يک جامعه جنسي تعميم پيدا مي کند، مشکل ايجاد مي شود. اگر شما در يک سريال، يک قاضي بد، يک دکتر بد، يک وکيل يا پليس بد را نشان بدهيد، توهين به کليت آن جامعه حرفه اي نکرده ايد، بلکه صرفا دنبال نشان دادن مشکل بوده ايد اما وقتي يک طنز، سمت و سوي تعميم دادن پيدا مي کند، مي شود يک طنز غيرعادلانه. ايده اصلي ساخت «در حاشيه» اين بود که خودمان را به خودمان نشان بدهيم اما تعميم صفت بد برخي از کاراکترهاي اين سريال به کليت جامعه پزشکي اتفاق افتاد. چون ما ايده نداشتيم، دنبال يک رويکرد عمومي در نقد جامعه پزشکي هم نبوديم، بلکه اين جامعه هدف ما بود که طنز ما را تعميم داد. اصولادر سريال هايي از جنس «در حاشيه» يا ديگر کمدي هاي ما (گروهي که با مهران مديري کار مي کنيم) جامعه اي فانتزي و فرضي ساخته مي شود که يک سري خصلت بد به بعضي از اعضاي اين جامعه مي دهيم تا بتوانيم با هجوکردنشان، آن رويکرد، آن صفت و خصلت بد را نقد کنيم. در «در حاشيه» اول از همه چيز ما يک قهرمان خوب داريم؛ دکتري حرفه اي که روبه روي تخلف ها مي ايستد، بعد يک بيمارستان خوب داريم که جلوي تخلف ها را مي گيرد، استاد همين دکتر هم پزشک وارسته اي است که مريض ها را در سخت ترين شرايط ويزيت مي کند و تازه تمام اين بستر روايي داستان با پيش فرض خيالي و فانتزي بودن روبه روي مخاطب قرار مي گيرد. قدم بعدي براي داشتن يک قصه پرکشش، کنار هم قرارگرفتن خوب ها و بدهاست. تازه دکترهاي بد، دکترهاي واقعي نيستند؛ مثلامهران غفوريان اصلامدرکش معادل نشده يا همين طور جواد رضويان و ديگران. «در حاشيه» قرار بود همين طور جلو برود و با نقد بدها، خوب ها را تشويق کند، بگويد جامعه آن قدر با مسئله سلامت درگير است که نقش پزشکان وارسته و متخصص در آن کتمان شدني نيست.

اما اتفاقا سريال دچار حاشيه شد و مسير ديگري را طي کرد، مسيري عکس آن چيزي که شما مي گوييد. به قول معروف چه شد که اين طور شد و «درحاشيه» دچار حاشيه شد؟
اگر چنين تصويري که من توصيف کردم و مخاطب اين سريال مي ديد را در نظر بگيريد، مشکل از آنجايي درست شد که اين تصوير را به واقعيت ربط دادند. جامعه هدف ما اين نوع واکنش را از خود نشان داد و طبعا اين مشکل، مشکل ما نبود. ما نمي خواستيم چيزي را تعميم بدهيم، از قهرمان و استاد و بيمارستان، همه چيز در تاييد وضعيت و کيفيت جامعه پزشکي کشور بود و جاي تعميم هم وجود نداشت. کاش همان موقع جامعه هدف ما اين کنار هم قرارگرفتن خوب و بد را مصادره به مطلوب مي کردند، نقص ها را مي پذيرفتند و با ما هم صدا مي شدند که کليت جامعه پزشکي کشور مطلوب است. اما اين اتفاق نيفتاد و ماجرا برعکس شد.

يعني معتقديد که همه اين نگراني ها و اعتراضاتي که از سوي پزشکان صورت گرفت به خاطر تعميم دادن شخصيت هاي بد قصه بود؟
ببينيد ما در شب هاي برره، در قهوه تلخ و در بسياري از سريال هاي قبلي، با کليت طرف بوديم؛ مثلاروستايي مي ساختيم به صورت ذهني که در آن همه خبيث بودند اما در «در حاشيه» تمام نشانه هاي بارز را گذاشته بوديم که تعميم صورت نگيرد که گرفت.

از آن طرف جامعه پزشکي معتقد است که «در حاشيه» حلقه اعتماد بين بيمار و پزشک را از بين برده، حلقه اي که باعث مي شود بيمار به پزشک اعتماد کند و روند درمان را در پيش بگيرد، نظر شما چيست؟
مسئله ما هم دقيقا همين است؛ اگر قرار باشد يک پليس بگويد با من شوخي نکنيد چون حافظ امنيت مردم هستم، يک وکيل بگويد با من شوخي نکنيد چون سعي مي کنم قانون برقرار شود و... آن طور ديگر نمي شود با هيچ قشري شوخي کرد. من فکر مي کنم تنها خط قرمز در اين حوزه، گروه هاي ضعيف هستند، نبايد براي شوخي به سراغ آنها رفت و نقدشان کرد چون راهي براي جواب گويي ندارند، آن قدر دچار مشکلات خودشان هستند که شايد حتي نقدي را که قرار است از طريق اين شوخي بهشان وارد شود نشنوند! اما واقعيت اين است که جامعه پزشکان جزء گروه هاي ضعيف جامعه ما محسوب نمي شوند؛ برخي هاشان بسيار بانفوذ هستند و توان دفاع از خودشان را دارند. پس سوال اينجاست که چرا چنين شوخي اي بايد برايشان برخورنده باشد؟

با اين حساب، چه عاملي باعث شد اين اتفاقات بيفتد؟ وقتي که مي گوييد سريال بهانه اي براي ناراحتي پزشکان نداشت، چرا شاهد چنين واکنش هايي بوديد و درنهايت سريال تغيير مسير داد؟
مشکلي که در مورد «درحاشيه» وجود داشت اين است که آن زمان فضاي جامعه پزشکي کشور به خاطر طرح تحول نظام سلامت ملتهب شده بود. براساس اين طرح، برخورد با پزشکان متخلف، تغيير در تعرفه ها و... در اولويت قرار گرفته بود و نظام پزشکي کشور در شرايط مناسبي نبود. دليل ديگري هم هست؛ اساسا بخشي از گروه ها در جامعه به خاطر موضع گيري هاي صداوسيما به اين رسانه بي اعتمادند و هرچه از آنتن آن پخش شود را ادامه سياست گذاري هايي مي بينند که تا به حال از طرف آن رسانه ديده اند. جامعه پزشکي کشور به خاطر گزارش هايي که اخيرا صداوسيما پخش کرده و در آن به مشکلات مردم در اين حوزه پرداخته، بدبين بود و فکر مي کرد، «در حاشيه» هم ادامه همان سياست هاست. حالااين موضوع در مورد وکلاهم به وجود آمده و آنها شاخک هايشان تيز شده است و فکر مي کنند مثلااگر در فلان سريال، نقدي به يک وکيل خاص مي شود، ادامه همان سياست هاي صداوسيما در برخورد با اين شغل است درحالي که واقعا اين طور نيست، يعني تيمي که درگير ساخت يک سريال است، نمي آيد سياست هاي ديکته شده از طرف صداوسيما بگيرد و براساس آن يک شغل و يک حرفه خاص را هدف قرار دهد. در مورد «در حاشيه»، در نهايت اين اتفاقات کنار هم قرار گرفتند و قرباني هم معلوم است... .

قرباني اصلي چه کسي يا چه چيزي بود؟ اعتماد ميان پزشک و بيمار يا ادامه ساخت سريال؟
به نظر من، قرباني اين نوع نگاه، «طنز» و هنرمنداني است که در اين مسير قدم مي گذارند. جدا از مشکلات، اين نکته را مي گويم که آستانه نقدپذيري ما خيلي پايين است. هرروز ده ها جوک را ردوبدل مي کنيم که پر است از اهانت هاي روشن و مستقيم به قوميت ها، جنسيت ها و اقليت ها اما وقتي در يک سريال، آن هم به طرزي که گفتم، به يک شغل اشاره مي شود، شاخک ها تيز مي شود و مقابل آن موضع مي گيرند. من فکر مي کنم طنزي که آن جوک ها و متلک هاي قوميتي، جنسيتي و... را در جامعه وارد مي کند، غلط تر و کثيف تر است اما وقتي در تلويزيون با شرايط خاصش با يک شغل شوخي مي شود، پايين بودن آستانه نقدپذيري همديگر را متوجه مي شويم. قرباني اصلي در اين پرونده هم، سريالي بود که تازه داشت آجر به آجر شکل مي گرفت و ساخته مي شد؛ سکانس هاي مختلفي پس از اين اعتراضات به آن تحميل شد که قطعا روي کيفيت آن تاثير گذاشته است، بعضي از قسمت ها بي سروته و درنهايت هم کار متوقف شد. اگر آن ظرفيت نقدپذيري در جامعه بود، پزشکان اجازه مي دادند سريال تمام شود و بعد نتيجه بگيرند، نه اينکه اعتراض خودشان را در همان قسمت هاي اول نشان بدهند بي آنکه ببينند قرار است از شرايطي که در سريال ساخته ايم چه نتيجه اي گرفته شود. آخر سر هم ضربه اين اعتراض را خود جامعه معترض خورد.

چطور؟
پزشکان بيانيه مي دادند، در رسانه ها يادداشت مي نوشتند، نامه هاي سرگشاده منتشر مي کردند، مردم هم مي آمدند و بعضا کامنت هاي توهين آميز مي گذاشتند و جواب مي دادند و پزشکان باز مجبور مي شدند به اين جواب ها جواب دهند؛ يعني وارد جنگ بي نتيجه اي شده بودند، چراکه سريال ديگر عملاپخش نمي شد.

حالاکه واقعا ماجراي سريال «در حاشيه» تمام شده، مي خواهم بدانم حضور در تيم سازنده اين سريال، روي رابطه شخصي شما با پزشکان چه تاثيري گذاشته؟ آيا واقعا اعتمادتان به پزشک معالجتان کم شده است؟
وقتي که مي گويم انديشه ساخت چنين سريالي، تعميم ندادن است چطور خودم مسئله را تعميم دهم؟ اتفاقا برعکس، ما در فاميل چند پزشک مجرب داريم، خودم به خاطر بيماري اي که درگيرش هستم، پزشک دارم. اصلاهم اين رابطه مخدوش نشده و فکر نمي کنم در مورد مردم جامعه هم چنين اتفاقي افتاده باشد. به نظرم، ماجرايي که در مورد «در حاشيه» پيش آمد، ناشي از يک سري اتفاقات ديگر بود. حتي مي شنيديم مي گفتند ما سريال را نگاه نکرده ايم اما منتقد بودند. اگر هر شغل و حرفه اي بخواهد دور شخصيت حرفه اي اش يک هاله قدسي بکشد و بگويد به اين محدوده نبايد وارد شد، پس تکليف طنز چه مي شود؟ از اين فراتر، تکليف آزادي بيان چه مي شود؟ اگر پزشکان اجازه مي دادند با شغل شان شوخي شود و به همين بهانه، خوب ها به چشم بيايند، شاهد اصلاح بيشتري در اين حرفه بوديم. حتي باب اين اصلاحات براي ديگر حرفه ها هم باز مي شد اما درعوض شاهد هجمه بوديم؛ هجمه به وزير بهداشت، هجمه به صداوسيما، هجمه به مهران مديري و گروهش. پس فرق بين جامعه پزشکي با مردم عادي چه مي شود که مي روند و به خاطر يک ديالوگ، يک سريال را تعطيل مي کنند؟ به نظرم، بايد اعتمادسازي صورت گيرد. يادم هست يک بار سر يک سريال، نماينده اي از کانون وکلاآمده بود و مي گفت چرا فقط با صنف ما شوخي مي کنيد و با ديگران شوخي نمي کنيد؟ خب، اين واقعي نيست، اگر صداوسيما اجازه دهد تلويزيون مي تواند با همه گروه ها شوخي کند نه اينکه يک سريال در مسير ساختش عقيم بماند. البته صداوسيما هم در اين وضعيت خيلي تصميم گير نيست، بيشتر تحت فشار است!

وقتي که متوجه مي شوند شما اميرمهدي ژوله هستيد درباره اين سريال چه واکنشي به شما نشان مي دهند؟ مخصوصا پزشکان؟
مي دانيد، همسر من در شرف بچه دارشدن است؛ طبعا پزشک زنان همسرم را ويزيت مي کند و بسيار بيشتر از آنچه که فکر مي کنيد با اين گروه از زحمت کشان جامعه در ارتباط هستم. همه تشکر مي کنند و خسته نباشيد مي گويند. حتي يادم است يک بار که در بيمارستان بودم، پرسنل بيمارستان يواشکي به من مي گفتند که «راست گفتيد». البته ما به دنبال اين نبوديم. خيلي ها هم که معترض سريال هستند، مي گويند نبايد در اين فضاي بي اعتمادي، چنين سريالي ساخته مي شد، بعضي ها هم دريافت شان از کمدي غلط است. حتي تک وتوک پزشکاني هم به من گفتند اينها همه درست، اما بدتر از اين هم مي تواند باشد، اما شما نمي دانيد ما چه مشکلاتي در برخورد با مردم داريم، يعني سريال براي بعضي از مردم دستاويزي شده براي توهين به پزشکان و اينها همه به خاطر نشناختن طنز و کمدي در جامعه است. ما يک بيمارستان فرضي ساخته بوديم، هيچ چيزي در آن قاب، واقعي نبود و کسي نبايد از آن براي توهين به ديگري استفاده مي کرد.

در بعضي از نقد ها گروه سازندگان «درحاشيه» را به اين متهم کردند که با بزرگ نمايي، به نوعي سعي کرده اند جامعه پزشکي را مورد حمله قرار دهند. نظر خودتان چيست؟
در کمدي، بزرگ نمايي وجود دارد و اين حق کمدي است. بايد فانتزي و اغراق داشته باشد چون اگر نداشتيم، بيمارستان در شکل واقعي آن صرفا جاي اندوهناکي است براي خانواده هايي که در انتظار بهبود بستگان شان هستند يا آنها که عزيزي را از دست داده اند. اين طور است که از ديدگاه کمدي، مي شود يکي را که به دنبال يک دستشويي وارد بيمارستاني شد ببريم اتاق عمل و مثانه اش را وارونه کنيم اما طبعا مخاطب اين تصوير مي داند دارد يک طنز مي بيند، دارد يک فانتزي مي بيند.

وقتي که انتقادها از «در حاشيه» اوج گرفت، واکنش شما و صداوسيما چه بود؟
ما که ساکت بوديم. سريالي که عقيم مانده بود را چطور مي شود مورد بحث قرار داد، من حتي نمي توانم درباره کيفيت اين سريال چيزي بگويم. اما دعوا ادامه داشت اگرچه در سطوح ديگري. مي دانيد، من وقتي مي خواهم به شاگردانم درباره طنز چيزي بياموزم، به آنها مي گويم نسبت دادن رذالتي به يک گروه، مشکل دارد و کار نادرست و غيراخلاقي اي است، اما اگر قرار باشد يک پليس بد، يک قاضي متخلف، يک آشپز مورد دار در يک کار طنز داشه باشيم که ديگر ايرادي ندارد، تعميم چنين صفتي به يک جامعه کار نادرستي است. کاش اين تفکيک در نظر مخاطبان هم قرار مي گرفت، در اين صورت، امروز درباره سريالي حرف مي زديم که پخش آن تمام شده و فرصت مناسبي بود براي نقد و بررسي و تجزيه و تحليل آن.


روزنامه شرق ، شماره 2386 به تاريخ 10/6/94، صفحه 12 (زاويه)
گفتاورد نام
مهدی, 17/12/2015 10:39:37 pm
متأسفم برای سازمان نظام پزشکی که از یک فیلم طنز، آنچنان ترس و واهمه ایجاد کرده است و با نامه‌ها و بخش نامه‌ها و لابی‌های گوناگون سعی در پخش نشدن آن دارند که نکند این فیلم برملا کند اسرار مگو را. سازمان نظام پزشکی درصد کمی از حساسیت‌هایش را برای انجام وظایف و تکالیف خودش خرج کند.

سازمان نظام پزشکی بهتر است برای حساس شدن بر سر سریالی طنز -که مخاطبان بهترین داور درستی‌ها و نادرستی‌های آن خواهند بود- چشمان خود را باز کند تا ببیند در مجموعه‌های تحت مدیریتش چه فاجعه‌هایی در حال رخ دادن است که نه در رسانه‌ای منتشر می‌شود و نه آن شخصی که چنین آسیبی به وی وارد شده، به جایی دسترسی دارد تا دردِ خود را فریاد زند.

موضوع از جایگاه کالایی بیمار نزد برخی پزشکان یا نگاه اقتصادی برخی پزشکان و بیمارستان‌ها به بیماران و به مردم فرا‌تر رفته است. موضوع این است که جایگاه و مکانی که مردم آن را به عنوان محل درمانِ دردهای خود یاد می‌کردند، در برخی شرایط و در برخی بخش‌ها مکانی شده است برای چند لایه کردنِ دردِ مردم و تحمیل دردهای بی‌درمان دیگری بر دردِ اولیه آن‌ها.

مکانی که برای درمان است و در همه آموزه‌ها و شعائر ما محترم و صاحب شأنی والا، اکنون در معدود مواردی تبدیل به مکانی شده است برای درمان درد‌ها با خاموشی یعنی با مرگ... آری، در بین هزاران انسان عالم و دانشمند که دست‌هاشان، اگر شفا ندهد، حرف‌هاشان مرهمی است بر غم‌های مراجعان، هستند معدود آدم‌های ناشایست و ناصالحی که لباس ارزشمند پزشکی را به غلط به تن کرده‌اند و خطا‌هایشان را خاک گورِ بیمارانشان می‌پوشاند و در این بین سازمان‌های مسئول، درگیرِ همه چیز هستند جز آنچه باید.

اگر این سخنان در نظرتان ناروا و نادرست می‌آید، لطفا مجوز ساخت مستند از درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها را صادر کنید تا ببینید مردم در تعدادی از این مکان‌ها چه مصیبت‌هایی متحمل می‌شوند...

متأسم برای سیستم پزشکی قانونی کشور که با قوانین و مقررات ناقص و روش‌های‌گاه جانبدارانه خود، فضا را آنچنان به نفع‌‌ همان انگشت شمار ناصالحانِ تجارت پیشه فراهم کرده است تا هرگز هیچ شکایتی و هیچ پیگیری‌ای نتواند به سرانجامی غیر از مطلوب آنان بیانجامد.

اشتباه در تشخیص یک پا درد ساده و در نتیجه تزریق نادرست به پدری زحمت کش، مرگ او را به فرزندانش سوغات می‌دهد.

بی‌دقتی در نمونه برداری‌ها برای آزمایش، بیمار را مجبور به تکرار چندین باره نمونه برداری و متحمل شدن دردهای بیشتر و هزینه‌های بیشتر و در ‌‌نهایت نقص عضوی غیرقابل جبران می‌کند.

بی‌توجهی به مراقبت‌های قبل از عمل و‌گاه انجام عمل‌های فله‌ای! سردخانه‌های برخی بیمارستان‌ها را آباد کرده است. چشم‌های فرزندانی که با بی‌دقتی برخی نابینا شده، دست‌های جوانانی که قطع شده و قلب‌های مادرانی که از کار ایستاده و پاهایی که همیشه فلج مانده‌اند...

مسئولان سازمان پزشکی قانونی! هیچ فکر کرده‌اید که چرا این همه مراجعه کننده و شاکی دارید؟ آیا همه این شاکیان اشتباه کرده‌اند؟ اگر چنین است فراخوان دهید تا پرونده برخی از آنانی که از بررسی‌های شما ناراضی اند–نه حتی همه-مجدداتوسط مقامات صالح قضایی بررسی شوندو نه توسط خودتان!

متأسفم برای دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم پزشکی که حتی یادش رفته مراجعانش چه کسانی هستند. مردمانی که به سببِ آن معدود ناشایست، ضربه خورده‌اند و عضو یا اعضایی از بدنشان را از دست داده‌اند و یا عضو و اعضایی از خانواده‌شان را و آمده‌اند در این ملجأ تا شاید حداقل هم زبانی پیدا کنند و کمی از دردشان کاسته شود. امااجرای عدالت که نه، درکِ دردِ تو که نه، هم دلی و هم زبانی با تو که نه،... گاهی آنچنان بازپرس با تو بد رفتار می‌کند که آه از سینه بر می‌آوری و بر بیچارگی خودت اشک می‌ریزی.

بر تو سخت‌تر می‌آید وقتی که به یقین می‌دانی پزشکان زبده و‌گاه بازرس و یا معتمد بیمارستان هم خطای آن معدود را محرز دانسته‌اند و تو را محق می‌دانند اما در کمال تعجب اینجا حق به کس دیگری داده می‌شود و اینجاست که تو دوباره اشک می‌ریزی و باز هم اشک می‌ریزی و...

هر که را باور این سخن‌ها سخت است چند روزی به دادسرای خیابان شهید مطهری تهران رفت و آمد کند و ببیند که چه داد و فریاد‌ها و چه درگیری‌هایی می‌شود و از مردم بپرسد که با چه امیدی به آنجا رفته‌اند و اکنون چه وضعی دارند....

متأسفم برای خودم و خودت و خودمان

خودمانی که ممکن است هر روز و در هر لحظه با یکی از همین معدود‌ها برخورد داشته باشیم و مال و جان خود یا عزیزانمان را به گفته‌ها و کردار‌هایش بسپاریم. صدمه ببینیم و باز شکایت کنیم، باز هم پرخاش شویم و باز هم نتیجه چیزی شود که آن‌ها را خوش آید و آن معدود‌ها باقی بمانند و در نبود قانون، در لباس مقدس پزشکی، به طبابتِ دروغین بپردازند و من و تو همچنان حیران و سرگردان در راهروهای قوانینِ دست و پا گیر باشیم.

اگر جزء گروهی باشیم که رسانه‌ای شجاع و مردمی به رسالتش عمل کند و دردِ ما را اظهار کند، شاید و صد البته شاید مختصر نتیجه‌ای حاصل شود (که بدیهی است آن نتیجه، برگشت عضو بدن یا عضو خانواده نخواهد بود، بلکه گامی در جهت اجرای عدالت باشد) وگر نه ما از آن هزارانی هستیم که نه رسانه‌ای داریم و نه زبان بیانی و نه دست انتقامی.

فقط یاد گرفته‌ایم کار را واگذار کنیم به آن قادر متعالِ جبار تا مگر مقدراتی بگرداند تا اگر عده‌ای انگشت شمار در درمان ما توانایی ندارند -و البته به این کار مدعی هستند- اسباب کشته شدن و مرگ ما را فراهم نکنند و بدین گونه آبرو و شأن پزشکان دانشمند و ارزنده کشور را خدشه دار نسازند.

و در پایان متأسم برای هر مقام مسئولی چه در وزارت بهداشت، چه در مجلس و چه در قوه قضائیه که این درد‌ها را می‌شنود و اقدامی در جهت رفعِ آن‌ها نمی‌کند...
 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...