کلاب لبخند


برای ملاحظه کلاب لبخند باید وارد شده باشید، برای ورود لطفا اینجا کلیک کنید.




رضا محمودیان | Mahmoudiyan

You do not have permission to view the profile of this user.
رضا محمودیان | Mahmoudiyan -> همه
سلام ميگم سابق از اين تصوير أفراد به ترتيب حضور در كلاب گوشه سمت راست معلوم بود مشخص ميشد كيا فعالند تا جايزه بگيرند دست آمريكا بشكنه حالا نميشه دو باره همون چارت رو جايگزين كرد ببخشيد ها به بزرگواري خودتون جسارت كرديم نظر داديم. ضمنا چرا با تبلت نميشه عكس شير كرد@
رضا محمودیان | Mahmoudiyanرضا محمودیان | Mahmoudiyan
آگوست 4, 2014 07:390 More
کسی پاسخگو نبود
Photo:
رضا محمودیان | Mahmoudiyanرضا محمودیان | Mahmoudiyan
آگوست 6, 2014 03:150 More
دختر جان نقل متل حسن گچل با گردوهاش رو شنیدی این نقل همونه.جونه تو.
رضا محمودیان | Mahmoudiyanرضا محمودیان | Mahmoudiyan
آگوست 9, 2014 16:460 More
عاقلان را اشارتي!!!!!!!!!
Photo:
رضا محمودیان | Mahmoudiyanرضا محمودیان | Mahmoudiyan
آگوست 12, 2014 02:350 More
بخونیدو لذت ببرید
Photo:
رضا محمودیان | Mahmoudiyanرضا محمودیان | Mahmoudiyan
آگوست 12, 2014 07:460 More
دختر ناز بابا
فایل:
mfi_files[] (87.02 کیلوبایت)
رضا محمودیان | Mahmoudiyanرضا محمودیان | Mahmoudiyan
آگوست 13, 2014 02:110 More
10417746_927267363955245_739320581179033_n.jpgاصلا از ارتو دنسیت خوشم نمیاد
Photo:
mona zandmona zand
سپتامبر 5, 2014 07:350 More
doos pesaret oomade be man mighe be too tohin nakoanam!
mona zandmona zand
سپتامبر 14, 2014 06:321 More

کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشسست.روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت.بوی پنیرشنید.به طمع افتاد .روبه کلاغ گفت:ای وای تو اونجایی
...می دانم صدای معرکعه ای داری! چه شانسی اوردم !اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان
کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت: این حرفهای مسخره را رها کن! اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم.
روباه گفت : ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعا عاشق صدایت هم هستم
کلاغ گفت باز که شروع کردی ! اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن ، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتد.
روباه دهانش را باز باز کرد
کلاغ گفت بهتر است چشمت را ببندی تا نفهمی تکه بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی .
روباه گفت بازیه !؟ خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال
خلاصه بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را باز تر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد!
روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد :بی شعور این چی بود
کلاغ گفت: کسی که تفاوت صدای خوب و بد را نمی داند تفاوت پنیر و فضله را هم نمی داند!
mona zandmona zand
سپتامبر 18, 2014 23:151 More
khub che khabar?
mona zandmona zand
اکتبر 5, 2014 06:161 More
salam shenidam bet zan nemidadan mahmudian jan rafty dakhil basty be harame emam bakhte baz shodeh!