ترخيص بيمار در بيابان!

ترخيص بيمار در بيابان!

رها شدن 2 بيمار بي بضاعت در بيابان هاي اطراف تهران (يا بنا به نقلي، در خيابان هاي تهران) كه گويا توسط يكي از بيمارستان هاي دولتي انجام گرفته است و البته يك امر استثناست و شامل ساير بيمارستان ها و نيروهاي زحمتكش آنها نمي شود؛ موضوعي است كه در اين چند روز اخير، واكنش بسياري از مردم و مراكز دولتي را برانگيخته است؛ به طوري كه امروز صاحب اين قلم نيز چنان برانگيخته شد كه قصد كرد تا در اين راستاي تاسف زا، چند كلمه اي ذكر مصيبت كند.

با اجازه سعدي:
    بگذارتا بگريم چون ابر در بهاران
    كز سنگ ناله خيزد از يكسري عزيزان!

do-bimar-raha-shodeh.jpg
   
    سابق اگر مي گفتند: «مصيبت بود پيري و نيستي»، الان اما ظاهرا چنان پيشرفت كرديم كه اين مساله به قبل از دوران پيري نيز كشيده شده است و بايد گفت: «مصيبت بود بودن و نيستي!»؛ يعني كه زنده باشي، اما دستت چنان خالي باشد كه حتي اگر بيمار شدي، نتواني بستري شوي و توسط آمبولانس بيمارستان به يكي از بيابان ها يا خيابان هاي اطراف شهر منتقل و در آنجا به سلامتي ترخيص ــ يا اگر اهانت نباشد، تخليه ــ شوي....به اين مي گويند گسترش محيط بيروني بيمارستان تا بيابان!
    خب الحمدلله هم دادسراي عمومي و انقلاب تهران اعلام كرده است كه عاملان رها كردن 2 بيمار در بيابان هاي اطراف تهران تحت پيگرد قانوني قرار گرفتند و تحقيقات اوليه نشان مي دهد كه بيماران مذكور به دليل ناتوانايي(عدم توانايي سابق!) در پرداخت هزينه هاي درماني در بيمارستاني دولتي به اين محل منتقل شده اند؛ و هم سخنگوي وزارت بهداشت و درمان از دستور ويژه وزير بهداشت براي تشكيل تيمي به منظور پيگيري شديد اين حادثه خبر داده بود كه خوشبختانه با پيدا كردن سرنخ ماجرا در جيب راننده آمبولانس قرار است دخل همه عوامل اصلي هم بيايد!
    افراد عادي اين صحنه بيماران رها شده در بيابان را نديده اند، بلكه خود نيروهاي «ناجا» در اواخر فروردين امسال با 2 چشم خودشان 2 نفر را با لباس هاي بيمارستاني و در حالي كه از ناحيه پا، سر و صورت دچار سوختگي بوده و زخم هاي آنان عفونت كرده بوده، در كنار بزرگراه خليج هميشگي فارس پيدا كرده اند. و ظاهرا يك پاكت راديولوژي ممهور به مهر يكي از بيمارستان هاي دولتي نيز همراه آنها بوده است كه كار انكار آن بيمارستان را احتمالابا كمي مشكل مواجه مي كند.
    با حواشي خبر: قصد حاشيه سازي نداريم، اما باور كنيد كه آن قدر اين قضيه غيرانساني و دردآور است كه هر مقام و مسوولي بايد نسبت به آن واكنش لازم را از خودش نشان دهد تا ديگر يك آدم مريضي با اين بيماران يك همچين كاري نكند. خب ما نيز در حد وسع خودمان و با همين يك قلم طنزمان، به شرح زير از خودمان واكنش نشان مي دهيم:
    1ــ اتصال حياط بيمارستان به بيابان: در طرح توسعه برخي از بيمارستان ها، به گونه اي فضاي درماني آنها را گسترش دهند كه مثلااز در جلو به خيابان و از در عقب به بيابان متصل شوند. در اين حالت اگر مسوولان بيمارستان احساس كردند كه به جاي ترخيص بيمار از طريق در جلويي بايد از در عقبي او را ترخيص نمايند؛ دستشان باز باشد و مشكلي فرا روي اين قشر دلسوز جامعه نباشد.
    2ــ عبور بيمار از زير گيت: همانند ورودي هاي برخي مراكز سازماني همچون فرودگاه ها و سازمان هاي دولتي و مراكز حساس ديگر، در محل ورودي بيمارستان ها نيز دستگاهي نصب شود كه اگر بيمار بي بضاعتي از زير آن رد شد تا داخل بيمارستان شود، شديدا سوت و آژير بكشد و مسوولان آگاه بيمارستان را آگاه تر كند.
    3ــ جلوگيري از بيمارشدن فقرا: با دخالت مراكز بهداشتي و درماني مربوط به معالجه و تدفين بيماران، برنامه هايي پيشگيرانه اتخاذ شود كه افراد دهك هاي پايين جامعه، در صورتي كه نياز ندارند، مريض نشوند. حذف مرخصي استعلاجي، يك گام بازدارنده بزرگ در اين مسير است. يعني چي كه هي دم به ساعت الكي بيمار شويم؟... هر كسي بايد در حد وسعش مريض شود. چشم و همچشمي خوب نيست. نوعي بيماري است.
    4ــ مراجعه اورژانسي به بانك: هر بيماري قبل از مراجعه به بيمارستان يا اورژانس آن حتما بايد كه اورژانسي و به صورت هدفمند به نزديك ترين شعب بانك هاي دولتي مراجعه كند و اگر حسابي در بانك ندارد، به سرعت درخواست وام نمايد. از 2 همراه نيز به عنوان ضامن و شاهد مثال استفاده كرد. به اين مي گويند: وام براي دوام!...



منبع:  رضا رفیع- جام جم

بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil