مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 

کثرت و وحدت انجمن های دندان پزشکان ایران

گام بلند و مثبت باز سازي انجمن صنفی دندان پزشکان عمومی ايران( وزارت کشوري)
و جای خالی انجمن های صنفی دیگر

بحثی در باره‏ی «کثرت» و «وحدت» انجمن های دندان پزشکان ایران







دکتر آیرج کی پور
خود قلم باشد زبان اندر ميان انجمن
« ناصر خسرو »
در سطحِ رود ، آبی است گاه شفاف و گاه گل آلود،
در درون رود اما، غوغائیست ايست ناپذير.
حقيقت آن چيزي نيست كه مي بينيم.
واقعيت آن چيزي نيست كه مي پنداشتيم.

آرميده بر ساحل،
هر چند، چشم بر رود و گوش به موج سِپارد،
تنها رودي مي بيند كه در گذرگاه خويش،
گاه پرشتاب و ناآرام ، گاه بي هیاهو و بي شتاب،
به سوی افق های دور، ره می سپرد.
آرميده بر ساحلِ رود
از غوغاي درون رود
بي خبر مي ماند.
باید اهل خطر بود،
تن به گردابِ جفا سپرد،
تا پرده‏ی اسرار درون، فرو فكند.
* * *
در آغاز بايد حقيقتي را بيان كنم. من در اين نوشتار، به هيچ وجه بي طرف نيستم. به دنبال يافتن حقيقت هم نرفته ام. از همان ابتدا سمت گيري معيني داشته ام و آن را تا انتها ادامه داده ام. خود خواهيد ديد كه واقعاً چنين است. من انجمن خاصي را مد نظر نداشته ام و اگر مجبور به ذكر موضوعي مربوط به يك انجمنِ مشخص شده ام حتماً نام انجمن را ذكر كرده ام تا از سوء تفاهمات دوري گزيده باشم. هدف من دفاع از حق طبيعي هر دندان پزشك در داشتن انجمني است كه در چارچوب قانون موجود، بتواند بيشترين توان دندان پزشكان را گرد آورده و آن را در جهت خدمت به اعتلاي فرهنگ دندان پزشكي بومي و ملي به كار اندازد. در برخورد با هيأت مديره ها نيز تلاش کرده ام با تكيه به اساسنامه هاي موجود، از نارسائي ها دوري جسته و عناصر مثبتي را كه مي تواند در خدمت بالاتر بردن اعتبار و شخصيت انساني ما دندان پزشكان در آيد، نشان دهم. تلاشم اين است كه يك گزارش گر باشم نه تفسيرگر.
** *
همین چند سال پیش بود که در کنگره ای با چند هزار شرکت کننده یادداشت بر می داشتم و فکر می کردم که واقعا هدف از برگزاری این نوع کنگره های انحصاری چیست؟ بالا بردن امتیاز بازآموزی دندان پزشکان؟ ایجاد در آمد ده ها میلیونی برای برگزارکنندگان ؟ ارائه‏ی تجهيزات تكنيكي و واردات جديد تجاري در هیاهوی همایشی با محتوای علمی ضعیف،؟ میدانی برای خودنمائی افرادی معین و تکرار درس های ترم های آخر دانشجویان دندان پزشکی؟، شالتاق پراکتسین ها و دهن کجی به پژوهش های علمی ؟ یا محفلی چند هزارنفری برای دید و بازدید؟ اگر به اسناد آن دوره برگردیم برای هر کدام سندی پیدا خواهیم کرد.
آیا امروز هم در به همان پاشنه می چرخد و یک انجمن بشدت بسته و پيله شده، متولی برگزاری كنگره است؟ آنان که از درون به تب و تاب دندان پزشکان برای بالا بردن سطح دانش عمومی در ایران و ارتقا کیفیت آموزش و کارائی عملی آن در بیماران نگاه می کنند، خوب می دانند که هر چند تعداد شرکت کنندگان در هر کنگره‏ی معين کاهش یافته است اما با كثرت برگزاری همایش ها و کنگره های انجمن ها و تخصصی کردن و بالاتر بردن سطح مطالب عرضه شده در هر کنگره، عملا در هر سال چندین برابر آن سال ها شرکت کننده به سالن ها مي آورد وتعداد شرکت کنندگانی که همايش ها را بی محتوا می دانستند به سوی صفر میل می کند.
بی هیچ بحثی، علت این دگر شدن آشکار است. كثرت انجمن های دندان پزشکان، تخصصی شدن آنان ، تغییر آرایش نیروهای موثر و باز شدن افق های نوین برای دندان پزشکان ایرانی که جایگاه از دست رفته و یا به خطر افتاده‏ی خود را در سطح منطقه و در گام هائی بلند تر در سطح جهان به دست آورند.
* * *
باز تشكيل انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي ايران ( با مجوز وزارت كشور) گام بلندي است به سوي كثرت بيش تر، بازتاب تمايلات و خواسته هاي قشري ديگر كه منافع و تحقق خواسته هاي خود را در ساختار فعلي انجمن هاي علمي موجود نمي بينند و توانائي گرد آوري و فعال سازي بخشي ديگر از دندان پزشكان ايراني را در تشكلي ديگر تدارك ديده اند . اين گامي است مثبت كه به انزوا رفتگاني ديگر را به ميدان مي آورد و بخشي ديگر از دندان پزشكان ايراني را از كنج كم سوي مطب و درمانگاه، به سوي راه پر فروغ فعاليت اجتماعي، بيرون مي كشد و از افسردگي هاي ناشي از انزواي فكري مصون مي دارد. در عين حال با آزاد سازي توان هاي خفته، شكوفائي نسلي ديگر از دندان پزشكان را براي درمان بهتر بيماران انتظار مي كشد.
يكي از شيوه هاي مبارزه با تشكيل انجمني جديد كه مي تواند با به ميدان آوردن نيروهاي جديد ضعف هيأت مديره‏ی انجمني را نشان دهد اين است كه ناگهان به فكر وحدت دندان پزشكان مي افتند و جنجال به پا مي كنند كه تشكيل انجمن جديد ضروري نيست و موجب تشتت و اختلاف در بين دندان پزشكان مي شود و .... فكر مي كنم اين تاكتيك در تاريخ معاصر شناخته شده است و احتياجي به شكافت زمينه هاي آن احساس نمي شود.
سال هاي بسياري « انجمن دندان پزشكي ايران» واژه‏ی « تمركز قدرت» در دست يك گروه معين را به مفهوم « وحدت» دندان پزشكان مي گرفت و دو انجمن صنفي و علمي را زير قدرت يك هيأت مديره قرار داد. سر انجام ديديم كه اين تفكر ( و درست تر، تاكتيك اعمال قدرت) چه حاصلي براي دندان پزشكان داشت.( در بخش دوم مقاله به تاريخ انجمن دندان پزشكي ايران پرداخته ام و جنبه هاي تاريك و روشن آن را باز كرده ام).
هر انجمني توانائي به ميدان آوردن لايه‏ی معيني از دندان پزشكان را بالقوه داراست اما بي هيچ ترديدي سمت گيري و مشخصات رواني هيأت موسس لااقل تا ساليان مي تواند در فعاليت آتي انجمن و تركيب اعضاي فعال آن تاثير بگذارد. اين كه هيأت مديره‏ی مؤسس يك انجمن علمي يا صنفي چه گرايشي داشته باشد و در برخورد با اساسنامه و آئين نامه‏ی اجرائي، به چه فاكتورهائي توجه كند مي تواند حتي در فعال شدن و يا بر روي كاغذ ماندن نام يك انجمن موثر باشد.
هيأت مؤسسي كه با پچ پچه‏ی پشت صحنه، تدارك جلسه مي بيند و به دور از چشم دندان پزشكان اجلاس برگزار مي كند از همان ابتدا مسير « گروهي» را براي منافع « دار و دسته‏ی » خود انتخاب كرده است.
همان طور كه پخش فراخواني روشن براي ايجاد و بنيان گذاري و برگزاري جلسه‏ی هيأت مؤسس و اطلاع رساني روشن تا دور ترين جائي كه يك دندان پزشك هست و دعوت عام از همه‏ی دندان پزشكان، نشانه‏ی صداقت هيأت مؤسس و سمت گيري آتي آنان در جهت تاًمين خواسته هاي همه‏ی دندان پزشكان مي تواند تلقي شود. گفت: برو تا بگويم به كدام سوي مي روي.
* * *
پيش از آن كه بخواهيم به نام هاي دندان پزشكان مؤسس يك انجمن بينديشيم بايد به يك اصل پذيرفته شده‏ی حقوق انساني دنياي متمدن باور داشته باشيم. اين حق هر دندان پزشكي است كه به عنوان يك شهروند بخواهد وارد يك سازمان اجتماعي بشود و يا نشود. اگر وارد يك تشكيلات شد هر لحظه كه اراده كرد بدون لطمه زدن به حقوق ديگران از آن سازمان خارج شود يا نشود. همين طور اين حق براي هر دندان پزشكي وجود دارد كه بخواهد انجمني قانوني به وجود آورد ( حتي اگر هيأت مديره‏ی انجمني ديگر با آن موافق نباشد) و يا تلاش كند از راه قانوني و بر اساس اساسنامه به انحلال آن بپردازد.
.* * *
هيأت مديره هاي موجود انجمن هاي دندان پزشكان ايران در برخورد با انجمني تازه تاًسيس يا در حال تاًسيس آزمون بزرگي را از سر مي گذرانند. اين هيأت مديره ها بايد نشان دهند آيا به راستي به حقوق انساني اعتقاد دارند و از منافع صنف دندان پزشك دفاع مي كنند يا چنان در پيله‏ی تنگ خود بيني گرفتار آمده اند و آن چنان قدرت رياست و ... آنان را برده‏ی خود كرده است كه حاضرند براي بقاي منافع خود، منافع صنف را فدا كنند. اين نه يك آزمون ساده است بلكه سمت گيري عملي، حد رشد يافتگي گروه معيني از دندان پزشكان ايراني ( جدا از شعارها و ادعاها) و در نهايت ميزان باور يك انسان يا گروه اجتماعي به دموكراسي را نشان مي دهد.
كساني كه به تكيه زدن بر صندلي هيأت مديره عادت كرده اند، در مخالفت با تشكيل انجمن هاي جديد پيش از آن كه متعصبانه از منافع قدرت خويش دفاع كنند، عدم اعتقاد خود به دموكراسي و كار صادقانه براي صنف دندان پزشكان را علني مي سازند.
* * *
شايد در زماني نه چندان دور، در دوران پس از جنگ كه دولت بنا به ضرورت هاي جنگي بر اقتصاد گرفته تا انجمن تسلط كامل داشت و با متمركز كردن در كانون هاي قابل كنترل مطلق از بالا، به هم جهتي و هم رنگي براي پيروزي در جنگ نياز داشت، مي شد مانند همه‏ی كشورهاي معاصر، اين مرحله را مانند مرحله اي موقتي و گذرا درك كرد. ولي امروز كه با روند جهاني شدنِ بسياري از دستاوردهاي دنياي معاصر، واگذاري هر چه بيش ترِ كار مردم به دستان خودشان و كمتر شدن دخالت دولت و قدرت هاي متمركز بالادست، به سرعت سازماندهي نويني در جامعه شكل مي گيرد، اصرار بر ادامه‏ی همان راه در متمركز كردن چند انجمن با اساسنامه هاي متفاوت و مجوز هاي مختلف از وزارت خانه هاي متفاوت زير تسلط يك هيأت مديره، اصرار به تداوم شيوه اي پايان يافته اگر تلقي نشود مفهومي جز دفاع از منافع تعريف نشده نمي تواند داشته باشد.
* * *
با اين مقدمه‏ی نه چندان مرسوم، گام به گام، به نقد راه پيش رو و چالش هائي كه مي تواند انجمن هاي آينده را به فنا و بطالت يا بقا و اعتبار برساند مي پردازيم:
هر تشكيلات و سازماني كه گروهي از دندان پزشكان غير فعال را به عرصه‏ی فعاليت علمي و صنفي بكشاند و با بازتاب دادن و تاًمين منافع بخشي از دندان پزشكان، گامي در جهت اعتلاي كيفي، علمي،حيثيتي، معيشتي، كاري و رواني آنان بردارد، در جهت خدمت به جامعه‏ی ايران گام برداشته است.
22 هزار دندان پزشك عمومي و سه هزار دندان پزشك متخصص روزي در حدود دويست هزار ساعت صرف كار درماني مي كنند. هر گونه گامي در جهت « بهتر كار كردن» دندان پزشكان عملاً موجب بالا رفتن كيفي اين دويست هزار ساعت انرژي انساني خواهد شد.
سالانه حدود 1000 نفر از فارغ التحصيلان جديد به جمع 22000 نفري دندان پزشكان ايران اضافه مي شوند. در ده سال آينده تعداد دندان پزشكان با توجه به بازگشت دانش آموختگان خارج از كشور و تحولات جهاني به پنجاه هزار نفر خواهد رسيد. بايد به آينده‏ی اين صنف و نقش آنان در جامعه، مسئولانه تر و واقع بينانه تر فكر كرد.
البته آمار بهانه اي است براي بيان ابعاد و بزرگي كار وگرنه دندان پزشك چنان در ميان جامعه‏ی پيرامون تنيده مي شود و فراورده‏ی كار مغزي – دستي اش در بيماران چنان جاودانه مي گردد كه نمي توان نسبت به سرنوشت و تاًمين خواسته هاي حتي يك دندان پزشك، غيرمسئول ماند. قطع هر حلقه از اين زنجير سستي در سلسله مي اندازد.
دندان پزشكان مي توانند براي تاًمين نظرات و خواسته هاي خود در انجمن ها و سازمان هاي اجتماعي مختلف گرد هم آيند و بر اساس اساسنامه و منشوري معين در چارچوب قوانين موجود به فعاليت بپردازند. در آينده با رشد شعور و آگاهي صنفي و گسترش انسان گرائي، شاهد نوع ديگري از تشكل هاي دندان پزشكان خواهيم بود كه گاه ممكن است از ريشه با تفكري كه امروز در باره‏ی يك انجمن دندان پزشكان داريم متفاوت باشد.
دندان پزشكان ايراني مانند بسياري از دندان پزشكان كشور هاي ديگر، مي توانند انجمن هائي با وظايفي بسته تر به وجود آورند تا بخشي از نياز هاي آنان برآورده شود. دندان پزشكان مي توانند انجمني داشته باشند كه اعضاي آن متعهد شوند در صورت از كار افتادگي و يا فوت يكي از اعضايش، خانواده‏ی وي زير پوشش خدمات درماني رايگان بقيه اعضاء قرار گيرند. در ايران هم اكنون اين انديشه‏ی مترقي حتي پياده هم شده است.
مي توان نمونه هاي مختلفي از بيمه هاي هم پيوند درماني و بازنشستگي و خدماتي و غيره را توسط خود دندان پزشكان به وجود آورد. مي توان صندوق هاي ياريگر به وجود آورد و اعضاء را زير پوشش برد. مي توان انجمني سبز در دفاع از محيط زيست، يا صلح يا حقوق انساني و حقوق بيماران و درمان گران به وجود آورد. بنا به قانون موجود هر كدام از اين خواسته ها نه تنها در زيرمجموعه‏ی يك سازمان بزرگ بلكه مستقلا به صورت يك انجمن هم مي تواند به وجود آيد. فراموش نكنيم دندان پزشكان و پيرادندان پزشكان با خانواده هاي خود نزديك به نيم ميليون نفرند.
براي تشكيل هر انجمني، چه كوچك و چه فراگير، تمايل و خواسته و فعاليت يك نفر هم قانوني است. هر دندان پزشك به عنوان يك شهروند حق دارد براي تشكيل انجمني جدا از انجمن هاي موجود تلاش كند. نتيجه‏ی اين فعاليت مهم نيست. مهم اين است كه تبليغات قدرت گرايان و تمركز طلبان را كه همه چيز را در يد اختيار گروهي مي خواهند نپذيرد و زير بار شانتاژ « تفرقه در ميان دندان پزشكان» از حق طبيعي خود نگذرد. آنان كه تشكيل انجمن هاي جديد را تفرقه و تشتت در ميان دندان پزشكان مي دانند به تسلط بيش تر گروه خود بر انجمن ها مي انديشند.
هيچ كس حق ندارد به هيچ بهانه اي دندان پزشك را از حق اجتماعي داشتن انجمني ديگر محروم كند.
پيدايش، زيست، و تلاشي نهادهاي اجتماعي دندان‌پزشكان ايران نشان مي‌دهد كه از سال 1303 كه «اتحاديه‏ی مركزي دندان سازان ايران» تشكيل شد تا امروز كه تقريباً همه‏ی شاخه هاي دانشكده هاي دندان‌پزشكي، انجمن هاي علمي خود را تشكيل داده اند و چندين انجمن صنفي فعال و خاموش توانسته اند به ثبت برسند، رشد نيافتگي و پس ماندگي تاريخي صنعتي كشور ايران - جز در دوره هاي كوتاه مدت ناپايدار – مهر خود را بر نگرش و رفتار گرايندگان به اين نهاد‌ها از عضو ساده تا مسئولان و فعالان آن نهاده است. برجسته ترين اين ويژگي، درون گرائي انفعالي، گرايش فرهنگي به پراكندگي و پريشاني انديشه ورزان، ستايش مقام هاي اداري، پنهان كاري رياكارانه، سستي در توليدات فكري، تمركزگرائي فرد - گروه براي نگاهداشت اهرم هاي قدرتِ دسته هاي درون انجمني، و سرانجام بروز گرايش در نهادي شهروندي براي امتيازخواهي دلال‌روشانه است. دندان‌پزشكي ايران از اين رهگذر گنج بسيار وانهاده و رنجي بسيار تر كشيده است.
* * *
وظيفه‏ی آموزش و ارتقاي كيفيت كار دندان پزشكان عمومي به عهده‏ی سه انجمن مي تواند باشد. 1) انجمن علمي دندان پزشكان عمومي ايران ( با مجوز وزارت بهداشت) 2- انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي ايران ( با مجوز وزارت كار )، 3) انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي يا مشابه‏ی آن ( با مجوز وزارت كشور). هر يك از اين انجمن ها كه امروزه با قوانين موجود مي توانند فعال باشند قادرند بخشي از خواسته ها و منافع دندان پزشكان را به عهده بگيرد. اگر بعد ها بر اساس قانون آن روز، انجمن هاي ديگري پا گرفت، آن وقت با توجه به وظايف اساسنامه اي آنان در باره اش قضاوت خواهيم كرد.
بار ها نه از اعضاي معمولي بلكه اعضاي هيأت مديره ها در باره‏ی اساسنامه پرسيده ام و به اين نتيجه رسيده ام كه متاًسفانه اطلاعي از مفاد آن ندارند. بيشتر انسان متعجب مي شود وقتي مي بيند اين ها تحصيل كردگان يك كشورند ولي حاضر نشده اند ساعتي از وقت خود را براي فراگيري اساسنامه اي بگذارند كه سال هاست بر اساس آن رياست يا فعاليت مي كنند! بنا بر اين، اگر وارد بعضي از ريزه كاري هاي اساسنامه و توضيحات اضافي مي شوم فقط براي آن است كه واقعاً احساس مي كنم بايد اين توضيحات اضافي داده شود.
وظايف اين انجمن ها بر اساس اساسنامه‏ی آنان متفاوت است و هر يك از انجمن ها مي توانند پاسخ گوي بخشي از نيازهاي دندان پزشكان باشند. اين انجمن ها در عمده ترين هدف هاي خود وظايف مستقلي دارند ولي در بخش هاي كناري و جزئي هم پوشاني هائي هم دارند كه متًاسفانه كساني كه در زير لواي يك انجمن به دنبال منافع مادي يا ارضاي گره هاي رواني رياست طلبي خويشند، به بهانه‏ی غيرضرور بودن و يا تداخل وظايف و يا به بهانه‏ی تشتت و اختلاف در صنف و بهانه هاي ديگر دست به حذف انجمن هاي ديگر مي زنند.( نا گفته پيداست بهانه هاي مختلف براي حفظ منافع گروه انحصاري غالب است نه در دفاع از منافع صنف). هر انجمني كه تشكيل مي شود اعضاي مؤسس آن بايد از چنين تفكري عاري و « واكسينه» شده باشند.
دندان پزشكان ايران براي آن كه در آينده به نام آنان عده‏ی معدودي انجمن تشكيل ندهند و به تباني با شركت هاي تجاري فاسد شده يا رياست بلامنازع نپردازند، چاره اي جز آگاهي داشتن از اساسنامه‏ی انجمن ها ندارند. من سعي كرده ام هر انجمني را با توجه به اساسنامه‏ی آن بررسي كنم.
انجمن هاي علمي دندان‌پزشكان :
انجمن هاي علمي پرشماره‌تر از انجمن‌هاي ديگرند. علت را بايد در دانش آموخته بودن دندان‌پزشكان و گرايش آرزومندانه‏ی آنان براي رتبه هاي بالاتر دانشگاهي و تماس بيش تر دندان‌پزشكان با محیط‌هاي دانشگاهي دانست. دوره هاي بازآموزي اين تماس‌ها را تشديد كرده است. انجمن هاي علمي، منطبق با شاخه هاي مختلف دانشكده‌ها پا گرفته اند. انجمني براي كار پروتز، اندو، پريو، جراحي ، كودكان و...... رياست و هيأت مديره‏ی كليه‏ی اين انجمن‌ها با متخصصان دانشگاهي است جز انجمن علمي دندان‌پزشكان عمومي ايران كه از نام آن پيداست انجمني بيرون دانشگاهي ولي خواه ناخواه زير تاًثير آن است.
بر اساس اساسنامه انجمن هاي علمي مي توان هم به كار علمي و هم با محدوديت ها و تفسيرهائي به كار صنفي براي اعضاء پرداخت ( براي اعضاء تعاوني مصرف، تعاوني مسكن، ...درست كرد يا از منافع كاري و اجتماعي آنان دفاع كرد. ولي چون كار بيش از آن سنگين است كه در توان يك هيأت مديره‏ی غيرحرفه اي باشد بهتر است اين انجمن ها به وظيفه‏ی اصلي خود كه همان كار علمي است بپردازند). مجوز تشكيل اين انجمن از طرف وزارت بهداشت و درمان بر مبناي دستور العمل شوراي انقلاب فرهنگي صادر مي شود.
در اساسنامه‏ی انجمن هاي علمي وظيفه‏ی انجمن چنين تعيين شده است. ( به نقل از سايت انجمن علمي دندان‌پزشكان عمومي ايران)
فصل دوم – شرح وظايف و اهداف :ماده 7- به منظور نيل به اهداف مذكور در ماده 2 اساسنامه انجمن، اقدامات و فعاليت هاي زير را بعمل خواهد آورد:
ايجاد ارتباط علمي‌، فني، تحقيقاتي، آموزشي و تبادل نظر بين محققان، متخصصان و ساير كارشناساني كه به نحوي در شاخه‌هاي گوناگون رشته مرتبط با انجمن فعاليت دارند.
-همكاري با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و دانشگاه ها و موسسات آموزشي و پژوهشي و نيز ساير سازمان هايي که به نحوي با فعاليت‌هاي انجمن مرتبط هستند در برنامه‌ريزي امور آموزشي، پژوهشي، بهداشتي و درماني.
- تعامل و همکاري با مراجع ذي‌صلاح در زمينه بازنگري و ارزشيابي برنامه‌هاي آموزشي و بهداشتي و درماني، موسسات آموزشي و سطح علمي دانش‌آموختگان مقاطع مختلف علوم پزشکي.
-ارائه خدمات آموزشي، علمي‌، پژوهشي و فني بر اساس ضوابط مربوطه.
-ترغيب و تشويق دانشمندان، پژوهشگران و دانشجويان در پيشبرد فعاليت هاي علمي‌، پژوهشي و آموزشي، بهداشتي و درماني.
-تهيه و تدوين و انتشار نشريات علمي‌، آموزشي.
-برگزاري گردهمائيهاي آموزشي و پژوهشي، آموزش مداوم در سطوح ملي و بين‌المللي با رعايت قوانين و مقررات جاري كشور.
-فراهم کردن زمينه مناسب جهت انجام پژوهش هاي علمي مرتبط با رشته مربوطه به خصوص از طريق تشويق و ترغيب متخصصين جوان.
-مشارکت در تشکيل شوراي انجمن‌هاي علمي گروه پزشکي ايران و برنامه‌ريزي امور مرتبط با آن.
-جلب حمايت نهادهاي بين‌المللي براي انجام فعاليت‌هاي علمي، پژوهشي در عرصه ملي و در چارچوب ضوابط جاري کشور.»
شايد پاسخ به يك پرسش بتواند چشم انداز روشن تري دراين نوشتار به ما بدهد. آيا واژه‏ی «علمي» در جلوي نام يك انجمن، خروجي آن را نيز تعيين مي‌كند؟
بيائيم جدا از تعارفات باب طبع ايرانيان، به واقعيت با چشم ديگري نگاه كنيم. در دانشگاه هاي ايران در عمل از كار علمي استقبال نمي‌شود. حتي رزيدنت ها كه در همه جاي دنيا در عمل پژوهشگران اصلي هستند در كشور ما پس از چندين سال ياد گيري تكنيك هاي مختلف شاخه‏ی تحصيلي خود از راه « استاد-شاگردي»، بدون نوشتن يك مقاله‏ی علمي قابل توجه، فارغ التحصيل و بعد از دادن امتحاني چهارگزينه اي(بورد دولتي) استاد دانشگاه مي‌شوند. از چنين استاداني چقدر بايد انتظار كار علمي داشت؟ بعضي از اينان حتي متدولوژي تحقيق را هم نمي دانند. نگوئيم نه و كار را به جدل نكشيم. در اين زمين شل، گام زدن هم دشوار است تا چه رسد به تاخت رفتن.
***
در شبي چهره هاي ماندگار را معرفي مي‌كردند. چقدر شوكه شدم وقتي بجاي نام بردن از كتاب‌ها و مقالات آن عزيز ماندگار، از پست و خدمات اداري آن بزرگوار نام برده شد و جمعيت هم كف زدند....
***
دانشگاه هاي ايران به ندرت مي‌توانند مجله‏ی منظم علمي منتشر كنند و مقالاتي هم كه در اين مجلات چاپ مي‌شود به ندرت « پژوهشي» است. حتي شبه علمي است. طبيعي است جائي كه عقاب دانشگاه كه بودجه و كادر و امكانات كافي دارد اين گونه پر ريخته باشد، انجمن علمي كه با بودجه‏ی حق عضويت و كمك مالي دولت اداره مي شود، تا كجا مي‌تواند ادعاي واقعي پرواز به سوي آشيانه‏ی پژوهش‌ها و وظايفي كه در اساسنامه آورده شده است داشته باشد؟. به نظر مي‌رسد تغيير بنيادي نگرش به انجمن هاي علمي و دور شدن از تخيل فانتزيك بايد در دستور كار قرار گيرد تا بتوان اعتباري والا به اين انجمن‌ها بخشيد و از بي عمل ماندن هيأت هاي مديره و چپو رفتن توان اعضاء و انزواي ناگزير آنان جلوگيري كرد.
انجمن هاي علمي موجود جز چند تائي چه خوشمان بيايد، چه نيايد، عملاً هيأت هائي هستند كه مي‌توانند كنگره اي در سال برگزار و اگر توانستند مجله اي پر از تبليغات رنگين براي شركت هاي تجاري منتشر كنند.
***
در حال حاضر بعضي از اين انجمن هاي علمي براي حذف انجمن هاي ديگر از عرصه‏ی فعاليت دندان پزشكي از به كار بردن عنوان اساسنامه اي خود امتناع مي كنند و با حذف واژه‏ی علمي اين شبهه را به وجود مي آورند كه آنان تنها انجمن قانوني و اصلي هستند. به نظر مي رسد آماج اين هيأت مديره ها حذف يا به وجود نيامدن انجمن هاي صنفي به خصوص انجمن هاي صنفي زير نظارت وزارت كار است.
دست كاريِ عنوان اساسنامه، مرده ريگ دوراني است كه يك انجمن علمي تشكيل مي شد ( و عمدتاً توسط دانشگاهيان) و اين هيأت مديره براي از دست ندادن دور و تمركز قدرت در دست افراد معين، انجمن هاي ديگر را نيز زير پوشش خود مي برد. در اين دوران فقط دو نوع انجمن داشتيم: انجمن علمي زير نظر وزارت بهداشت، و انجمن صنفي زير نظر وزارت كشور. اساسنامه‏ی اين دو كاملاً با هم متفاوت بود ولي زير نظر يك هيأت مديره قرار داشت!. اين كه چرا مي بايست انجمن هاي مختلف باشند جاي بحث نيست ولي اين كه چرا مي بايست اين دو انجمن فقط يك هيأت مديره داشته باشند قابل درك بخردانه و بي خش نيست. به خصوص اين كه بعد از اين اتفاق، انجمن ها از به كار بردن عنوان اساسنامه اي خودداري كردند. بجاي انجمن علمي دندان پزشكي ايران و انجمن صنفي دندان پزشكي ايران عنوان مبهم و گمراه كننده‏ی انجمن دندان پزشكي ايران را به كار بردند كه حتي امروز هم درك وظايف آن موجب گمراهي اعضا مي شود.
زماني نيز انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي تشكيل شد. اين انجمن خود را انجمن دندان پزشكان عمومي ناميد و بعد از متوقف ماندن فعاليت آن، انجمن علمي دندان پزشكان عمومي نيز همين شيوه‏ی گمراه كننده را ادامه داد و خود را انجمن دندان پزشكان عمومي ناميد و از به كار بردن عنوان علمي خودداري كرد. نتيجه‏ی اين كار اين شد كه امروز اگر از خود هيأت مديره هاي «انجمن دندان پزشكي ايران» و «انجمن دندان پزشكان عمومي ايران» بپرسيد شما انجمني با وظايف صنفي هستيد يا علمي جواب روشني نخواهيد گرفت. بسياري از انجمن هاي تخصصي نيز همين شيوه را برگزيدند. بدون شك در پس اين ابهام سازي، خودآگاهي يك صنف قرباني شده است.
* * *
در آينده اي نه چندان دور وضعيت انجمن هاي علمي و صنفي چگونه خواهد بود؟
انجمن هاي علمي تخصصي هم اكنون در عمل تركيبي است از كادر هاي دانشگاهي و متخصصان پيرامون دانشگاه و يا آزاد. تا همين چند مدت پيش در حقيقت جلسات انجمن علمي همان جلسات استادان دانشگاه بود. علت ايستائي و در مواردي زير علامت سؤال رفتن علت وجودي «دروني مرزي» اين انجمن ها نيز در همين نكته نهفته بود. اما با افزايش تعداد متخصصان غير دانشگاهي و تمايل برخي از آنان براي فعاليت در انجمن هاي علمي، به سرعت تركيب اعضاء انجمن هاي علمي تخصصي در حال تغيير است.
با افزايش تعداد اعضاء غيردانشگاهي انجمن هاي تخصصي دندان پزشكي، در عين حال ضرورت تشكيل انجمن هاي صنفي نيز مبرم تر مي شود. كليه‏ی اعضاي هر انجمن علمي مي توانند براي برخورداري از حقوقي كه در اساسنامه هاي انجمن هاي صنفي آمده است، عضو انجمن صنفي باشند ولي معمولاً فقط بخشي از متخصصان دانشگاهي و غير دانشگاهي تمايلي به كاركردن در انجمن علمي نشان مي دهند. اهميت تشكيل انجمن صنفي در حل بسياري از مشكلات كاري دندان پزشكان از همين يك نكته‏ی كوچك به اندازه‏ی كافي روشن است.
هم اكنون فقط يك انجمن صنفي تخصصي به نام« انجمن صنفي جراحان دهان و فك و صورت ايران» ( وزارت كاري) توانسته است تشكيل شود و با موفقيت اولين شماره‏ی مجله‏ی خود را نيز منتشر كند. متاسفانه به جاي اين كه اين انجمن مجله اي صنفي منتشر كند، امتياز مجله اي « علمي – پژوهشي» گرفته است كه نشان مي دهد هنوز شناخت از وظايف صنفي حتي در فعالان آن هم پائين است. شايد خواسته اند جاي خالي نشريه‏ی علمي انجمن علمي را پر كنند!! با توجه به اهميت انجمن صنفي( وزارت كاري) به نظر مي رسد اين راهي است كه همه‏ی بخش هاي تخصصي براي حل مشكلات روابط كاري، حقوقي، و معيشتي خود بايد بپيمايند.
***
منابع علمي در اكثر دانشكده هاي دندان پزشكي به زبان انگليسي است. اين منابع در بازار به فروش مي رسند. اما چون زبان انگليسي اكثريت دستياران دوره‏ی تخصصي (رزيدنت ها ) ضعيف است و ضعف نسبي زبان فارسي در آنان و استادان دانشگاه به آن افزوده مي شود، ترجمه‏ی عموماً نه چندان دقيق به فارسي خريداران زيادي دارد. فراگيري تكنيك هاي كار هم با استاد - شاگردي و در موارد متعددي دراختيار قرار دادن بيمار به عنوان ماده‏ی خام فراگيري تكنيك، عملا بار علمي و در مواردي بار انساني آنان را به شدت كاهش داده است.
در بعضي از رشته هاي دندان پزشكي، كشيك هاي خسته كننده‏ی سال اول جائي براي كار علمي كه سهل است فراگيري علم هم باقي نمي گذارد و علي رغم طولاني شدن زمان تحصيل، حداقلِ كيفيت آموزشي را شاهد هستيم. تقريباً همه‏ی رزيدنت ها از همان ابتداي شروع به تحصيل، در بيرون از دانشگاه كار مي كنند. در نتيجه وجه مشخصه‏ی فارغ التحصيلان دوره‏ی تخصصي نه اشتياق به كار علمي بلكه استسقاي « پول در آوردن» است و چون معيار استاد شدن در ايران فقط گذراندن بورد دولتي است استادان جوان نيز توان علمي مناسبي نشان نمي دهند. اگر پوسته‏ی تعارفات و خودستائي ها را بشكافيم، سواد علمي فارغ التحصيلان جديد بشدت نگران كننده و سواد عمومي پزشكي دانشگاهيان ما در دانشكده هاي دندان پزشكي به شدت بحراني است.
در نظر داشته باشيم كه ما سه هزار متخصص داريم كه اكثريت آنان استادان دانشگاه اند. اگر هر يك از آنان در سال فقط يك مقاله بنويسند سالي سه هزار مقاله خواهيم داشت، حال آن كه يكي از مشكلات مجلات علمي موجود اين است كه مقاله‏ی علمي براي چاپ ندارند!!.
در چنين وضعيتي انجمن هاي علمي مي توانند وظيفه‏ی عمده‏ی خود را در سه محور اصلي قرار دهند: 1) گروه هاي انتقادي با نقد مقالات منتشر شده در مجلات به طرح نارسائي ها و كمبود هاي مقالات پرداخته و عيار علمي آن ها را به خوانندگان معرفي كنند2) در كنگره ها و همايش ها شركت كرده و با يادداشت برداري، كاستي ها و قوت هاي مقالات و سخنراني ها را مشخص كنند. 3) با گرد آوري و انتشار آثار كساني كه كار علمي مي كنند و در اختيار قرار دادن آن به وسيع ترين شكل و بدور از ابتلائات، به دانشگاه ها براي حل سريع تر مشكل پيش آمده كمك كنند.
بالا رفتن كيفت فارغ التحصيلان دانشگاه، متقابلاً سبب بالا رفتن كيفيت كار انجمن هاي علمي و به دست آمدن ارزش و اعتبار جهاني آن مي شود.
يكي از دلائل پائين بودن سطح كار كنگره هاي انجمن هاي علمي اين است كه انجمن هاي تخصصي با طرح شركت «دندان پزشكان عمومي » نقاط ضعف علمي خود را پنهان مي كنند.
كنگره هاي انجمن هاي علمي - تخصصي بايد به سوي تاًمين نياز هاي اعضاء خود روي آورند. بايد از كارهاي عوام گرائی پرهيز كرد. نبايد كنگره اي تخصصي به بهانه‏ی راضي نگه داشتن دندان پزشكان عمومي، سطح كنگره را تا حد ارائه‏ی مقالاتي در باره‏ی تفاوت خميردندان ايراني و خارجي پائين آورد. مسئولان برگزاري يك كنگره‏ی تخصصي وظيفه دارند كنگره را براي اعضاي متخصص خود برگزار كنند وگرنه در خوش بينانه ترین حالت، بنده‏ی دندان پزشك عمومي و نوكر صاحبان تجهيزات دندان پزشكي مي شوند. انجمني تخصصي كه دويست عضو دارد چرا بايد به سالن ده هزار نفري و زمين دو هزار مترمربعي براي عرضه‏ی كالاي تجاري فكر كند.؟ به نظر من در پس اين نوع گرايش، گريز از مسئوليت تخصصي وجود دارد. دادن مقالات تخصصي و سخنراني هائي كه فقط متخصصان شاخه هاي ديگر پزشكي حضور دارند و ارائه‏ی پژوهشي در حد واندازه‏ی يك كنگره‏ی جدي تخصصي، دل شير مي خواهد. اگر چه سال هاست كه كنگره‏ی تخصصي نديده ايم!.
* * *
در حال حاضر كار اصلي و چشم گير يك انجمن علمي فعال موارد زير است:
• برگزاري كنگره
• برگزاري همايش هاي مختلف
• برگزاري جلسه هاي باز آموزي
• انتشار مجله و بولتن و خبرنامه و ...
برگزاري كنگره كاري است دشوار و وقت گير . انرژي بسياري از فعالان برگزاري كنگره صرف كارهائي مي شود كه از عهده‏ی يك فرد معمولي كم سواد هم بر مي آيد و احتياجي به ميدان آمدن دندان پزشكان نيست. كساني كه آگاهي بيش تري دارند و به وقت و انرژي فعالان انجمن بيش تر مي انديشند به اين نتيجه رسيدند كه از يك نيروي كارآمد حرفه اي براي برگزاري كنگره استفاده كنند. انجمن دندان پزشكي ايران با موفقيت يك كادر حرفه اي غير دندان پزشك به وجود آورد و كنگره هاي موفقي هم برگزار كرد. ابتكار ديگري نيز از جانب انجمن پروستودونتيست هاي ايران ديده شده است. يك گروه حرفه اي تجاري، مركزي تخصصي براي برگزاري كنگره ايجاد كرده اند كه با نام اختصاري « مهتا» شهرت دارد.( مركز همايش هاي تخصصي ايرانيان). سرمايه گذاران اين شركت از سرمايه داران مؤثر در واردات و توليد كالاي دندان پزشكي و استادان دانشگاه ها هستند.
در كنگره‏ی سال پيش، يكي از استادانم در دفاع از اين شركت، استدلال درستي كرد و گفت كه چرا بايد وقت با ارزش يك استاد بجاي فراهم كردن يك مقاله براي كنگره، يا نشستن در سر جلسات سخنراني، صرف بدو بدو براي تاَمين غذا و جا و امكانات ديگر و در خلال كنگره حفظ نظم و رفع نواقص شود. شركت اين كار را انجام مي دهد و پولش را مي گيرد.
به نظر من اين استدلال درست است. اما شناخت ما از شركت ها اين است كه هميشه بايد احتياط را از دست نداد. بروشور تبليغاتي شركت مهتا براي كنگره‏ی امسال انجمن پروستودونتيست هاي ايران نشان مي دهد كه متاًسفانه اين شركت با دندان پزشك مانند يك توريست برخورد كرده است و براي جذب آن ها به كنگره‏ی علمي همان شيوه شركت هاي خدماتي گردشگري را به كار برده است. ( در بخش دوم به نقد اين بروشور پرداخته ام)
پرورش كادر براي برگزاري كنگره از ميان اعضاي انجمن، هرز دادن آنان و تبديل يك تحصيل كرده‏ی خلاق به سطح نازل امر بر مجري است و نمي تواند هدف يك انجمن علمي و دستاوردي انجمني محسوب شود. به نظر من وقت آن رسيده است كه به اين دوره پايان دهيم. فعال انجمن نبايد مطبش را تعطيل كند و در گير كارهاي اجرائي كم اهميت شود. ادامه‏ی اين وضعيت به فرار فعالان منتهي خواهد شد.
* * *
برگزاري جلسات باز آموزي يك حسن بسيار بزرگ دارد. ارتباط بين دندان پزشكاني را كه در مطب ها سرگرم كار درماني اند با بخش فعال وكساني كه به كار آموزش مشغولند برقرار مي كند، سطح دانش دندان پزشكان را به روز مي كند و به آنان امكان مي دهد به شيوه هاي درماني نوين دسترسي پيدا كنند. اما برنامه ريزي براي اجراي كار امري است بوروكراتيك. برنامه ريزي و اجراي كلاس هاي بازآموزي كار كادر اداري با سطح تحصيلات در حد ديپلم است نه كار يك دندان پزشك فعال انجمن. هدف انجمن نمي تواند پرورش كادر هاي دندان پزشكي باشد كه مي توانند براي يك دوره بازآموزي برنامه بچينند و يا اجرا كنند.
* * *
با اين حال واقعيت را با اندوه و دل فسردگي بسيار بايد پذيرفت. فشار اقتصادي ناعادلانه براي تامين مخارج كمر شكن اجاره و حقوق پرسنل و چاپ خبرنامه و مجله‏ی علمي و غيره درفعال ترين و تاثير گذارترين انجمن علمي ايران – انجمن علمي دندان پزشكان عمومي ايران - كه سهم بزرگي را در كار انجمن هاي دندان پزشكان به عهده گرفته است عملاً موجب استفاده از كادر هاي فعال دندان پزشك به جاي پرسنل ساده شده است و وقت دست پرورده هاي يك عمر تلاش انجمن هاي علمي دندان پزشكان ايران و استراتژيست هائي كه مي بايست در بالا ترين سطح برنامه ريزي و هدايت دندان پزشكان ايران قرار گيرند، به حل و فصل تحميلي مسائل تكراري روزمره مي گذرد كه حاصلي نخواهد داشت جز به هدر رفتن انرژي آنان و فرصت سوزي هاي جبران ناپذير. اين تبديل طلاست به نقره و فروش به جاي مس!!!.
فقط با روي آوري وسيع دندان پزشكان به اين انجمن و پرداخت به موقع حق عضويت و تاًمين مخارج آن، اين انسان هاي شريف و جان هاي والائي كه وقت و انرژي خود را در راه بالا بردن سطح دانش همكاران و اعتلاي امكانات درمان بيماران و خدمت به ميهن عزيزمان به وديعه گذاشته اند، از رنج كار دشوار تحميلي آزاد مي شوند و مي توانند دانش و تجربه‏یخود را در سطحي بالا تر فراخور استعداد و توانائي عالي فردي، به كار اندازند.
* * *
انتشار مجله و بولتن هاي خبري، يكي از فعاليت هاي جدي انجمن هاي علمي است. انجمني علمي كه قادر نباشد مجله اي علمي در حوضه‏ی فعاليت تخصصي خود منتشر كند بهتر است انتخابات كرده و هيأت مديره اي كارا برگزيند. محتواي هر مجله‏ی انجمن، نشان گر دو شاخص توانائي متفاوت است. از سوئي نشان مي دهد كه مجموعه‏ی اعضاي يك انجمن چقدر بار علمي دارند. متاًسفانه اعضاي انجمن هاي علمي به خصوص انجمن هاي تخصصي بسيار كم توان اند و 3000 متخصص ايراني حتي توان انتشار3 مجله‏ی منظم ماهانه‏ی پر بار در سطح استاندارد آسيا هم ندارند .شاخص دوم به ضعف هيأت مديره مربوط مي شود. متاًسفانه هستند كساني كه به عضويت در هيأت مديره ها به صورت يك تشخص و يا پست و مقام نگاه مي كنند و در شرايطي كه توان نوشتن يك مقاله‏ی ساده را هم ندارند وظيفه‏ی هدايت يك انجمن علمي و وظيفه‏ی سنگين انتشار مجله را به عهده مي گيرند. نتيجه از همان لحظه‏ی شمارش آراي انتخابات مشخص است. بر روي كاغذ ماندن نام يك انجمن علمي!!. توليد علم معيار ارزش گذاري هر انجمن علمي است.
** *
بدين ترتيب استراتژي انجمن هاي علمي چه مي تواند باشد؟.وظايف انجمن هاي علمي در اساسنامه‏ی هر انجمن، تعيين شده است. سياست كادر پروري انجمن ها بايد دو جهت اصلي داشته باشد و تلاش شود از تبديل انجمن به مجمع افراد آماده‏ی كار هاي اجرائيِ وقت پر كن و كارمندان رايگان داوطلب پرهيز شود.
0 - انجمن بايد محل فعاليت قلم به دستاني باشد كه مي توانند مجله هاي علمي منتشر كنند. از ميان 22000 دندان پزشك عمومي با توجه به دانش آموختگي آنان مي شود حدس زد بيش از 5000 نفر توانائي نوشتن گزارش هاي علمي و شركت در پژوهش هاي علمي را دارا باشند. بايد آنان را آموزش داد و در خدمت كار علم و پيشرفت بار فرهنگي وطنمان در آورد. انجمن، كانالِ يافتن، ايجاد ارتباط، و پرورش اين افراد مستعد است. بايد به مكانيزم منطقي ارتباط با اين دندان پزشكان با توجه به مسائل گوناگون كاري – خصوصي آنان پرداخت و از اين استعداد ها بهره گرفت. نبايد منتظر ماند تا دندان پزشكي از در انجمن وارد شود و بگويد: خان هاي بزرگ ! هيأت مديره محترم! مطب و بيمارستان را تعطيل كرده، آمده ام در خدمت اوامر ملوكانه باشم !!. ( شوخي نمي كنم. موضوع جدي است!!! . متاًسفانه تفكر ارباب – رعيتي از همان آغاز قرن چهاردهم تا كنون به انجمن هاي ما به اندازه‏ی كافي آسيب رسانده است.). دندان پزشك متخصص يا عمومي با مطالبات و انتظارات معيني به انجمن مي آيد. يا آمده است بخشي از انرژي زندگي اش را به جاي فعاليت اقتصادي، رايگان و داوطلبانه در خدمت همكارانش قرار دهد و يا به بخشي از مطالبات و توقعاتش از صنف، جامه‏ی عمل بپوشاند. احترام گذاري به چنين انسان بزرگي با چنين سمت گيري انسان دوستانه اش، وظيفه‏ی هيأت مديره‏ی منتخب است. تمام امكانات انجمن در گام نخست بايد صرف بالابردن اعتبار فرد و از راه گسترش و فراگير كردن آن در خدمت كليه‏ی اعضاي انجمن – چه فعال چه غير فعال - باشد. زماني يك انجمن مي تواند خود را موفق بداند كه اعضاي فعالش روز به روز رشد شخصيتي –رواني شكوفاتري داشته باشند. اگر همكاري توان كار براي اعضاي يك صنف را ندارد، بهتر است در انتخابات كانديد مسئوليت نشود. انجمن هاي دندان پزشكان، نه جاي مناسبي براي فعاليت اقتصادي است و نه رياست بازي. بهر حال هر چند سال يك بار تركيب اعضاي رهبري انجمن تغيير مي كند و با كناررفتن يك شخص، اسرار پنهان فعاليتش درانجمن نقل بازارمي شود. چه بسيار كسان كه خوش نام مي آيند و با اندوه يك پيرايه‏ی نا زيبا مي روند. بايد اول رنگ ها را زدود و پس از آن كانديداي خدمت به يك صنف شد.
0 - انجمن بايد داراي كادر هائي باشد كه بتوانند نقد علمي كنند. براي نقد علمي بايد سواد بالائي داشت. پرورش چنين كادرهائي دشوار ولي امكان پذير است. اكنون در سال، چندين كنگره و همايش برگزار مي شود. انجمن هائي هم هستند كه مجله اي منتشر مي كنند. اما هيچ كدام نقد نمي شوند. كادر هاي نقاد انجمن ها بايد در هر كنگره اي حضور يابند، يادداشت بردارند و به نقد مطالب عرضه شده در كنگره ها بپردازند. با اين كار سخنران ها مجبور مي شوند مطالبي را در كنگره عرضه كنند كه ارزش علمي دارد و شركت كنندگان را در بهترين كلام، ميز و صندلي نپندارند. اگر قرار است پيشرفت كنيم نبايد از نقد شدن بهراسيم. نهادينه كردن چنين روشي در انجمن ها از بي عملي آنان خواهد كاست و جاني تازه به كالبد آنان خواهد داد.
0 - انجمن علمي بايد بتواند برنامه هاي درسي دانشگاه را بررسي كرده با مطالعه‏ی برنامه هاي آموزشي ديگر سيستم ها و دانشگاه هاي كشورهاي مختلف، به ارائه‏ی نظرهاي علمي براي پيشبرد كار دانشگاه ها كمك کند و حتي در هدايت و سمت گيري آنان نقش موثر داشته باشد. انجمن علمي بايد بتواند با گرد آوري همه‏ی كريكولوم هاي آموزشي دانشگاه هاي مختلف ايران و كشورهاي متنوع ديگر، كادر هاي خود را در بالا ترين سطح دانش روز و اعتبار علمي نگه دارد. از اين نظر انجمن هاي علمي ما با اين همه سابقه از پايه « بي بضاعت» باقي مانده اند.
تجمع دندان پزشكاني كه فقط كار اجرائي فرا گرفته باشند، انجمن را به شركتي خدماتي ماننده مي كند كه با گرد آوري كاسه - بشقاب و خدمت گران فعال، در عزا و عروسي مي تواند به خدمت رساني بپردازد.
0 - انجمن ها ي علمي را بايد از نو بازسازي كرد. كادر ها را بايد باز پروراند و هيأت مديره هائي را انتخاب كرد كه اهل قلم باشند نه مقام . و در كلام آخر، بايد انجمن هاي علمي را به گونه اي سازماندهي كرد كه در برابر سيل بنيان كني كه انجمن هاي علمي را به تجارتخانه اي نوين تبديل مي كند،دفاع نمايد. اين سيل ويرانگر تجارت آموزشي است.
انجمن هاي صنفي
دومين شاخه‏ی فراگير تشكل هاي دندان‌پزشكي ايران «انجمن صنفي»است. انجمن هاي صنفي مي توانند از دو وزارت خانه مجوز فعاليت دريافت كنند: وزارت كشور و وزارت كار . انجمن هاي صنفي به ندرت نامي در بين دندان‌پزشكان داشته اند. علت را بايد در يك « بازي» ناصادقانه با دندان‌پزشكان ايران دانست. آن چه كه در سربرگ‌ها و عناوين انجمني بنام « انجمن دندان پزشكي ايران» معرفي مي‌گرديد در حقيقت دو انجمن بود زير يك نام و رهبري يك هيأت مديره. در اصل مي‌بايست دو « انجمن علمي دندان‌پزشكي ايران » ( داراي مجوز از وزارت بهداشت) و انجمن صنفي دندان‌پزشكي ايران( مجوز از وزارت كشور» مي‌داشتيم كه هيأت مديره هاي آن ترجيح داده بودند از به كار بردن عنوان علمي و صنفي خودداري كنند. انگيزه‏ی اين هيأت مديره‌ها هر چه باشد مي‌توان گفت يك نتيجه برجسته تر از فراورده هاي ديگر خود را نشان داده است. – بي خبري و نا آگاه ماندن دندان‌پزشكان از ماهيت فعاليت اين گونه انجمن‌ها و وظايف اساسنامه اي آنان.
هم اكنون با پايان گرفتن مهلت قانوني دوره‏ی هيأت مديره‏ی « علمي» انجمن دندان پزشكي ايران و امتناع هيأت مديره‏ی آن از برگزاري مجمع عمومي و متاًسفانه سكوت امين و چشم و گوش اعضاء يعني بازرس انجمن و پنهان نگاه داشتن اين تصميم از دندان‌پزشكانِ عضو انجمن، عملاً دوره‏ی فعاليت انجمن علمي دندان پزشكي ايران پايان يافته است و آنچه باقي مانده است در حقيقت انجمن صنفي دندان پزشكي ايران است . به زبان ديگر انجمن صنفي حق برگزار كردن كنگره‏ی علمي را نخواهد داشت تا تكليف اين تصميم عجيبي كه از چشم اعضا دور نگه داشته مي شود معلوم گردد. امروزه « انجمن دندان پزشكي ايران » همان « انجمن صنفي دندان پزشكي ايران » ( داراي مجوز از وزارت كشور) است كه اعضاي هيأت مديره‏ی آن ترجيح مي دهند كلمه‏ی صنفي را به كار نبرند.
يك انجمن صنفي داراي مجوز از وزارت كشور هم داريم كه چون دوره‏ی هيأت مديره‏ی آن نيز به سرآمده و مجمع عمومي آن تشكيل نشده بود، سرنوشت فعاليت آن نامشخص باقي مانده بود. پس از انتخابات اخير اكنون انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي ايران و انجمن علمي دندان پزشكان عمومي ايران توسط يك هيأت مديره اداره مي شود. گزارش برگزاري و مسائل مربوط به انتخابات انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي ايران را جداگانه در بخش دوم اين نوشتار خواهم آورد.
چون تا كنون انجمن هاي صنفي اي كه در دندان‌پزشكي فعاليت داشته اند زير نظر وزارت كشور فعاليت كرده اند، ابتدا وظايف اين انجمن‌ها را در اساسنامه بررسي مي‌كنيم.
انجمن صنفي( با مجوز وزارت كشور)
انجمن هاي صنفي (وزارت كشوري) كاملاً رنگ و بوي دوران پس از جنگ را دارند. تسلط كامل دولت در اقتصاد و مصايب پس از جنگ ضرورت تمركز در تمام عرصه ها از جمله در دندان پزشكي و انجمن هاي آنان را پيش آورد. بر اساس اساسنامه‏ی انجمن صنفي - وزارت كشوري- مي توان هم كار علمي كرد و هم كار صنفي ولي اولويت به درمان و رفع زخم هاي پس از جنگ بوده است. با اجراي اين اساسنامه حتي بدون هر گونه تغييري در شرايط امروز ايران مي توان بخشي از مشكلات دندان پزشكان در دستور كار قرار گيرد. اساسنامه‏ی انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي ايران( وزارت كشوري) بخصوص در ماده هاي مربوط به اعضاء ايرادات جدي دارد. بسياري از بند هاي آن متعلق به زمان گذشته است اما با اصلاح اساسنامه و با درك درست از سطح شعور جامعه‏ی ايران هنوز هم مي تواند خواسته هاي بخشي از دندان پزشكان را بازتاب دهد و به رشد جامعه و درمان بيماران ياري رساند.
مجوز تشكيل اين انجمن از طرف دايره‏ی سوم سياسي وزارت كشور صادر مي شود. مفاد اين اساسنامه چنين است.
«ماده 5: اهداف انجمن:
-تلاش به منظور حفظ حقوق صنفي، خودكفايي و قطع وابستگي حرفه‌اي از سوي اجانب در جهت اهداف انجمن و نظام جمهوري اسلامي ايران.
-ايجاد زمينه‌هاي همكاري و ايفاي نقش علمي و صنفي با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، دانشگاه ها، سازمان نظام‌پزشكي و ديگر ادارت و وزارتخانه‌ها و موسساتي كه به نحوي در پيش برد و به ثمر رسانيدن اهداف انجمن مي‌باشند.
-اولويت دادن به درمان مجروحين جنگي و همچنين برطرف ساختن نيازهاي علمي و درماني و پژوهشي آن.
-ايجاد شركت‌هاي تعاوني به منظور تامين رفاه و نيازهاي اعضاء خود با رعايت قوانين و مقررات موضوعه
- فراهم آوردن زمينه‌هاي لازم جهت رفع نياز‌هاي صنفي و خدماتي اعضا».
* * *
انجمن صنفي ( با مجوز وزارت كار)
تيپ دومي از انجمن هاي صنفي كه هنوز در دندان‌پزشكي ايران فعال نشده است، انجمن هاي صنفي اي است كه زير نظر وزارت كار تشكيل مي‌گردد. وظايف اين انجمن‌ها بر اساس اساسنامه چنين است:
ماده 3- حقوق و وظايف اساسي انجمن صنفي :
1- كوشش در جهت استيفاي حقوق و خواست هاي مشروع و قانوني اعضا از طريق ايجاد زمينه‌هاي مساعد به منظور نيل به اهداف انجمن.
2- دريافت وروديه، حق عضويت و كمكهاي مالي داوطلبانه‏ی اعضا.
3- همكاري در جهت تأسيس، تقويت و گسترش شركتهاي تعاوني (اعتبار، مصرف، مسكن) و صندوق تعاون به منظور برخورداري اعضا از تسهيلات بيش تر.
4- حمايت ، دفاع و پشتيباني از حقوق و منافع صنفي و حرفه‌اي اعضا بطور اعم از طريق ارايه پيشنهاد و جلب پشتيباني مراجع و سازمان هاي دولتي و ملي.
5- خريد، فروش و تملك اموال منقول و غيرمنقول انجمن صنفي به نام انجمن صنفي و به حساب انجمن صنفي مشروط بر آن كه به قصد تجارت و جلب نفع نباشد.
6- انعقاد پيمان هاي دسته جمعي كار در حدود مقررات قانوني.
7- جلب پشتيباني مراجع دولتي و ملي نسبت به هدف هاي انجمن.
8- پيوستن به انجمن‌هاي صنفي همگن به منظور تشكيل كانون مربوط يا عضويت در كانون انجمن‌هاي صنفي استان و كانون عالي انجمن هاي صنفي پس از تصويب مجمع عمومي با رعايت مقررات قانوني.
9- همكاري با ساير تشكل‌هاي صنفي مربوط و انجام ساير وظايف و اختياراتي كه به موجب مقررات قانوني بر عهده‏ی انجمنهاي صنفي قرار داده شده يا خواهد شد.
همان طور كه در اساسنامه مي بينيم بسياري از نياز هاي روزمره‏ی دندان پزشكان چه زماني كه كار و فعاليت مي كنند و چه در زماني كه بيكار مي شوند و يا توان كار كردن را از دست مي دهند توسط انجمني كه بر اساس اين اساسنامه تشكيل شده باشد مي تواند تاًمين شود. فكر مي كنم توضيح بيشتر مي تواند مفيد باشد.
يك دندان پزشك از همان روز اولي كه كار مي كند همواره از خود مي پرسد: اگر بيمار شدم چه كسي تاًمينم مي كند. اگر از درمانگاه اخراج شدم و يا در آمدم به قدري كاهش يافت كه حتي بيان ميزان دريافتي ماهانه نيز دشوار شد و يا وقتي در درمانگاه با بهره كشي 80 درصدي مواجه گرديدم و يا بيماري از من شكايت كرد و ادعاي ديه چند ميليوني داشت، سرنوشتم چه مي شود؟ به كجا و كدام انجمن مراجعه كنم كه لااقل در حدود اساسنامه اش رسماً براي حل همين گونه مسائل تشكيل شده باشد.؟
با مطالعه‏ی اساسنامه‏ی انجمن صنفي ( وزارت كاري) در مي يابيم كه اين اساسنامه با تغييراتي و با نوشتن آئين نامه اي به روزشده و منطبق با سطح تحولات امروزين كشورمان و درك درست از ساختار حرفه اي دندان پزشكان و موقعيت اجتماعي آنان، مي تواند بخش بزرگي از مشكلات تلمبار شده و حل نشده اي را كه انجمن هاي علمي ( وزارت بهداشت) و انجمن صنفي( وزارت كشوري) قادر به حل آن نيستند، در دستور كار انجمن خود قرار دهد.
انجمن صنفي( وزارت كار) يك انجمن صنفي حرفه اي است. از مسائل و مشكلات قراردادهاي كاري گرفته تا مشكل بيكاري، از مشكلات مسكن گرفته تا مسائل مطب و ماليات و بيمه و عوارض و غيره همگي مي توانند فقط در چارچوب انجمني صنفي ( وزارت كاري ) به شكل جدي و حرفه اي قابل طرح و حل باشد. بدون اين انجمن واقعاً همچنان كه تا كنون بوده دندان پزشك ايراني بدون پشتوانه‏ی حقوقي سازمان يافته مي ماند و در هر مشكل و موردي، كار به سردرگمي و ابتكارات ناقص فردي و اغلب بي نتيجه مي افتد.كافي است براي دندان پزشك شكايتي از جانب يك بيمار پيش بيايد، آنوقت خوب جاي خالي اين پشتوانه‏ی فعاليت حرفه اي را درك مي كند.
امروزه ضرورت تشكيل انجمن صنفي همه‏ی دندان پزشكان ايران به خصوص انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي ايران( وزارت كاري) كاملاً احساس مي شود.
* * *
انجمن صنفي را مي توان به دوگونه تشكيل داد:
0 - از همان اول به عنوان انجمني سراسري انجمن را به مركزيت تهران تشكيل داد و از شهرستان ها خواست با تمكين از پايتخت شعبات آن را در شهرستان ها تشكيل داده و زير نظر تهران فعاليت كنند. ( تا اكنون همه‏ی انجمن ها چنين بوده اند )
0 - هرشهرستان ( از جمله شهرستان تهران) با ساختار مستقل و با حقوق برابر انجمن خود را تشكيل دهد و داوطلبانه در شورائي با مجموعه‏ی انجمن هاي سراسر ايران به عنوان انجمن مركزي عضو شود.
مشكلي كه تا كنون در انجمن هاي علمي دندان پزشكان ايران بوده، اين است كه چند نفر در تهران بنا به ضوابطي انجمني را به وجود مي آوردند. گاهي در تركيب اين هيأت مديره ها كساني به طور سنتي جابجا مي شدند و چون تقريباً همگي آنان دانشگاهي بودند عملا كار به معادلات و سلسله مراتب درون دانشگاهي مي كشيد. اين است كه وقتي به بازده‏ی اين انجمن ها نگاه مي كنيم، مي بينيم كه خروجي بعضي از آنان در حد صفر است. در همان زمان كساني را در شهرستان ها مي بينيم كه قابليت ها و توانائي هاي بالاي علمي – ادبي دارند ولي به جرم شهرستاني بودن محكوم به تبعيت از هيأت مديره‏ی مقيم پايتخت كه بعضي از آنان توان نوشتن يك مقاله‏ی ساده راهم ندارند شده اند.
تشكيل انجمن دندان پزشكان عمومي ايران ( وزارت كاري) در هر شهرستان يا استاني كه امكان پذير است و سپس تشكيل اتحاديه اي از آنان بر اساس اساسنامه‏ی انجمن هاي صنفي ( وزارت كاري) مي تواند به اين مشكل پايان داده و نيروي عظيم و توانمند نهفته در دندان پزشكان ساكن شهرستان هاي سراسر ايران را به خدمت انجمن و در آخرين تحليل به خدمت درمان بهتر بيماران كشورمان در آورد.
* * *
انتشار نشريه اي كاملاً صنفي يك نياز جدي دندان پزشكان عمومي ايران است . اين نشريه بايد حرفه اي و منظم( تاكيد مي كنم- منظم) و بدور از خواسته هاي فردي و تصميمات لحظه اي سردبیر انتشار يابد. كار منظم روي دندان پزشكاني كه در مطب ها و درمانگاه ها كار مي كنند و امكان حضور مستمر در انجمن ندارند و فراهم كردن مكانيزمي كه بتواند آثار آنان را منتشر كند و عملا حضور انديشه و تجربه‏ی آنان را در جامعه‏ی دندان پزشكي ايران فراهم كند هنوز هم در دستور كار تاريخ دندان پزشكي ايران قرار دارد.
به فروش نرفتن نشريات دندان پزشكي و عدم سازماندهي انتشار نشريات بر اساس حق اشتراك عملاً انتشار هر نشريه را موكول به تبليغات تجهيزات و كالاهاي دندان پزشكي كرده است. به نحوي كه چاپ شدن تبليغات يك شركت در نشريه به معناي تاييد كيفيت آن كالا نيست. گاهي كار حتي به كشيدن ناز هم مي كشد!. در آينده بايد به حذف كالاي تبليفي كه متاسفانه تا حد مقالات سفارشي ارائه شده در كنگره علمي هم كشيده شده است پرداخت و فقط تبليغات كالاهائي را چاپ كرد كه مركز معتبري، بالا بودن كيفيت آن را تاييد كرده باشد. حتي مي توان براي تشكر از صاحبان صنايعي كه با توليد كالاي خوب به رشد دندان پزشكي ايران كمك مي كنند آگهي آنان را رايگان نيز چاپ كرد.
آئين نامه‏ی اجرائي انجمن!!؟؟
اساسنامه‏ی هر انجمن، قانون اساسي آن است كه پيش از هر اقدامي مي بايست منتشر شود. پچ پچه هاي دور از چشم ديگر دندان پزشكان، جلسه كردن و قول و قرار گذاشتن نهانكارانه ( هر چند تجربه مي گويد بنا به خصلت رواني ما ايراني ها جلسه خاتمه نيافته طشت از بام فرومي افتد!) از همان ابتدا از انجمن يك محفل نا صادقي كه در جهت منافع جمعي خاص حركت مي كند مي نماياند. بايد به دندان پزشكان اعتماد كرد، زيرا صاحبان نهائي هر انجمني آنانند و بدون شركت فعال و مؤثرآنان هر انجمني، به شركتي متشكل از رئيس هيأت مديره و اذنابش تبديل مي شود. پخش اساسنامه و آموزش آن به ديگران و فراخوان و دعوت از همه‏ی دندان پزشكان كشور، حس اعتماد و همكاري را بر مي انگيزد و انجمن نوبنياد را به كانون تجلي فعاليت براي كار بهتر و خدمت بيش تر به جامعه‏ی پزشكي تبديل مي كند وگرنه بر هر گروه بسته مدالي حلبي مي ماند. افتخاري كاذب كه اين منم هيأت مديره!!!
تصويب اساسنامه و ارائه‏ی علني و عام آن به 22 هزار دندان پزشك كشور، اولين گام است ولي تمامي حركت نيست. پس از اساسنامه بايد آئين نامه‏ی اجرائي نوشته و تصويب و پخش شود. بدون آئين نامه‏ی اجرائي روابط بين اعضاي هيأت مديره و حدود وظايف آنان مخدوش مي شود.
اساسنامه به عام ترين مسائل و سمت گيري ها مي پردازد و اين در آئين نامه‏ی اجرائي است كه وظايف هر مدير، حقوق اساسنامه اي، حدود اختيارات رئيس هيأت مديره، روابط اعضا با هم و ... مشخص مي گردد. بدون يك آئين نامه‏ی اجرائي پسر نوح با بدان مي نشيند و خطر از همه سو سلامتي كاركردي انجمن را تهديد مي كند. كليه‏ی انجمن هائي كه در آينده تشكيل خواهند شد بايد با پاتولوژي سازواره‏ی انجمن آشنائي و در درمان سريع آن تبحر داشته باشند. ابتلائات نا مطبوع اما چاره پذير انجمني تازه تاًسيس را مي توان چنين بر شمرد:
1- هيأت موسس پس از تاسيس انجمن و گزينش هيأت مديره خانه نشين مي شود و عملا كار به دست رئيس هيأت مديره و چند نفري كه به تباني با وي پرداخته اند مي افتد. اين يعني انزوا و زماني اين انزوا تشديد مي شود كه منافع اقتصادي ناشي از روابط با نهاد هاي تجاري و اقتصادي پر سود يا برگزاري كنگره ها سود آور باشد. ( در همه جاي دنيا هستند شركت هاي تجاري اي كه حاضرند براي در اختيار قرار گرفتن انحصاري فروش كالائي خاص، مسافرت هاي خارج از كشور با ضمائم ويژه و هديه هاي ناقابل تقديم كنند)
رياست طلبي ارزان قيمت جهان سومي از سوئي و وسوسه هاي قراردادهاي پنهان براي تداوم بقاي يك هيأت مديره‏ی بدون آئين نامه‏ی اجرائي را نبايد دست كم گرفت.كافي است بازرس انجمن « وجدان» به فراموشي سپارد و به خدمت قدرت در آيد، آنگاه انجمن پوشالي بيش نخواهد ارزيد.
2- نبود آئين نامه‏ی اجرائي مي تواند به قبضه‏ی قدرت توسط گروهي از هيأت مديره و يا فردي از درون و برون آن بينجامد. اين قدرت متمركز بي پاسخگو بزودي بار منفي خود را در اشتباهات تكراري وآزمون و خطاي مكرر و اعوجاجات تصميمات انديشه نشده‏ی فردي و انزواي علاقمندان و فعالان انجمن نشان خواهد گذاشت. اين بد ترين اتفاق براي هر انجمني است. انجمني كه مي بايست محل تلاقي و كانون انديشه هاي جمعي باشد به ميدان بروز گره هاي واخورده‏ی رواني افرادي مبدل مي شود كه بقاي خويش را در از ميدان بدر كردن ديگر اعضا مي بينند.
3- نبود آئين نامه‏ی اجرائي مي تواند به صوري شدن عناوين و مخدوش شدن حدود وظايف هيأت مديره بينجامد. كافي است رئيس هيأت مديره به عنوان رياست دلخوش كند و عملا دور به دست فرد يا كساني بيفتد كه در انديشه‏ی ارضاي جاه طلبي هاي واخورده‏ی خويشند. آنگاه عروسكي خيمه شب بازي و فردي بي اصالت بر راس انجمن خواهد نشست كه سكان انجمن را به ديگران سپرده و از هراس از دست دادن اين عنوان، به هر خفتي تن در خواهد داد. حيف است دندان پزشكي كه مي تواند سربلند و آزاد با حقوقي انساني در يك انجمن فعاليت كند و با رشد شخصيتي، روز به روز اعتلا يابد، به ورطه اي چنين خفت بار تن در دهد.
4- آئين نامه‏ی اجرائي همزمان با اساسنامه بايد نوشته شده در اختيار همه‏ی دندان پزشكان قرار گيرد. اين كار صداقت و مسئوليت پذيري هيأت مؤسس را نشان مي دهد. انجمن هاي دندان پزشكي در آخرين تحليل نهادي هستند كه در خدمت دندان پزشكانند تا بتوانند بهتر و موثر تر بيمارانشان را درمان كنند.
* * *
رئيس هيأت مديره
رئيس هيأت مديره در فاصله‏ی دو نشست « هيأت مديره » مسئوليت اداره‏ی انجمن را به عهده دارد. حدود اين مسئوليت مي بايست براي جلوگيري از هر گونه كژرفتاري ها دقيقاً در آئين نامه‏ی اجرائي تعريف و معين شود.
بروز دو گرايش ناهنجار در رئيس هيأت مديره مي تواند سلامت زيست فيزيولوژيك انجمن را به خطر اندازد.
* رئيس هيأت مديره تلاش كند قدرت را در دستان خود قبضه كرده و با منزوي و بي خاصيت كردن هيأت مديره عملاً خان خودسر انجمن شود. بندرت ممكن است رئيس هيأت مديره پس از قبضه‏ی قدرت، آن را در جهت تعالي انجمن يعني پرورش كادرهاي جديد و جذب بيش تر نيرو، تامين و تعميم خرد جمعي و به حركت در آوردن تنه‏ی اصلي پيكره‏ی هرم اعضاء به كار اندازد. در چنين انجمني نيروهاي جديد تا جائي پذيرفته مي شوند كه در جهت تحكيم قدرت، ابزار ي كم توقع و ناآگاه به حقوق خويش باشند.
تجربه نشان داده است كه اين قبضه‏ی قدرت و يكه تازي در جهت ارضاي گره هاي رواني سركوفته و يا زد وبند هاي تجاري و مالي به كار خواهد رفت. نتيجه‏ی غائي چنين گرايشي گريز بخش آگاه تر اعضاء فعال و داراي شخصيت فردي نيرومندكه تاب خوان سالاري را در يك نهاد اجتماعي داوطلبانه نمي آورند، و جاي گزيني آنان با كساني است كه شخصيتي رشد نيافته دارند و با شخصيتي آمورف و متزلزل به خدمت ارباب در مي آيند و فراموش مي كنند كه دندان پزشكند و جامعه از آنان شخصيتي فراخور يك كادر درماني مي طلبد. هر چه قدرت اين رئيس بيش تر شود ابن الوقت هاي بيش تري انجمن را تيول خود مي سازند. ديدِ بد بينانه‏ی اين بخش گزارش را نبايد دست كم گرفت. انجمن هاي دندان پزشكان بايد همه‏ی پاتولوژي ها، راه هاي بروز و پيش گيري ها را بدانند.
*رئيس هيأت مديره مي تواند ظاهراً انجمن را سر پا نگه دارد اما براي حفظ منافعي خاص و پنهان نگه داشتن آن از چشم اعضاء، روش هاي گوناگوني به كار ببرد. يكي از وظايف رئيس هيأت مديره گزارش دهي منظم كتبي به هيأت مديره و ثبت آن در دفتر انجمن است. اولين نشانه هاي بروز گرايش ناسالم در رئيس هيأت مديره امتناع وي از گزارش دهي منظم به اعضاي هيأت مديره است. بهانه هميشه پيدا مي شود. وجود اختلاف و دودستگي گرفته تا عدم شركت منظم اعضاء و ...مي تواند بهانه‏ی لغو گزارش دهي منظم كه در حقيقت سيستم كنترلي كار سالم و فعال انجمن است باشد.
رئيس هيأت مديره با اختياراتي كه دارد مي تواند بسياري از قراردادها و امكانات و امتيازاتي كه شركت هاي تجاري و مالي در اختيار انجمن قرار مي دهند در يد خود نگه دارد. گزارش دهي منظم و شفاف مي تواند مانع كژ فهمي در حفظ منافع انجمن شود. هيچگونه مصلحتي نمي تواند مانع تعطيل اين بخش از كار انجمن شود. لغو گزارش دهي، گل آلود شدن چشمه است. بايد عميقاً به اين بخش از كار انجمن حساسيت داشت.
مجمع عمومي
تقريباً در هر سه اساسنامه‏ی انجمن ها ( علمي وزارت بهداشت، صنفي وزارت كشور، صنفي وزارت كار) مي بايست هر سال مجمع عمومي تشكيل و گزارش كار انجمن توسط هيأت مديره داده شده و صحت آن توسط بازرس تاييد شود.
روش كار گریز از یک گزارش سالم چنين است كه مجمع عمومي در زمان تعيين شده برگزار نمي گردد. سپس در جريان يك كنگره‏ی عمومي، بخشي از هزينه‏ی پرداختي توسط شركت كنندگان، حق عضويت محسوب مي گردد و راي گيري صورت مي گيرد. اين فرم كار حتي اگر هيأت مديره سوء نيت هم نداشته باشد دو عيب جدي و اساسي دارد. اول دندان پزشك بدون آن كه خود متوجه شود آلت دست يك « كنگره بازي» مي شود و از راي وي براي تداوم افراد معيني در هيأت مديره استفاده مي گردد. مسلم است كسي كه براي شركت در كنگره اي آمده است، شركت در يك راي گيري مفهوم « انجمني » ندارد و چون كسي را نمي شناسد، به كسي راي مي دهد كه از مسئولان كنگره است و عكسش را در نشريه و خودش را در جريان برگزاري كنگره ديده و به سخنانش گوش فرا داده است. دومين ايراد چنين روشي ( با فرض صادقانه بودن آن ) تضييع حقوق فعالان انجمن است. فعالان انجمن زير و زبر كار انجمن و حد توانائي هاي هر فرد را مي شناسند و اگر از گروه گرائي پرهيز كرده باشند ( كه كار ساده اي نيست!!) مي توانند آگاهانه تر راي دهند و اين همان چيزي است كه هيأت هاي مديره اي كه « ناخالصي» دارد از آن مي ترسد و به ترفند روي مي آورد.
براي گريز از مسئوليت و يا ارائه ندادن كارهاي انجام شده، يك راه بسيار ساده ولي ناصادقانه وجود دارد. پنهان نگه داشتن اسامي اعضا و عدم اعلام آن در نشريات و سايت انجمن و تكيه به سياهي لشگري بنام اعضاء. اعلام اسامي اعضاي هر انجمن از آن جا اهميت دارد كه مي تواند ميزان نفوذ و كارائي و اعتبارواقعي هر انجمن را نشان دهد. گذشته از آن بر پايه‏ی تعداد اعضاي هر انجمن كمك هاي دولتي پرداخت مي گردد. پنهان نگه داشتن اسامي ليستي كه بنام اعضا وجود دارد، استفاده‏ی ناصادقانه از نام و مشخصات دندان پزشكان در جهت خواسته اي است كه نمي توان بر آن مهر مشروعيت زد.
انجمن هاي علمي و صنفي براي آن به وجود مي آيند كه دندان پزشكان ايراني بتوانند بهتر رشد علمي- شخصيتي داشته و كار درمان بيماران خود را مؤثر تر و با فرهنگي والاتر و از نظر اصول با وجدان تر انجام دهند. وجود انواع ترفند ها و تقلب ها در هيأت هاي مديره‏ی انجمن ها، نتيجه اي معكوس را به انجمن تحميل مي كند.كسي كه به ياران انجمني خود نارو مي زند و پيچ هاي سرگردان كننده را براي پيش برد هدف هاي خود در انجمن به كار مي برد، صادقانه بگوئيم براي بهره وري اقتصادي بيش تر از مطب دندان پزشكي و بيمارستان بر سر بيماران چه مي آورد؟
بازرس
چه كسي مي تواند جلوي انحراف هيأت مديره ها را بگيرد و با گزارش صادقانه و به موقع انجمن را از انحراف رهائي دهد؟. بر اساس هر سه اساسنامه، اين بازرس است كه چنيني وظيفه اي به عهده دارد.
در فاصله‏ی ميان دو انتخابات لازم است يك يا چند عضو به عنوان چشم و گوش و وجدان بيدار اعضاء بر كار هيأت مديره نظارت داشته باشد. انجمن با انتخاب يك بازرس براي مدت يك سال مي تواند از سلامت كار هيأت مديره مطمئن شود. حضور بازرس در نشست هاي هيأت مديره و دسترسي وي به اسناد انجمن نوعي پيش گيري از انحراف از اساسنامه و آئين نامه‏ی اجرائي است. يك ساله بودن زمان مسئوليت بازرس، به اعضاءاجازه مي دهد سه بار هيأت مديره را زير آزمون داشته باشند. هر جا انجمني نا سالم شد اطمينان داشته باشيم بازرس بيمار شده است!!
بازرس، وجدان آگاه و امين اعضاء انجمن است. سكوت و يا همكاري بازرس با هيأت مديره هائي كه خلاف اساسنامه رفتار مي كنند، درد آور و چنين بازرسي شايسته‏ی انتخاب مجدد نيست.
* * *
از گذر فراز و فرود هاي بسيار، امروزه همه به سامان وحدت مي‌انديشند ولي نگاهي به نشريات دندان‌پزشكي به روشني بازگو مي‌كند كه باز هم بحث بر سر « وحدت زير سايه‏ی من» است !! و تلاش براي يك پارچه كردن نيروي ذخيره مانده‏ی دندان‌پزشكان مي‌بايست در قالبي نو به گونه اي صورت گيرد كه بتواند فراسوي خواست هاي فردي يا رهبري يك انجمن يا هيأت مديره، همه‏ی قشر هاي دندان‌پزشكان ايران را گرد بياورد. در حقيقت وحدت صنفي نه بر روي كاغذ يا پشت پرده‏ی پنهان كاري گروهي، بلكه در عمل و در جائي كه در چارچوب تشكلي آگاهانه و علني، وسيع ترين تعداد دندان‌پزشكان به اظهار نظر و تصميم گيري بپردازند صورت مي‌گيرد.
تا كنون چندين انجمن و تعاوني صنفي توانسته اند بخشي از خواسته‌ها و انتظارات دندان‌پزشكان را بازتاب دهند ولي حتي نگاهي گذرا به تركيب فعالان و بازده‏ی اين انجمن‌ها گواهي مي‌دهد كه بيش تر يا نزديك به تمامي اين نهاد‌ها كم خون و گاه گاهي اند و اعضاي در ميدانِ آن كم شمارند و دست پر، نامي اند براي عنواني در سربرگ هاي كنگره اي كه نازل بودن محتواي علمي آنان زير تبليغات پر هزينه پنهان مي‌ماند.
از سال 1303 تا زمان ما، هيچ گاه انجمن‌ها ي دندان پزشكي در ايران تا اين حد گسترده و در عين حال درون گرا و بسته نبوده است .انجمن هاي ما عادت نكرده اند با نظر خواهي و دادن پرسش نامه‌ها ئي كه خوانده و اجراء شود، سمت و سوي خود را در برش هاي زماني تعيين كنند. اما پرسش هاي شفاهي نتيجه هاي تاسف باري را به دنبال داشته است. نه تنها اعضا و فعالان بلكه حتي بيش تر اعضاي هيأت مديره‌ها هم از حقوق اساسنامه اي خود آگاه نيستند و بسياري از آنان حتي نمي‌دانند اصلا اساسنامه چيست. از اين نظر دندان‌پزشكان ما افرادي به شدت بي اطلاع و حتي فعالان انجمن‌ها نيز دست بالا ناآگاه باقي مانده اند.
انجمن هاي علمي موجود جز چند تائي چه خوشمان بيايد چه نيايد، عملاً هيأت هائي هستند كه مي‌توانند كنگره اي در سال برگزار و اگر توانستند مجله اي پر از تبليغات رنگين براي شركت هاي تجاري منتشر كنند. بعضي از انجمن هاي علمي با افتخار واژه‏ی علمي را منطبق با نام اساسنامه اي خود به كار مي برند ولي بزرگ ترين انجمن علمي ( از نظر تعداد اعضاء بالقوه‏ی آن ) پيش از انتخابات ترجيح مي داد از بكار بردن واژه‏ی علمي خودداري كند و خود را « انجمن دندان پزشكان عمومي ايران » مي خواند. اما با تشكيل « انجمن صنفي دندان پزشكان عمومي ايران » خواه نا خواه براي گريز از ايجاد ابهام و آگاهي داشتن دندان پزشكان از عناوين اساسنامه اي، هيأت مديره‏ی اين انجمن چاره اي غير از بكار بردن واژه‏ی علمي و صنفي در سربرگ هاي خود نخواهد داشت.
روي گرداني شديد دندان‌پزشكان از گرد آمدن در انجمن‌ها و نمادين ماندن واژه‏ی علم در عنوان انجمن‌هائي چند، ذهن هاي دگرخواه و راهياب را به سوي يافتن راهي براي فعال كردن و علاقمند نمودن دندان‌پزشكان به تشكل براي خدمت سامان يافته تر به بيماران مي‌كشاند.
ما در نشريات دندان‌پزشكي به ندرت به مقالاتي راه گشا براي برون رفت از رخوت حاكم بر جامعه‏ی دندان‌پزشكي ايران برخورد مي كنيم. هر چند پا گرفتن انجمن هاي علمي در تقريباً همه‏ی بخش هاي دندان‌پزشكي، خود گامي بلند به سوي كيفيتي درخشان فراخور نام ايران و ايراني شمرده مي‌شود. با همه‏ی دست اندازهائي كه پيش روي انجمن هاي علمي وجود دارد، همين كه بتوانند مجله اي منتشر كنند و به انجمن خود سر و سامان دهند، خود گامي بزرگ است. اما نبايد فراموش كرد كه امروز در اين مرحله، اين گام با تمام ضعف ها ي آن مثبت است. اما اگر اين انجمن‌ها در همين حد باقي بمانند و به انتشار هرازگاهي مجله اي كم كيفيت دل خوش كنند، فردا بوي كهنگي خواهند گرفت.
* * *
راه هاي گوناگوني براي استفاده حداكثر از امكانات و توان دندان‌پزشكان ايران پيشنهاد شده است. به نظر مي‌آيد دو راه بيش از راه هاي ديگر هواخواه داشته باشد:
1) راه حل اداري 2) اعتماد به اعضاء و سرنهادن به تصميم هاي آنان.
راه حل اداري:در اين راهكار براي برون رفت از لابيرنت موجود، ساختار اجتماعي دندان پزشكان يك سان انگاشته مي‌شود و بدون در نظرگرفتن تفاوت هاي انجمن ها، به يك تشكل سرتاسري كه همه‏ی دندان پزشكان را در زير يك انجمن و يك هيأت مديره - بخوان يك رئيس- جمع كند تمسك جسته مي‌شود. هواداران چنين تشكلي عمدتاً دانشگاهيان هستند كه بر اساس ساختار اداري دانشگاه، به تمركزي اداري براي انجمن هاي متعدد تخصصي مي انديشند. نا گفته پيداست هواداران چنين تفكري به دو اصل باور دارند. 1) كثرت يعني تشتت و هرج و مرج و شكاف در ميان دندان پزشكان. بنا براين همه‏ی دندان پزشكان بايد از يك جا رهبري شوند. 2) دندان پزشكان عمومي زير مجموعه‏ی انجمن هاي تخصصي هستند.
نماي بيروني اين نوع وحدت طلبي وسوسه كننده است ( فدراسيون، كنفدراسيون و ....) اما شكافت پوسته‏ی اين تشكل ما را باز به يك وادي بي تحركي هدايت مي كند. هيأت رئيسه اي كم توان و رئيسي كه همه جا خود را نماينده‏ی كل دندان‌پزشكان مي‌داند، اما حنايش آن جا كه بايد از منافع دندان پزشكان دفاع كند رنگي ندارد. با چنين تشكلي براي دندان پزشكان عمومي كه بار اصلي درمان دندان پزشكي كشور را به دوش مي كشند، در بروي همان پاشنه خواهد چرخيد و انجمن هاي دندان پزشكان عمومي، نقشي جز سياهي لشكر نخواهند داشت. اگر هم كساني از دندان پزشكان عمومي در رهبري چنين فدراسيوني قرار گيرند نبايد دل خوش كرد. اين چاه آبي به دندان پزشكان عمومي نخواهد رساند هر چند ناني به يك همكار رسانده باشد. اگر قرار است كاري براي دندان پزشكان شود فقط با گسترش اختيارات انجمن هاي فعلي، فعال كردن بيش تر آنان، و تشكيل انجمن هاي ديگري كه گوشه هاي ديگري از منافع دندان پزشكان را بازتاب دهد و گروه جديد تري را به ميدان آورد، امكان پذير است. نه با از بين بردن قدرت تحرك آنان از طريق يك تمركز اداري منفعل كننده.
معمولاً هواداران اين ايده به جائي در هرم قدرت دولتي دل خوش مي‌كنند و مي‌پندارند همه‏ی مشكلات دندان‌پزشكي از آنجا ناشي مي‌شود كه صندلي اي در كنار وزير بهداشت يا كميسيون بهداشت مجلس و شوراي عالي نظام پزشكي ندارند!! آنان همه‏ی دندان‌پزشكان را به مشاركت حداكثري فرا مي‌خوانند تا زير لواي انجمن مادر گرد آيند. انجمن مادر با چنين محتوائي فقط دو معني دارد، يا منظور همان انجمن دندان پزشكي ايران است كه هيأت مديره اش از اطلاع رساني صادقانه به دندان پزشكان وحشت دارد يا انجمني جديد زير فرماندهي مشابه‏ی همين جمع منتها با نام و رئيس جديد و واژه اي جديد و احتمالاً عنواني دهان پر كن در سربرگ نامه ها .
عادلانه قضاوت كنيم و در اين قضاوت به خاطر داشته باشيم كه كه دندان‌پزشكي ايران حقش اين نيست كه چنان ناديده گرفته شود كه براي برگزاري يك كنگره‏یجهاني، برجسته ترين استادانش بناچار در صف پذيرش كشور هاي كوچك خليج فارس به انتظارِ التفات بنشينند. شك نداشته باشيم كه با واقع بيني و انتقاد از تمام مسائلي كه موجب كم اعتبار شدن دندان پزشكي ايران شده است مي توان موقعيت شايسته‏ی دندان پزشكان ايراني را به دست آورد. به اين مرحله مي توان نقطه‏ی پايان نهاد . اطمينان داشته باشيم.
عادلانه قضاوت كنيم . از نزديك به بيست و دو هزار نفر دندان‌پزشك ايراني حدود 350 نفر در انجمن هاي مختلف فعالند. چرا انجمن هاي علمي و صنفي موجود به خصوص در شهرستان‌ها بندرت جنب و جوش دارند و چرا تشتت و تفرقه در همين تعداد كم دندان‌پزشكان هم به حد منزجر كننده اي رسيده است؟ خيش به سنگ خورده يا دهقان كِشتن به كناري نهاده و فصل درو از ياد برده است؟
2) راه حل ديگر شايد پاسخ هائي هر چند ناكامل ولي لااقل قابل قبول تري به پرسش هاي پيش رو بد‌هد. بر اساس اين بينش، بايد به حركت از پائين، ايجاد تشكل هاي نويني كه بخش هاي ديگري از انتظارات به روز شده‏ی دندان‌پزشكان را برآورده سازد، پرداخت. اتحاد داوطبانه و برابر حقوقي كه در عمل كارساز باشد، يافتن فرمولي خردمندانه براي بازتاب لايه هاي مختلفي كه در هرم جمعيتي دندان پزشكان ايران ديده مي‌شود، شركت هر چه وافعي تر و عملي تر شهرستاني‌ها در اداره‏ی انجمن‌ها.
دندان‌پزشكان ايران همان طور كه در بالا آمد از لايه هاي اجتماعي گوناگون بيرون آمده اند ولي سطح تحصيل كردگي و نوع كاري كه انجام مي‌دهند- حرفه‏ی درماني- آنان را در يك صف عظيم قرار مي‌دهد. در اين صنف تفاوت جايگاه اجتماعي حدواً يك سان است ولي بنا به ميزان درآمد و اين كه در خدمت كدام طبقه‏ی اجتماعي باشند و در كجا و چگونه زندگي كنند به طبقات گاه به شدت فاصله دار تقسيم مي‌شوند.
عملاً تفاوت درآمد‌ها به نوعي موجب واگرائي در دندان‌پزشكان شده است و در اين ميان، حتي گروه كثيري از استادان دانشگاه به خاطر گرايش شديد استادان دندان‌پزشكي به كار كلينيك و آن هم از نوع درآمد زاي آن ( كه حتي در سطح بندي انتخاب رشته هاي دستياري هم خود را نشان مي‌دهد ) اين فرهنگ را پذيرا شده اند.متاًسفانه گسترش تجارت آموزشي educational business در بين استادان دانشگاه و دلال انحصاري شدن افرادي موثر در كار تجاري كالاهاي پر مصرف جديد، به ذهنيت و اعتبار علمي دندان پزشكان متخصص ايران در كليت خود آسيب رسانده است.
تماس با يك قشر معين اجتماعي به تدريج نوع خاصي از نگرش را نيز در انسان به وجود مي‌آورد كه در تداوم فعاليت اجتماعي از پايگاه اوليه‏ی دندان‌پزشك عبور مي‌كند. بايد ديد دندان‌پزشك در خدمت كدام قشر از بيماران است و در آمد اصلي اش از كدام شيوه تامين مي‌شود، آنوقت در باره اش قضاوت كرد. اين موضوع بخصوص زماني كه مي‌خواهيم انجمن صنفي زير نظر وزارت كار تشكيل دهيم تعيين كننده است.
* * *
يك نهاد حرفه اي زماني مي‌تواند گروه وسيعي از دندان‌پزشكان را گرد بياورد كه : 1) از منافع قانوني آنان پشتيباني و بر اساس اساسنامه و آئين نامه‏ی اجرائيش هيأت مديره موظف به پي گيري اين منافع قانوني باشد. 2) اساسنامه و آئين نامه‏ی اجرائيش بازتاب اصلي ترين خواست هاي دندان‌پزشكان باشد. 3) در زندگي روزمره‏ی دندان‌پزشكان در هر جائي كه هستند( پايتخت يا شهرستان) در كنار دندان‌پزشكان و پشتوانه‏ی عملي كاردرماني آنان باشد.
وحدت حرفه اي زماني واقعي مي‌شود كه انجمن هاي موجود و انجمن هائي كه بنا به ضرورت زين پس شكل خواهند گرفت به راستي صادقانه از طرفي به وظايف اساسنامه اي خود عمل كنند و از پيچ هاي اداري براي بقاي هيأت مديره‌ها استفاده نكنند و با نگرش قانون مدارانه و گريز از بازي با حذف واژه‌ها از عنوان اساسنامه اي، هدف هاي غير قانوني را پنهان نسازند. آنوقت مي‌توان باور كرد كه منظور از وحدت، به راستي تجمع توان دندان‌پزشكان براي بهره گيري از کارائی آنان در جهت خدمت بيش تر به جامعه‏ی پزشكي و بيماران است.
* * *
تشكلي از همه‏ی انجمن‌ها با حفظ استقلال هر يك مي‌تواند گام مثبتي در برون رفت از انزوائي باشد كه در دندان‌پزشكي ايران پيش آمده است. اما گام اول در تحقق اين هدف، پالايش انجمن‌ها از پلشتي هاي رياست طلبي، پنهان كاري و فريب اعضاء، كم اثر شدن هيأت مديره هاست. به زبان ديگر زدودن همه‏ی زنگارهائي است كه مي‌تواند به درجه اي معين در يك انجمن ظاهر شود و آن را از محتواي اساسنامه اي خالي و به شركتي تجاري ماننده كند.
* * *
فكر مي‌كنم براي همه روشن است كه هدفم ابداً انجمن خاصي نيست و آنچه آوردم بيش تر هشداري است از وجود ويروسي كه مي‌تواند يك انجمن را آلوده كند . اگر همين امروز بخواهيم اتحاديه اي از انجمن هاي امروز جامعه‏ی دندان پزشكي ايران تشكيل دهيم بعيد است اكثريت انجمن هاي ثبت شده نتوانند با افتخار شركت نكنند.!!
* * *
روزي روزگاري توليدات فكري و تجربي پزشكان ايراني در تمام مراكز علمي جهان خريداراني داشت و هزاران دانشمند در سراسر جهان در پرتو انديشه هاي ايراني رشد مي كردند. حيف است اين همه استعداد و توانائي دندان پزشكان ايراني در كنج انزواي مطب ها و درمانگاه ها ذره ذره دود شود و حتي كورسوئي به اين خاكستر ديرپا نيفزايد. توليدات علمي دندان پزشكان ايراني مي تواند دوباره جهاني شود. هرم خئوپس را بايد بلند كرد و در جاي خود قرار داد.
پايان بخش اول
21 / دي ماه 1386
آيرج كي پور
تهران
ضميمه

با گسترش بيش تر انجمن هاي علمي و صنفي لازمست مركزي تشكيل شود كه بتواند به نياز هاي پيش روي دندان پزشكان پاسخ مناسب دهد. عمده ترين اين نياز هاي مبرم عبارتند از :
* تشكيل كنگره ها، همايش ها، گردهمائي ها، و بازآموزي ها، هزينه اي كمر شكن به انجمن هاي علمي و صنفي تحميل مي كند. يكي از دلايلي كه تشكيل كنگره‏ی يك انجمن را تا اين حد به نمايشگاه تجهيزات دندان پزشكي وابسته كرده است همين نبود يك جاي مناسب ارزان قيمت براي رفع نيازهاي پيش گفته است. فقط با جمع آوري سرمايه هاي موجود در انجمن ها ( با ضوابط و مقررات معين) و خريد يا ساخت سالني براي همايش و مجالس انجمن هاي دندان پزشكان مي توان اين گره را باز كرد. تا زمان ساخت چنين مكاني مي توان محتاطانه از شركت هاي فعالي كه ايجاد شده اند، ياري جست. اين برازنده‏ی شاًن دندان پزشكي نيست كه هر بار خيمه‏ی كنگره را در يك گوشه‏ی شهر بر پا كند و بر سر اجاره‏ی جا، به چانه زني با مديران سالن هاي عروسي بپردازند.
* تبليغا ت گسترده و خبررساني با توجه به حجم كار اطلاعاتي و بايگاني براي يك انجمن به تنهايي دشوار است و انرژي زيادي از هر انجمن مي گيرد. اين كار بايد توسط گروهي حرفه اي صورت گيرد( مانند برگزاري همايش ها و...) . وجود يك مركز با كادر هاي ورزيده مي تواند در اختيار تبليغات و انتشارات تمام انجمن ها و اعضا باشد و آنان را از به هدر دادن نيرو ( وصد البته تعطيلي مطب!!) آزاد كند.
* بيكاري، از كار افتادگي، بيمه، و بسياري از مسائل ديگر مي بايست توسط گروهي حرفه اي و كارآزموده حل و فصل شود. براي اين كار احتياج به مركزي براي تجمع نيروهاست.
* جامعه‏ی ايران رشد مي يابد و پيچيدگي روابط حقوقي مي طلبد دندان پزشكان از مشاوره و حمايت هميشگي وكلاي حقوقي برخوردار شوند. تامين اين خواسته از توان يك انجمن كوچك خارج است.
* مساًله‏ی مسكن در اعضاي جوان و ميان سال دندان پزشكان، معضلي آزار دهنده است. وجود يك تعاوني مسكن كه توسط همه‏ی انجمن ها حمايت شود مي تواند گامي محكم در جهت خانه سازي براي دندان پزشكان بردارد..
* به نظر مي رسد تامين اين گونه خواسته ها فقط از عهده‏ی مركزي بر مي آيد كه تمام انجمن هاي موجود تهران و شهرستان ها در آن عضو باشند و مانند يك پارلمان دندان پزشكي عمل كند. به نظر من نام « شوراي عالي انجمن هاي دندان پزشكان سراسر كشور» مي تواند تا حدودي نمايانگر وظايف و ساختاراين مركز باشد. اساسنامه‏ی اين مركز فقط زماني قابل اجراست و از اعمال نفوذ اربابان قدرت مسلط دور مي ماند كه:
*توسط همه‏ی انجمن ها نوشته شود. * به طور علني منتشر شود * نقد و بررسي آن چاپ و در اختيار همه‏ی دندان پزشكان قرار گيرد. * از ترفند هائي مانند نبود وقت و اختلاف ( تجربه مي گويد به جاي اختلاف بايد گفت جنگ زرگري!!) پرهيز شود. * اساسنامه و آئين نامه‏ی اجرائي آن همزمان در هر انجمنتصويب شده و آراي موافق و مخالف آن رسماً اعلام شود.
* از نظر قانون « جامعه دندان پزشكي ايران » هنوز منحل نشده است و به عنوان يك شخصيت حقوقي ثروت جامعه هنوز به آن تعلق دارد. حق انتفاع اين ثروت مي تواند در اختيار اين مركز قرار داده شود تا در خدمت تمام دندان پزشكان قرار گيرد. از جمله ساختمان متعلق به جامعه دندان پزشكي ايران مي تواند مقر اين مركز باشد.
لطفاً پس از خواندن مطلب، نظرتان را در این تالار بنویسید
آيرج كي‌پور
آشنایی با نویسنده

Tags: 
تعداد نمایش ها: 8388

بازگشت به فهرست


 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...